یادداشت اختصاصی از جواد نبوتی
پرونده اپستین؛ وقتی سیاست جهانی بوی باجگیری میگیرد
پرونده جنجالی جفری اپستین سالهاست که از یک رسوایی اخلاقی فراتر رفته و به ابزاری برای تحلیل مناسبات پنهان قدرت در سیاست جهانی تبدیل شده است. در این میان، برخی تحلیلگران و فعالان سیاسی معتقدند این پرونده میتواند توضیحدهنده بخشی از رفتارهای متناقض دولتهای غربی در قبال ایران و محور مقاومت باشد.
پرونده جفری اپستین، سرمایهدار آمریکایی با ارتباطات گسترده در سطوح بالای قدرت، هنوز هم یکی از تاریکترین نقاط تاریخ معاصر غرب است. فهرست اسامی، ارتباطات مشکوک، مرگ پرابهام اپستین و سکوت معنادار نهادهای رسمی، باعث شده این پرونده نه بسته شود و نه فراموش.
در سالهای اخیر، برخی جریانهای رسانهای و تحلیلگران مستقل این پرسش را مطرح کردهاند که آیا پرونده اپستین صرفاً یک رسوایی اخلاقی بوده یا به یک ابزار فشار و باجگیری سیاسی در سطح بینالملل تبدیل شده است؟
اپستین و سیاست؛ از رسوایی تا اهرم فشار
بر اساس این روایتها، افرادی که در پرونده اپستین ردپایی از آنها وجود دارد، به دلیل ترس از افشای اسناد و تصاویر، در برابر فشارهای سیاسی آسیبپذیر میشوند. در همین چارچوب، ادعاهایی مطرح میشود مبنی بر اینکه برخی دولتها یا لابیهای قدرتمند با در اختیار داشتن اسناد محرمانه، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات کلان سیاسی کشورها را پیدا کردهاند.
در این فضا، نام رژیم صهیونیستی نیز از سوی برخی تحلیلگران بهعنوان یکی از بازیگران اصلی پشتپرده مطرح میشود؛ ادعایی که البته هیچگاه بهصورت رسمی تأیید نشده، اما در گفتمان رسانهای منتقد غرب، بهطور جدی تکرار میشود.
فرانسه، سپاه و پرسشهای بیپاسخ
یکی از محورهای این گمانهزنیها، فشار بر برخی کشورهای اروپایی برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی است. در این روایت، به مقاومت اولیه فرانسه در برابر این خواسته اشاره میشود؛ مقاومتی که بنا به ادعاهای غیررسمی، در ادامه جای خود را به عقبنشینی داده است. منتقدان این روند میپرسند:
آیا تغییر مواضع برخی دولتهای اروپایی صرفاً ناشی از محاسبات سیاسی بوده یا عوامل پنهانتری در کار است؟
ایران؛ نقطهای خارج از معادله باجگیری
در مقابل این فضای تیره، ایران از نگاه حامیانش بهعنوان یکی از معدود بازیگرانی معرفی میشود که خارج از این شبکههای فساد و باجگیری ایستاده است. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، بهویژه رهبری آن، نهتنها در این پروندهها نامی ندارد، بلکه همواره در موضع تقابل با همان جریانهای قدرتی قرار گرفته که امروز متهم به سوءاستفاده از پروندههایی مانند اپستین هستند.
توییت جکسون هینکل و یک ادعای جنجالی
در همین چارچوب، توییت اخیر جکسون هینکل، فعال رسانهای آمریکایی، بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشته است. او در این توییت مینویسد:
«افرادی که از این مرد (رهبر انقلاب، آیتالله خامنهای) متنفرند، همگی در پروندههای اپستین هستند.»
این جمله، هرچند یک ادعای سیاسی و رسانهای است و نه یک سند حقوقی، اما بهروشنی نشان میدهد که چگونه پرونده اپستین به نمادی برای نقد مشروعیت اخلاقی مدعیان رهبری جهان تبدیل شده است.
پرونده اپستین شاید هرگز بهطور کامل روشن نشود، اما سایه آن همچنان بر سیاست غرب سنگینی میکند. در این میان، ایران و رهبری آن، دستکم در گفتمان منتقد نظم موجود، بهعنوان نقطهای ایستادهاند که نه در این رسواییها سهمی دارد و نه در برابر آنها سکوت کرده است. همین تضاد، شاید یکی از دلایل اصلی حجم بالای حملات رسانهای و سیاسی علیه جمهوری اسلامی باشد.
نظر شما