خلاصه داستان قسمت ۳۹ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۹ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۹ سریال جیران پرداخته شده است.
عاقبت شبنامه نویسی کفایت خاتون چه می شود؟
بالاخره شبنامههای کفایت خاتون در قسمت سی و نهم سریال جیران کار خودش را کرد. شاه پس از خواندن شبنامههای مخالفان که توسط سلمان خوانده شد تصمیم گرفت برادر ناتنیاش عباس میرزا و مادرش خدیجه چهریقی را سربهنیست کند. اما اینبار دیگر به سلمان اعتماد نکرد و به جای سلمان مادرش مهدعلیا را مامور انجام کاری کرد که قراول خاصه به خاطر پایبندی به یک عشق قدیمی نتوانست یکبار انجامش دهد. دستور شاه به مادرش مهدعلیا همچون یک متاع ارزشمند در نظر مادر بود که میتواند با آن تمام عقده چندین ساله از خدیجه چهریقی را یکجا به فراموشی بسپارد.
راه سعادت سارای گرجی در قسمت سی و نهم سریال جیران
سارای گرجی یک نجیبزاده از کشور گرجستان است که حکومت مرکزی به دلیل یک ظن اشتباه به پدر و خانوادهاش آنها را اذیت و آزار کرده و پدرش را کشته و برادرش و خودش را از کشور فراری دادند. اما پس از سالها دوری غربت و زندگی سخت و رنج و هجرانی که متحمل شدند خبر رسید که حکومت گرجستان به اشتباه خود نسبت به پدر و خاندان سارای گرجی پی برده و تصمیم گرفته است تمام دارایی آنها را برگرداند و از آنها دلجویی کند. سارا این اتفاق خوش را میخواهد همراه با سیاوش جشن بگیرد و منتظر همراهی سیاوش در سفر به گرجستان است.
یکی از اتفاقهای خوب و جالب توجه سریال جیران تقدیم هر قسمت از سریال به یکی از درگذشتگان حوزه سینما است. در این مدت سریال به بزرگانی بسیاری از حوزه بازیگری و هنر سینما تقدیم شده است اما این قسمت تقدیم به زندهیاد مسعود مهرابی شد. مسعود مهرابی برای اهالی نقد یکی از پایههای حفظ نقد است. هم او بود که با تاسیس ماهنامه سینمایی فیلم و استمرار انتشار آن به رشد سینمای ایران کمک شایانی کرده است. باید برای این حرکت خوب دستاندرکاران جیران به آنها دستمریزاد گفت.
طعمه کفایت خاتون و منجلاب سیاوش
سیاوش از انتشار شبنامه اخیر که توطئهای علیه عباس میرزا بود اطلاعی نداشت. او که در حال حاضر فرمانده جریان مخالفت با شاه قاجار است با کفایتخاتون و تمامی افرادش اتمام حجت کرد که با زنها و بچهها هیچ کاری نداشته باشند. اما این شبنامه و خشم شاه نسبت به برادر ناتنیاش باعث شد که سیاوش حتی به کارهای قبلی الیاس و کفایت خاتون شک کند. در ماجرای قتل پسر جیران و شاه نیز که به خاطر حفظ شرایط و از میان برداشتن جانشینهای شاه بود کفایت خاتون یک پای ماجرا بود و برای همین سیاوش کمی درباره رفتارهای او و الیاس دچار شک و تردید شده است.
تبعید یا قتل؟
مهد علیا که به واسطه حکم شاه مامور به اعدام و یا سربهنیست کردن خدیجه چهریقی و فرزندش عباس میرزا بود بعد از آنکه شک کرد که رابطهای میان خدیجه و سلمان در گذشته وجود داشته است به جای آنکه خودش پا به میدان بگذارد و کار هووی سابق و پسرش را یکسره کند این ماموریت را بر عهده سلمان گذاشت. سلمان که از برادرکشی و قتل عباس میرزا واهمه دارد و از سویی نیز توان دیدن رنج معشوق سابقش را ندارد به جای قتل آنها حکم به تبعید مادر و فرزند به دولت عثمانی را داد تا اگرچه از بلای مرگ دوری کرده باشد اما خدیجه و فرزندش عباس میرزا را نیز از گزندهای آینده شاه قاجار در امان بدارد.
روز وصال شاه و جیران نزدیک است
دلتنگیها و آشفتگیهای شاه بعد از خروج جیران بیشتر و بیشتر شده است که نشانههای آن قسمت سی و نهم سریال جیران به نمایش درآمد. شاه در این مدت اگرچه سعی کرد با تمرکز بر روی کشورداری و نگاه به موضوعات مختلف از یاد جیران بکاهد اما با هر اتفاق و تنشی درون کاخ یاد عشق و سرگشتگی او میافتد. درددلهای او با سلمان از آوارگیاش بعد از فراغ جیران گواه این است که این دلتنگی بیش از اندازه بر روحیه شاه عاشق تاثیر گذاشته است. از طرفی جیران نیز که به خاطر بیمهری شاه در روستای خود زندگی میکند با رفتن به سمت درختی که یادگار دیدار اول او با شاه قاجار بود زبان به گله باز کرده است. گلهای که به نظر میرسد بیشتر از سر دلتنگی است و شاید باید منتظر باشیم در قسمتهای آینده این فراغ به وصال منجر شود.
