خلاصه داستان قسمت ۸۲ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۸۲ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۸۲ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.
بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne).
خلاصه داستان قسمت ۸۲ سریال ترکی قضاوت
ایلگاز به متین زنگ میزنه اما متین که تو تاکسی نشسته به تماس هاش جواب نمیده. راننده تاکسی از خانواده اش و خوشبختیش به متین میگه که متین حسرت میخوره. پارس به بازداشتگاه میره و به آدم مردان خلیل میگه تا ازت بازجویی کامل نشده باید همینجا بمونی ببینم تو واسه کدوم آدم پولداری داری این کارهارو میکنی!
پارس به ارن میگه که رئیس متین از صبح نیومده اداره و تلفنشم از دسترس خارجه از این آدمم نمیشه بریم بپرسیم که متین ایلگاز بهت گفته جرمم گردن بگیر یا نه اگه یه درصد اشتباه کنیم خیلی بد میشه! سپس پارس میگه که گل خانم هنوز اینجاست میترسم باهاش روبرو بشم نمیدونم چی بگم. ارن میره پیش مامان گل و میگه هنوز چیزی مشخص نیست باید دادستان پارس اظهاراتشو بگیره ببینیم چی به چیه .
گل میخواد به جیلین خبر بده که ارن میگه نگو بهش مامان گل اون الان نتونسته به خوبی عزاداری کنه بزار همه چیز مشخص بشه خودم بهش خبر میدم و ازش میخواد تا بره او خودش هرچی شد بهش میگه اما گل اول مخالفت میکنه سپس قبول میکنه کار را به ارن بسپارد. ارن پیش پارس میره و میگه بالاخره موفق شدم بفرستم بره و آنها میخوان برن از خلیل بازجویی کنن که یکدفعه ایلگاز به اونجا میاد و با عصبانیت به طرف اتاق متین پدرش میره اما وقتی میبینه کسی نیست عصبانیتش بیشتر میشه.ارن و پارس میپرسن که چیشده؟
پارس میخواد بره و میگه من برم اگه شما میخواین تنهایی باهم حرف بزنین که ایلگاز میگه نه و ازش میخواد بمونه. جیلین به ایلگاز زنگ میزنه و میگه کجایی؟ من املاکیو خیلی دست به سر کردم بیشتر از این نمیتونم دیگه ایلگاز میگه کار واسم پیش اومده نتونستم بیام جیلین میگه باشه برو به کارت برس اگه زود تموم شد بیا. ایلگاز به ارن و پارس ماجرارو میگه و با گریه ادامه میده که تو زجر کشیدن عشقم پدرم و برادرم دست دارن! پارس ازش میخواد تا خودشو سرزنش نکنه چون اون تقصیری نداره!
نوا به اونجا میاد و میگه داداش کارت داشتم، پارس میگه چیشده؟ نوا میگه عمه مقبوله اومد گفت اینو پیدا کرده تو خونه منم ترسیدم گفتم بیام بدم بهتون چیز خاصی نباشه! ایلگاز نامه را سریع میگیره و شروع میکنه به خواندن وصیت نامه پدرش ایلگاز میگه میخواد خودشو بکشه و با عجله از اونجا میره. آنها باهمدیگه به اتاق ردیابی میرن و ایلگاز میگه که رد موبایل پدرشو بگیره ایلگاز با دیدن سیگنال گوشیش میگه داره میره قبرستون سر خاک مادرم و آن سه نفر به سرعت به طرف قبرستان حرکت میکنن. چینار وسایلشو جمع کرده و با چمدان میخواد از خانه بیرون به که دفنه بهش میگه کجا داری میری؟
و ازش میخواد تا نره چینار میگه من که جایی نمیرم اینا لباس قدیمیامه میخواد بدم بره تا برم بخرم آنها همدیگرو در آغوش میگیرن و گریه میکنن. دفنه با گریه ازش خواهش میکنه تا نره چینار با گریه از اونجا بیرون میزنه. دوست سردار هنوز اونو تعقیب میکنه. دادستان دریا به اداره میره و از امید میپرسه که دیدم دادستان پارس و دادستان ایلگاز و کمیسر ارن با عجله رفتن چیشده؟ کجا رفتن؟ امید میگه نمیدونم واقعا دادستان چیزی به ما نگفتن ولی قطعا چیزی شده که باهم رفتن، دادستان دریا به پارس زنگ میزنه که ببینه چیزی میفهمه یا نه پارس میگه گزارش خودکشی داشتیم داریم میریم اونجا الانم باید قطع کنم.

قسمت ۸۲ سریال ترکی قضاوت
دادستان دریا وقتی میبینه گزارشی دریافت نشده تو فکر فرو میره. دوست سردار به یکتا زنگ میرنه و گزارش میده که چینار با چمدون داره میره یکتا ازش میخواد تعقیبش کنه. ارن و ایلگاز و پارس با سرعت به طرف قبرستان راهی شدن. متین به قبرستون میرسد. دفنه با گریه به ایلگاز زنگ میزنه و میگه منو گذاشت و رفت! ایلگاز میگه چیشده؟ دفنه میگه داداش چینار وسایلشو جمع کرد و رفت بهم دروغ گفت ولی من فهمیدم که داره میره و ازش میخواد تا نزاره بره ایلگاز میگه نگران نباش برمیگردونمش! ایلگاز بعد از قطع گریه میکنه.
چینار پیش مردان میره، مردان بهش پول میده و میگه آدم های من چند دقیقه دیگه میان و میبرنت به بندر از اونجا سوار کانتینر میشی و از اون طریق میری چینار قبول میکنه. ایلگاز بهش زنگ میزنه ولی مردان گوشیو میگیره و میگه دیگه بهش احتیاجی نداری! ایلگاز با عصبانیت میگه آخ داداشم! آخ چینار! متین بالاسر قبر همسرش نشسته و باهاش درد و دل میکنه و اسلحه را روی سرش میزاره و میخواد شلیک کنه که ایلگاز و پارس و ارن به اونجا میرسن. ایلگاز ازش میخواد تا اسلحه را بیاره پایین متین ازش میخواد کسی نزدیکش نشه ایلگاز میگه من همه چیزو فهمیدم!
متین واسشون تعریف میکنه که چرا اینکارو کرده ایلگاز بهش میگه با اینکارت به همه ی ما شلیک میکنی این کارو نکن! متین شلیک میکنه که ایلگاز به طرفش میره و اسلحه را پرت میکنه و او را در آغوش میگیره، مردان با فشنگ هایی که از اسلحه متین درآورده بود بازی میکنه. ارن و پارس دور شدن تا آنها تنها باشن، پارس میگه تا حالا انقدر واسه کسی ناراحت نشده بودم! ارن میگه آدم به این بزرگی جلوی ما رو سرش اسلحه گذاشته بود!
پارس میگه معلوم نیست تو چه مخمصه ای گیر کرده که انقدر داره زجر میکشه! ایلگاز و متین سر قبر نشستن و باهم صحبت میکنن. ایلگاز میگه نمیدونم چجوری باید ببخشمتون اصلا میتونم یا نه! باید زنده باشی و خجالت بکشی و مجازاتتو درست بکشی! و تا شب بهش مهلت میده تا چینار را برگردونه و باهم تسلیم بشن. ایلگاز پیش پارس میره و میگه ازتون یه خواهش دارم بابام قراره چینارو پیدا کنه بزارین خودشون بیان خودشونو تحویل بدن اینجوری بهتره تا دستگیر بشن! پارس قبول میکنه. جیلین به کلیدساز رفته و قفل و کلید جدید برای خانه جدیدشون میگیره و شروع میکنه به تغییر قفل….
نظر شما