از برتری نظامی آمریکا تا ابتکار راهبردی جمهوری اسلامی ایران
تنگه هرمز؛ ترمز دستی راهبرد آمریکا و انتخابات ترامپ
جنگی که قرار بود با اتکا به برتری نظامی آمریکا، محاسبات جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد، اکنون به آزمونی برای خود واشنگتن تبدیل شده است؛ آزمونی که دیگر فقط در میدان نظامی تعیین نمیشود و انرژی، اقتصاد و انتخابات آمریکا را نیز درگیر کرده است.
صفحه اقتصاد - آمریکا ممکن است در میدان نظامی دستاوردهایی داشته باشد، اما پیروزی عملیاتی زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که به نتیجه سیاسی مورد نظر منجر شود.
وقتی قدرت نظامی به نتیجه سیاسی تبدیل نمیشود
جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این فشار، صرفاً به دفاع منفعلانه اکتفا نکرده و با ترکیب بازدارندگی، ابتکار عمل، مدیریت هوشمندانه میدان و حفظ ظرفیت دیپلماسی تلاش کرده هزینههای راهبرد آمریکا را افزایش دهد.
در این معادله، مهمترین دستاورد تهران لزوماً یک پیروزی نظامی کلاسیک نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل برتری نظامی آمریکا به تحمیل یک نتیجه سیاسی است.
هرمز؛ نقطه تغییر محاسبات
تنگه هرمز اکنون به یکی از مهمترین متغیرهای این جنگ تبدیل شده است. هرگونه اختلال پایدار در جریان انرژی میتواند قیمت نفت، هزینه حملونقل و تورم را در اقتصاد جهانی و بهویژه آمریکا افزایش دهد.
به این ترتیب، جمهوری اسلامی ایران توانسته یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی منطقه را از یک موضوع صرفاً نظامی به اهرم مهم محاسبات اقتصادی و سیاسی تبدیل کند.
این همان تفاوت میان واکنش صرف و ابتکار راهبردی است.
ترامپ میان جنگ و انتخابات
برای دونالد ترامپ، زمان به اندازه میدان اهمیت دارد.
ادامه جنگ میتواند هزینههای انرژی و اقتصادی را افزایش دهد و این هزینهها در نهایت به رأیدهنده آمریکایی منتقل شود. از سوی دیگر، پایان جنگ یا توافق پیش از انتخابات میتواند از سوی مخالفان بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود.
بنابراین ترامپ با یک دوگانه دشوار مواجه است:
ادامه جنگ؛ با هزینه اقتصادی و انتخاباتی بیشتر، یا کاهش تنش؛ با هزینه سیاسی احتمالی.
در این میان، جمهوریخواهان نیز نمیتوانند از تبعات اقتصادی جنگ فاصله بگیرند.
فرسایش راهبرد آمریکا
مسئله امروز لزوماً «شکست نظامی آمریکا» نیست؛ بلکه فرسایش راهبردی است.
اگر واشنگتن نتواند برتری نظامی خود را به نتیجه سیاسی مورد نظر تبدیل کند، در حالی که هزینه جنگ افزایش مییابد و جمهوری اسلامی ایران همچنان توان مقاومت، ابتکار و چانهزنی خود را حفظ میکند، فاصله میان قدرت نظامی و موفقیت راهبردی آمریکا بیشتر خواهد شد.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که میتواند در یک محیط پیچیده، میان قدرت سخت، بازدارندگی، دیپلماسی و مدیریت هزینهها توازن ایجاد کند.
هرمز؛ ترمز دستی واشنگتن
تنگه هرمز در این شرایط فقط یک آبراه استراتژیک نیست؛ نقطهای است که در آن راهبرد منطقهای آمریکا با اقتصاد و سیاست داخلی این کشور برخورد میکند.
آمریکا برای تغییر محاسبات جمهوری اسلامی ایران وارد میدان شد؛ اما طولانی شدن بحران میتواند واشنگتن را به جایی برساند که ناچار شود محاسبات خودش را تغییر دهد.
و شاید پرسش اصلی امروز همین باشد:
آیا آمریکا میتواند جنگ را به همان نتیجهای برساند که برای آن وارد میدان شد، یا هزینه ادامه جنگ، خود به عامل تغییر راهبرد واشنگتن تبدیل خواهد شد؟
تنگه هرمز شاید فقط مسیر عبور نفت نباشد؛ میتواند جایی باشد که ابتکار و هوشمندی جمهوری اسلامی ایران، محاسبات قدرت نظامی آمریکا را با یک آزمون واقعی مواجه کرده است.