عاقبت شبنامه نویسی کفایت خاتون چه می شود؟
بالاخره شبنامههای کفایت خاتون در قسمت سی و نهم سریال جیران کار خودش را کرد. شاه پس از خواندن شبنامههای مخالفان که توسط سلمان خوانده شد تصمیم گرفت برادر ناتنیاش عباس میرزا و مادرش خدیجه چهریقی را سربهنیست کند. اما اینبار دیگر به سلمان اعتماد نکرد و به جای سلمان مادرش مهدعلیا را مامور انجام کاری کرد که قراول خاصه به خاطر پایبندی به یک عشق قدیمی نتوانست یکبار انجامش دهد. دستور شاه به مادرش مهدعلیا همچون یک متاع ارزشمند در نظر مادر بود که میتواند با آن تمام عقده چندین ساله از خدیجه چهریقی را یکجا به فراموشی بسپارد.
راه سعادت سارای گرجی در قسمت سی و نهم سریال جیران
سارای گرجی یک نجیبزاده از کشور گرجستان است که حکومت مرکزی به دلیل یک ظن اشتباه به پدر و خانوادهاش آنها را اذیت و آزار کرده و پدرش را کشته و برادرش و خودش را از کشور فراری دادند. اما پس از سالها دوری غربت و زندگی سخت و رنج و هجرانی که متحمل شدند خبر رسید که حکومت گرجستان به اشتباه خود نسبت به پدر و خاندان سارای گرجی پی برده و تصمیم گرفته است تمام دارایی آنها را برگرداند و از آنها دلجویی کند. سارا این اتفاق خوش را میخواهد همراه با سیاوش جشن بگیرد و منتظر همراهی سیاوش در سفر به گرجستان است.
یکی از اتفاقهای خوب و جالب توجه سریال جیران تقدیم هر قسمت از سریال به یکی از درگذشتگان حوزه سینما است. در این مدت سریال به بزرگانی بسیاری از حوزه بازیگری و هنر سینما تقدیم شده است اما این قسمت تقدیم به زندهیاد مسعود مهرابی شد. مسعود مهرابی برای اهالی نقد یکی از پایههای حفظ نقد است. هم او بود که با تاسیس ماهنامه سینمایی فیلم و استمرار انتشار آن به رشد سینمای ایران کمک شایانی کرده است. باید برای این حرکت خوب دستاندرکاران جیران به آنها دستمریزاد گفت.
طعمه کفایت خاتون و منجلاب سیاوش
سیاوش از انتشار شبنامه اخیر که توطئهای علیه عباس میرزا بود اطلاعی نداشت. او که در حال حاضر فرمانده جریان مخالفت با شاه قاجار است با کفایتخاتون و تمامی افرادش اتمام حجت کرد که با زنها و بچهها هیچ کاری نداشته باشند. اما این شبنامه و خشم شاه نسبت به برادر ناتنیاش باعث شد که سیاوش حتی به کارهای قبلی الیاس و کفایت خاتون شک کند. در ماجرای قتل پسر جیران و شاه نیز که به خاطر حفظ شرایط و از میان برداشتن جانشینهای شاه بود کفایت خاتون یک پای ماجرا بود و برای همین سیاوش کمی درباره رفتارهای او و الیاس دچار شک و تردید شده است.
تبعید یا قتل؟
مهد علیا که به واسطه حکم شاه مامور به اعدام و یا سربهنیست کردن خدیجه چهریقی و فرزندش عباس میرزا بود بعد از آنکه شک کرد که رابطهای میان خدیجه و سلمان در گذشته وجود داشته است به جای آنکه خودش پا به میدان بگذارد و کار هووی سابق و پسرش را یکسره کند این ماموریت را بر عهده سلمان گذاشت. سلمان که از برادرکشی و قتل عباس میرزا واهمه دارد و از سویی نیز توان دیدن رنج معشوق سابقش را ندارد به جای قتل آنها حکم به تبعید مادر و فرزند به دولت عثمانی را داد تا اگرچه از بلای مرگ دوری کرده باشد اما خدیجه و فرزندش عباس میرزا را نیز از گزندهای آینده شاه قاجار در امان بدارد.
روز وصال شاه و جیران نزدیک است
دلتنگیها و آشفتگیهای شاه بعد از خروج جیران بیشتر و بیشتر شده است که نشانههای آن قسمت سی و نهم سریال جیران به نمایش درآمد. شاه در این مدت اگرچه سعی کرد با تمرکز بر روی کشورداری و نگاه به موضوعات مختلف از یاد جیران بکاهد اما با هر اتفاق و تنشی درون کاخ یاد عشق و سرگشتگی او میافتد. درددلهای او با سلمان از آوارگیاش بعد از فراغ جیران گواه این است که این دلتنگی بیش از اندازه بر روحیه شاه عاشق تاثیر گذاشته است. از طرفی جیران نیز که به خاطر بیمهری شاه در روستای خود زندگی میکند با رفتن به سمت درختی که یادگار دیدار اول او با شاه قاجار بود زبان به گله باز کرده است. گلهای که به نظر میرسد بیشتر از سر دلتنگی است و شاید باید منتظر باشیم در قسمتهای آینده این فراغ به وصال منجر شود.
نظر شما