یادداشت سردبیر؛
پیمان جمعی و منطقهای در خلیج فارس؛ رفاه، توسعه، امنیت
منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس و غرب آسیا، دهههاست که به دلیل مداخلات قدرتهای فرامنطقهای و سیاستهای تنشزای محور آمریکا-اسرائیل، در وضعیت عدم ثبات پایدار به سر میبرد. با این حال، تجربیات تاریخی و تحولات اخیر نشان میدهد که امنیت و رفاه در این پهنه جغرافیایی، کالاهایی نیستند که از خارج مرزها وارد شوند. پس از اتمام دوران درگیریها و خنثیسازی راهبردهای جنگطلبانه آمریکا و اسرائیل علیه تمامیت ارضی و ثبات ایران، اکنون ضرورت بازگشت به "عقلانیت منطقهای" و برقراری روابط دوستانه و متقابل میان ایران و همسایگان جنوبی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. این یادداشت به بررسی این ضرورت و نقش آن در توسعه زیرساختی و رفاه جمعی میپردازد.
طی سالیان اخیر مخصوصا پس از انعقاد برجام، متولیان سیاست خارجی ایران مکررا و به اشکال مختلف تاکید داشتهاند که کشورهای منطقه برای دستیابی به ثبات نیازمند چیزی فراتر از "مدیریت بحران" هستند. مدیریت بحران تنها مسکنی برای جلوگیری از برخورد نظامی است، اما آنچه منطقه به آن نیاز دارد، یک نظم امنیتی درونزا است. پایان جنگهای تحمیلی و فشارهای دشمنان مشترک، فرصتی تاریخی فراهم میکند تا ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از پارادایم "امنیت علیه یکدیگر" به سمت "امنیت با یکدیگر" حرکت کنند. این تغییر رویکرد، هزینههای سرسامآور نظامی را کاهش داده و منابع مالی را به سمت پروژههای عمرانی سوق میدهد. از طرف دیگر حس وجود امنیت خود باعث جذب سرمایهها، سرمایهگذاریهای طولانی مدت زیربنایی، صنعتی و کشاورزی شده و موجبات توسعه اقتصادی و ارتقاء رفاه عمومی میشود.
امنیت اقتصادی؛ پیوند خوردن منافع ملی به رفاه منطقهای
یکی از کلیدیترین محورهای روابط متقابل، "توسعه اقتصادی" است. ایران با داشتن نیروی انسانی متخصص، منابع عظیم انرژی و موقعیت ترانزیتی منحصربهفرد (کریدور شمال-جنوب)، و کشورهای حاشیه خلیج فارس با داشتن سرمایههای کلان مکملهای بینظیری برای یکدیگر هستند.
برقراری روابط دوستانه پس از دوران تنش، اجازه میدهد تا پروژههای بزرگ مشترک در حوزههای گاز، پتروشیمی و حملونقل دریایی تعریف شود. رفاه جمعی زمانی حاصل میشود که اقتصادهای منطقه به هم گره بخورند؛ به گونهای که آسیب به امنیت ایران، آسیب به اقتصاد سرمایهگذاری شده در قطر یا امارات تلقی شود و بالعکس. این "وابستگی متقابل اقتصادی" معتبرترین ضمانت برای عدم بازگشت به دوران جنگ و تنش است.
مقابله با ایرانهراسی و بازتعریف هویت منطقهای
سالیان متمادی، پروژه "ایرانهراسی" توسط محور واشینگتن-تلآویو برای فروش سلاح و تثبیت حضور نظامی در خلیج فارس دنبال شده است. پایان این سناریوهای خصمانه، زمینهساز درک این واقعیت است که ایران نه یک تهدید، بلکه لنگرگاه ثبات در منطقه است. همانطور که در تمامی تحلیلهای استراتژیک منطقهای و جهانی آمده است، هویت اسلامی و جغرافیایی مشترک میان ایران و دیگر همسایگان حوزه خلیج فارس، پتانسیل بالایی برای ایجاد یک بلوک قدرت منطقهای دارد. این بلوک میتواند در نظم نوین جهانی، به جای آنکه ابزاری در دست قدرتهای بزرگ باشد، خود به عنوان یک بازیگر تعیینکننده ظاهر شود.
طرح "مودت" و انجمن گفتگوی منطقهای
پیشنهاداتی نظیر طرح مودت یا صلح هرمز که بر پایه احترام به حاکمیت، عدم مداخله در امور داخلی و منع تجاوز بنا شده، پس از عبور از گردنههای سخت امنیتی، باید به عنوان مانیفست اصلی روابط جدید قرار گیرند. تاسیس "انجمن گفتگوی کشورهای مسلمان غرب آسیا" میتواند سازوکاری برای حل اختلافات احتمالی از طریق دیپلماسی باشد. این نهاد میتواند فراتر از مسائل نظامی، به موضوعاتی چون امنیت زیستمحیطی، مدیریت منابع آب و همکاریهای بهداشتی نیز بپردازد که امروزه به اندازه امنیت نظامی اهمیت یافتهاند.
رفاه جمعی و سرمایههای انسانی
توسعه تنها در ساخت برجها و بنادر خلاصه نمیشود؛ رفاه جمعی یعنی شهروند منطقهای احساس کند که جابجایی سرمایه، دانش و گردشگر میان تهران، ریاض، ابوظبی و دوحه به سهولت انجام میپذیرد. تسهیل روابط کنسولی و تجاری میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، بازار بزرگی با بیش از ۲۰۰ میلیون مصرفکننده ایجاد میکند. همچنین این همکاری میتواند به قطب اصلی تولید صنعتی و تجاری 700میلیون جمعیت غرب آسیا، آسیای میانه وروسیه تبدیل شود. ثروتهای ناشی از نفت و گاز باید صرف ایجاد زیرساختهای آموزشی و فناوری نوین شود تا نسلهای آینده منطقه از سایه شوم جنگ رهایی یابند.
النهایه؛ تجربه جنگها و تحریمهای دهههای اخیر ثابت کرده است که امنیت خریداری شده از خارج از منطقه، شکننده و پرهزینه است. در دوران پس از شکست پروژههای نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس با یک انتخاب راهبردی مواجهاند: تداوم بدگمانیهای بیحاصل یا حرکت به سوی "همگرایی بزرگ منطقهای". ضرورت روابط متقابل دوستانه ایران و همسایگانش، نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقا و پیشرفت است. تنها از طریق "سیاست همسایگی" هوشمندانه و بر مبنای احترام متقابل است که میتوان خلیج فارس را از کانون بحران به کانون رفاه و امنیت جمعی تبدیل کرد. این مسیر، هموارکننده راهی است که در آن، شکوفایی اقتصادی ایران و اعراب نه در تضاد، بلکه در طول یکدیگر تعریف میشود.
نظر شما