قسمت ۱۴۳ سریال ترکی خواهران و برادران + عکس
سریال دوست داشتنی خواهران و برادران Kardeşlerim در دو فصل به کارگردانی سرکان بیرینچی و نویسندگی گول ابوس سرمچی ساخته شده است.
سریال دوست داشتنی خواهران و برادران Kardeşlerim در دو فصل به کارگردانی سرکان بیرینچی و نویسندگی گول ابوس سرمچی ساخته شده است. این سریال ترکی در ژانر درام، عاشقانه و خانوادگی تولید شده و از شبکه atv منتشر میشود. دوبله فارسی آن نیز جمعه تا چهارشنبه ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه جم تی وی به نمایش در میآید.
قسمت ۱۴۳ سریال خواهران و برادران
استاد سر کلاس به بچه ها میگه می خوام ازتون امتحان بگیرم سپس برگه های سوال را پخش میکنه دوروک بعد از نوشتن جواب ها برگه اش را تحویل استاد میده تولگا هم پشت سرش برگه اش را میده و به استاد میگه ببخشید من الان یه چیزی یادم افتاد میتونم بردارم بنویسم استاد قبول میکنه که به همین بهونه تولگا برگه دوروک را بر میداره و تمام جواب هایش را پاک میکند.
حلیمه پیش شنگول میره و بهش میگه درباره گونور تحقیق کردم او سه سال پیش شوهرش را از دست داده و از خارج از کشور اومده اینجا یه دختر داره که تو آلمان مونده شنگول نگران میشه و حس خوبی اصلا نداره. استاد برگه ها را تصحیح می کند و به دوروک میگه چرا برگه ات خالیه؟ دوروک انکار میکنه و میگه من تمام سوال ها را جواب دادم و دروغ نمیگم آنها کمی با هم بحث میکنند که تولگا به دوروک طعنه میزنه او عصبی میشه و به طرفش حمله میکنه.
استاد میگه باید تنبیه بشی علاوه بر اینکه نمره ات صفر میشه باید بری پیش مدیر مدرسه. کان که صحنه پاک کردن جواب های دوروک را دیده بود به استاد میگه کار تولگاست استاد استاد تایید میکنه و میگه لحظه آخری برگه ات را گرفتی و دیدم چیزی را پاک کردی و بهش میگه باید بیای بریم پیش مدیر. تولگا میگه حیفه جایی که بهت داده بودم با غذایی که بهت دادم خوردی دیگه باید بری تو خیابون بمونی! بعد از رفتن آنها دوروک از کان تشکر می کنه.
سوزی در کافه پیش عمر میره و متوجه میشه قرار با دورا به کافه بیرون از مدرسه برن سوزان ناراحت میشه و میگه دوست دختر تو منم با دورا میخوای وقت بگذرونی؟ عمر واسش توضیح میده که من به پول نیاز دارم و قرار بهش درس بدم و پول بگیرم نیازی به نگرانی نیست سوزان وقتی ماجرارو میفهمه آروم میشه. دوروک بعد از مدرسه پیش کان میره و در قبال اینکه بهش کمک کرد و حقیقتو گفت ازش میخواد به خانه آنها بیاد تا با آنها زندگی کند او با خوشحالی قبول میکنه.
هاریکا و سوزان در مزون لباس عروس هستند سوزان در حال انتخاب لباس عروس است که هاریکا عکس میگیره و در اینستاگرام میزاره نباهت و آیلا که باهم بیرون هستند با دیدن عکس حسابی جا می خورند و شوکه میشن آنها سریعاً به همان مزون عروس میرن. نباهت با دیدن لباس عروسی که تو عکس تن سوزان بود سمتش میره و شروع به پاره کردنش میکنه اما سوزان و هاریکا از طرف دیگه ای میان و سوزان با خونسردی میگه که اون لباس عروس مال من نیست یکی دیگه را انتخاب کردم و از آنجا میرن.
همین باعث میشه نباهت بیشتر حرص بخوره. صاحب کار اورهان پیشش میره و میگه همسایه ها دیدن که تو اینجا میخوابی و خواستن که بهت بگم از اینجا بری چون بهداشتی نیست او ناراحت میشه از اینکه فکر جای دیگه ای برای خواب باید باشه. شب نباهت وقتی به خانه میره با دیدن کان جا میخوره دوروک میگه کان با اکیف دعواش شده و او را از خانه بیرون کرده نباهت میگه پس تو هم به زخم خورده های آکیف اضافه شدی! به غیر از خوبی کردن بهش مگه چیکار کردی؟
ولی اون نمک نشناسه سپس اعلام میکنه با موندن کان در آنجا هیچ مشکلی نداره، دوروک و کان خوشحال میشن. اکیف به خانه سوزان رفته و با هاریکا نشستن و در حال خوردن شام هستند سر میز شام سوزان درباره نباهت که اومده بود مزون حرف میزنه آکیف میگه دیگه هرچی بود تموم شد همین که مغازه را آتیش نزده باید خدا را شکر کنیم.
برک به دوروک و کان میگه پیشش به ساحل برن او درباره گوشی پدرش میپرسه که بالاخره بازش کرد یا نه برک میگه رمز داشت نتونستم. سپس درباره رابطهشان با پدرشون میپرسه دوروک میگه من که هیچی ولی کان باهاش دعواش شده، برک بهشون میگه ببینین بچه ها تا دیر نشده باهاش بشین و مشکلتونو حل کنین و درباره اش حرف بزنین تا بعدا رو دلتون نمونه!
فردای آن روز حرف های برک که روی کان تاثیر گذاشته بود به شرکت آکیف میره اما او بهش اعتنایی نمیکنه و ازش میخواد از اون شرکت بره. تو مدرسه استاد میاد و میگه امروز یه درس جدید داریم می خوام ازتون برگه هایی بردارین و هرچی تو دلتون هست که نتونستین به کسی بگین به صورت ناشناس بنویسین اینجوری میبینین که چقدر روتون تاثیر داره و سبک میشین کان استرس میگیره که نکنه سوزی ماجرای کشته شدن قدیر را بنویسه……
نظر شما