صفحه اقتصاد گزارش می‌دهد :

گازِ کم، تصمیم‌های سخت؛ وقتی ناترازی داخلی صادرات را زمین‌گیر می‌کند

توقف صادرات گاز ایران به عراق بار دیگر نشان داد بحران انرژی در داخل کشور از مرحله هشدار عبور کرده و به نقطه‌ای رسیده که تصمیم‌های سخت و پرهزینه را اجتناب‌ناپذیر کرده است؛ تصمیم‌هایی که نخستین اثرات آن فراتر از مرزها نمایان می‌شود.

گازِ کم، تصمیم‌های سخت؛ وقتی ناترازی داخلی صادرات را زمین‌گیر می‌کند
صفحه اقتصاد -

 قطع گاز صادراتی به عراق در نگاه نخست یک رخداد منطقه‌ای تلقی شد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، بازتاب مستقیم ناترازی مزمن گاز در داخل ایران است؛ ناترازی‌ای که هر سال با آغاز فصل سرد، دامنه اثراتش گسترده‌تر می‌شود و بخش‌های مختلف اقتصاد را درگیر می‌کند.

در چنین شرایطی، سیاست‌گذار ناچار است میان مصارف داخلی، تولید برق، صنایع و صادرات دست به اولویت‌بندی بزند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که در این معادله، صادرات گاز نخستین بخشی است که با محدودیت یا توقف مواجه می‌شود؛ انتخابی که شاید در کوتاه‌مدت کم‌هزینه به نظر برسد، اما آثار انباشته آن به‌تدریج خود را نشان می‌دهد.

ناترازی مزمن، مسئله‌ای فراتر از یک زمستان

کمبود گاز در ایران پدیده‌ای مقطعی یا صرفاً وابسته به سرمای هوا نیست، بلکه حاصل سال‌ها عدم توازن میان رشد مصرف و توسعه ظرفیت تولید است. افزایش جمعیت، گسترش صنایع گازمحور و مصرف بالای خانگی، فشار مضاعفی بر شبکه گاز وارد کرده است.

در چنین فضایی، حتی با تولید روزانه صدها میلیون مترمکعب گاز، در مقاطع اوج مصرف امکان پاسخ‌گویی کامل به همه تعهدات وجود ندارد. نتیجه این وضعیت، کاهش فشار گاز صنایع، محدودیت نیروگاه‌ها و در نهایت توقف صادرات است؛ چرخه‌ای که هر سال تکرار می‌شود.

صادرات؛ نخستین قربانی مدیریت بحران

در زمان کمبود، قطع صادرات ساده‌ترین تصمیم برای مدیریت بحران است، زیرا تبعات اجتماعی مستقیم در داخل کشور ندارد. همین ویژگی باعث شده صادرات گاز در سال‌های اخیر به ابزاری برای جبران ناترازی داخلی تبدیل شود.

اما این تصمیم کوتاه‌مدت، هزینه‌های بلندمدت سنگینی دارد. کاهش صادرات به‌تدریج جایگاه ایران را به‌عنوان تأمین‌کننده قابل اتکا تضعیف کرده و قدرت چانه‌زنی کشور را در بازارهای منطقه‌ای کاهش می‌دهد؛ مسئله‌ای که بازگشت از آن آسان نخواهد بود.

برق عراق، آینه کمبود گاز ایران

وابستگی نیروگاه‌های عراق به گاز وارداتی باعث شده هر اختلالی در صادرات ایران، بلافاصله در شبکه برق این کشور نمایان شود. خروج هزاران مگاوات برق از مدار، نتیجه مستقیم این پیوند انرژی است.

این وضعیت نشان می‌دهد بحران گاز در ایران صرفاً یک مسئله داخلی نیست، بلکه اثرات منطقه‌ای دارد. هر بار که ایران با کمبود گاز مواجه می‌شود، پیامدهای آن در کشورهای همسایه نیز احساس می‌شود و این موضوع به حساسیت‌های سیاسی و رسانه‌ای دامن می‌زند.

تصمیم‌های فصلی، پیامدهای دائمی

مدیریت فصلی بحران انرژی، بدون اصلاح ساختار تولید و مصرف، تنها به تعویق انداختن مشکل است. تا زمانی که توسعه میادین گازی و بهینه‌سازی مصرف هم‌زمان پیش نرود، هر زمستان تکرار همین تصمیم‌ها محتمل خواهد بود.

این روند به‌مرور فضای تصمیم‌گیری را محدودتر کرده و گزینه‌های سیاست‌گذار را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، صادرات گاز به‌جای یک فرصت راهبردی، به متغیری ناپایدار تبدیل می‌شود.

ضرورت بازنگری در معادله انرژی

تجربه توقف‌های مکرر صادرات نشان می‌دهد راه‌حل، صرفاً در مدیریت بحران نیست، بلکه در بازنگری اساسی در معادله انرژی کشور نهفته است. بدون اصلاح الگوی مصرف و سرمایه‌گذاری مؤثر، ناترازی به یک وضعیت دائمی بدل خواهد شد.

اگر این مسیر اصلاح نشود، صادرات گاز نه‌تنها به عراق، بلکه به هر بازار دیگری، همواره در معرض قطع و بی‌ثباتی خواهد بود؛ وضعیتی که هزینه آن به‌مراتب فراتر از یک زمستان خواهد بود.

 

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه