سرخط خبرها

قسمت ۱۳۸ سریال خواهران و برادران + عکس

سریال دوست داشتنی خواهران و برادران Kardeşlerim در دو فصل به کارگردانی سرکان بیرینچی و نویسندگی گول ابوس سرمچی ساخته شده است.

قسمت 138 سریال خواهران و برادران + عکس

سریال دوست داشتنی خواهران و برادران Kardeşlerim در دو فصل به کارگردانی سرکان بیرینچی و نویسندگی گول ابوس سرمچی ساخته شده است. این سریال ترکی در ژانر درام، عاشقانه و خانوادگی تولید شده و از شبکه atv منتشر می‌شود. دوبله فارسی آن نیز جمعه تا چهارشنبه ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه جم تی وی به نمایش در می‌آید.

قسمت ۱۳۸ سریال خواهران و برادران

آسیه شب طبق قرارش با دوروک به خانه آنها میره آنها با همدیگه مشغول شام درست کردن هستند که حین آماده کردن شام لباسش کثیف میشه دوروک یکی از تیشرت های مادرش نباهت را بهش میده تا بپوشه آنها میز شام را می چینند تا غذا خوردن را شروع کنند اما همان موقع نباهت که از ماندن در هتل منصرف شده زنگ در خانه را میزند.

دوروک و آسیه با دیدن نباهت پشت در حسابی جا می خورند بعد از کمی فکر کردن دوروک و آسیه را به حیاط پشتی می فرستد و در را برای مادرش باز میکند او وانمود می کند که خودش برای خودش غذا درست کرده و از مادرش میخواد تا با هم دیگه شام بخورند. بعد از خوردن شام وقتی نباهت به سرویس بهداشتی میره دوروک سریع آسیه را از حیاط پشتی به خانه می آورد و باهم دیگه از در اصلی بیرون میرن دروغ میگه خودم تورو میرسونم بعداً برای مادرم یه بهونه میارم.

آکیف با سوزان به رستوران شیک رفتند آکیف وانمود می کند که از نباهت طلاق گرفته و دیگه یه مرد آزاده. سوزان از این وضعیت حسابی خوشحاله بعد از چند دقیقه آکیف کنار میز جلوی سوزان زانو میزند و ازش خواستگاری می کند سوزان حسابی شوکه شده و قبول می کند. آکیف حلقه را به دستش می اندازد تمام حضار در رستوران برایشان دست و صوت می زنند.

عمر و امل در خانه نشستن که تایفون به عمر زنگ میزنه و میگه که باید سر کار بیاد شنگول به اونجا میاد و به عمر میگه تو برو به کارت برس امل پیش من میمونه. دوروک آسیه را به خانه رسانده و به او میگه مادرم از بابام طلاق نگرفته انگاری دادگاه افتاده یک ماه دیگه شنگول از خانه بیرون میاد و به آسیه میگه عمر رفت سرکار و امل را سپرده بود به من.

دوروک وقتی میفهمه عمر از اون کار هنوز بیرون نیومده کلافه میشه و بعد از رفتن آسیه به داخل بهش زنگ میزنه اما جوابی دریافت نمیکنه. عمر به همراه تایفون و افرادش به یک فروشگاه رفتند تایفون از صاحب اونجا میخواد تا پولشو بده اما اون میگه این اواخر اصلاً درآمده خوبی نداشتم حتی تو روزمرگی خودم و خانواده ام موندم تایفون که این حرف هارو نمیفهمه از عمر میخواد تا او را کتک بزنه عمر که اون مرد را درک کرده میگه من نمیزنم نمیتونم بزنم شنیدین که پول نداره! سپس با عجله از اونجا بیرون میره تایفون عصبانی میشه و میگه بعدا به حسابش میرسیم.

فردای آن روز یکی از افراد تایفون به خانه عمر میره و سراغش را میگیرد آسیه میگه رفته نون بخره میاد، شنگول وقتی اون مرد را میبینه سریع به عمر زنگ میزنه و خبر میده عمر با عجله به خانه بر می گرده و او را کنار می کشد و با عصبانیت بهش میگه اونجا چیکار داره نباید به خانوادش نزدیک بشه همکارش بهش میگه من و آقا تایفون فرستاد گفت هم بهت بگم سر عقل بیای برگردی سر کار و هم بدهیتو یادآوری کنم اون مرد میگه من به اون کار دیگه برنمیگردم ولی بدهیمو میدم و بهش میگه باید میدونستی وقتی وارد این کار میشی راه برگشت دیگه نداری. عمر رو حرف خودش میمونه و میگه برنمیگردم.

هاریکا در خانه مدام به انگشتر سوزان نگاه میکنه و درباره اینکه دیگه از این مخمصه خلاص پیدا می کنند حرف میزنه سوزان میگه ولی فعلاً که چیزی درباره خونه حرف نزده عمر با دوروک حرف میزنه و میگه اونا به خاطر بدهی که دارم دست از سرم برنمیدارن عمر میگه پس بریم بانک پول برداریم بدهیتو صاف کنیم عمر قبول میکنه. آسیه و امل در کوچه هاریکا رل می بینند هاریکا با ذوق میگه آخرین روزهایی هست که منو اینجا میبینین دیگه به زندگی اعیونی خودمون برمی گردیم چون دیشب مامانم با اکیف نامزد کرد آسیه میگه این امکان نداره چون هنوز از نباهت طلاق نگرفته هاریکا جا میخوره و سریعاً به مادرش خبر میده.

برک و آیبیکه به کافه رفتن آیبیکه بهش میگه احساس می کنم رابطه مون خیلی یکنواخت و بدون هیجان شده و دوست داره چیز های متفاوتی را تجربه کند. دستیار رسول فلش اطلاعات لپ تاپ اکیف و کان را بهش میده فیلم درگیری را میبیند و سپس سریعاً به نباهت زنگ میزنه و خبر میده سپس ازش می خواد به آنجا بره تا با دیدن این فیلم شاید اون مرد را بشناسد نباهت به هم میریزه از اینکه هنوز این فیلم وجود داره و از بین نرفته. سوزان به اتاق آکیف در شرکت میره و باهاش دعوا میکنه که چرا گولش زده و بهش دروغ گفته سپس حلقه را پس میده و میگه هر وقت جدا شدی درباره‌اش فکر می‌کنیم و از آن جا میره…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه تمام قسمت های سریال خواهران و برادران + عکس

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه