از هرمز تا توکیو؛ چگونه شوک نفتی بازارهای مالی جهان را تکان میدهد؟
رکوردشکنی بازده اوراق ۱۰ساله ژاپن در بالاترین سطح سه دهه اخیر، در شرایطی که قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار تثبیت شده و ریسک تداوم اختلال در تنگه هرمز همچنان پابرجاست، نشان میدهد تبعات بحران خاورمیانه دیگر به بازار انرژی محدود نمانده است. وابستگی بالای ژاپن به انرژی خاورمیانه، فشار تورمی ناشی از نفت گران و احتمال تغییر مسیر سرمایه میان بازارهای ژاپن و آمریکا، توکیو را به یکی از مهمترین دماسنجهای مالی تحولات جنگ تبدیل کرده است؛ جایی که یک شوک در خلیج فارس میتواند از مسیر انرژی به تورم، از تورم به نرخ بهره و از بازار اوراق ژاپن به بازار بدهی آمریکا منتقل شود.
صفحه اقتصاد - بازده اوراق دولتی ژاپن بار دیگر به سطحی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک تحول داخلی در بازار مالی این کشور دانست. بازده اوراق ۱۰ساله ژاپن روز جمعه به ۳.۱۱۵ درصد رسید؛ بالاترین سطح از اوت ۱۹۹۶. همزمان، بازده اوراق پنجساله نیز با رسیدن به ۲.۴۰۵ درصد رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرد.
این جهش در شرایطی رخ داده که بازارهای جهانی همزمان با افزایش قیمت انرژی، نگرانی درباره تورم و احتمال ماندگاری نرخهای بهره در سطوح بالا مواجهاند. از همین رو، تحولات بازار اوراق ژاپن میتواند فراتر از مرزهای این کشور اهمیت پیدا کند؛ بهویژه آنکه ژاپن یکی از سرمایهگذاران بزرگ خارجی در بازار اوراق خزانهداری آمریکا محسوب میشود.
چرا توکیو به هرمز حساس است؟
پل ارتباطی میان بازار ژاپن و تحولات خاورمیانه را باید در انرژی جستوجو کرد. ژاپن بهشدت به واردات انرژی وابسته است و بخش مهمی از نفت مورد نیاز این کشور از خاورمیانه تأمین میشود. در چنین ساختاری، هرگونه افزایش ریسک در تنگه هرمز میتواند مستقیماً هزینه تأمین انرژی ژاپن را افزایش دهد.
معادله ساده است: ریسک بیشتر در هرمز، نفت گرانتر؛ نفت گرانتر، هزینه واردات بالاتر؛ هزینه واردات بالاتر، فشار تورمی بیشتر.
اما اثر این زنجیره در همینجا متوقف نمیشود. تداوم تورم انرژی میتواند انتظارات بازار درباره مسیر نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن را تغییر دهد. زمانی که سرمایهگذاران احتمال میدهند نرخها برای مدت طولانیتری بالا بمانند، بازده اوراق نیز تحت فشار صعودی قرار میگیرد.
به این ترتیب، یک بحران امنیتی در خلیج فارس میتواند در نهایت خود را در قیمت اوراق دولتی ژاپن نشان دهد.
حلقه اتصال توکیو و واشنگتن
اهمیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که جریان سرمایه میان ژاپن و بازارهای جهانی را وارد معادله کنیم. افزایش بازده اوراق ژاپن میتواند جذابیت نسبی داراییهای این کشور را تغییر دهد و بر تصمیم سرمایهگذاران ژاپنی درباره تخصیص سرمایه در بازارهای خارجی، از جمله اوراق خزانه آمریکا، اثر بگذارد.
بازار نفت؛ قیمتگذاری ریسک و زمان
در سوی دیگر این زنجیره، بازار نفت قرار دارد. پس از تشدید تنشهای سیاسی و امنیتی، قیمت برنت با جهش قابل توجهی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و به محدوده ۱۰۷ دلار رسید. انتشار نشانههایی از احتمال آتشبس نیز موجب کاهش قیمتها شد، اما نگرانی درباره امنیت عرضه خاورمیانه و تداوم ریسک هرمز همچنان در بازار باقی ماند.
رفتار نفت یک نکته مهم را نشان میدهد: بازار صرفاً یک سخنرانی یا یک موضع سیاسی را قیمتگذاری نمیکند؛ بلکه بیش از هر چیز، مدت و دامنه اختلال در عرضه انرژی را دنبال میکند.
به همین دلیل، حتی اگر عبور کشتیها از هرمز بهطور کامل متوقف نشود، افزایش ریسک عبور میتواند هزینه اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند. افزایش حق بیمه، هزینه حمل، زمان انتقال محمولهها و نیاز به مسیرهای جایگزین، همگی بخشی از «هزینه هرمز» هستند.
وقتی هزینه هرمز به اروپا میرسد
پیامدهای این وضعیت نیز به نفت خام محدود نمیماند. نفت گرانتر میتواند به افزایش قیمت فرآوردههای نفتی، گازوئیل و سوخت جت منجر شود و از آنجا هزینه حملونقل، تولید، کشاورزی و مواد غذایی را افزایش دهد.
در اروپا، افزایش قیمت سوخت و نگرانی درباره استمرار فشار بر بازار انرژی، بار دیگر مسئله تأمین انرژی را به یکی از متغیرهای مهم اقتصادی تبدیل کرده است. البته قیمت سوخت اروپا تنها تحت تأثیر هرمز نیست و عواملی مانند وضعیت پالایشگاهها، عرضه روسیه و شرایط بازار جهانی نیز نقش دارند؛ اما استمرار ریسک هرمز یک لایه جدید از نااطمینانی را به این بازار اضافه میکند.
مسئله اصلی، «مدت بحران» است
تفاوت میان یک شوک کوتاهمدت و یک بحران طولانیمدت در همین نقطه مشخص میشود. اگر اختلال انرژی موقتی باشد، اقتصاد جهانی میتواند بخشی از هزینه آن را جذب کند؛ اما هرچه ریسک هرمز طولانیتر شود، هزینههای آن از یک بازار به بازار دیگر منتقل خواهد شد. در چنین شرایطی، زمان به یک متغیر اقتصادی تبدیل میشود.
هر روز استمرار ریسک هرمز میتواند به معنای هزینه بیشتر حملونقل، سوخت گرانتر، فشار تورمی بالاتر، نرخهای بهره بالاتر و در نهایت هزینه تأمین مالی سنگینتر باشد.
از این منظر، آنچه در توکیو، بازار انرژی اروپا و بازار بدهی آمریکا رخ میدهد، سه اتفاق جدا از هم نیست. این بازارها در یک زنجیره مشترک به یکدیگر متصل شدهاند؛ زنجیرهای که از خلیج فارس آغاز میشود و میتواند تا قلب بازارهای مالی جهان امتداد پیدا کند.
ژاپن از همین منظر به یک دماسنج مهم برای تحولات جنگ در خاورمیانه تبدیل شده است؛ زیرا هرچه تب هرمز بالاتر برود، اثر آن میتواند از قیمت نفت به تورم، از تورم به بازار اوراق و از بازار اوراق به جریان سرمایه جهانی منتقل شود.