امیر میثم نیکفر کارشناس حوزه نفت و انرژی در گفتگو با صفحه اقتصاد مطرح شد:
نفت تحریمی؛ فرصتی که مدیران ایرانی به تهدید ثانویه تبدیل کردند/ کنترل انرژی؛ هدف پنهان آمریکا
تحریم نفت، برخلاف تصور رایج، الزاماً به معنای بنبست اقتصادی نیست؛ بلکه میتواند به فرصتی طلایی برای افزایش فروش، توسعه بازار و حتی تقویت درآمدهای ارزی تبدیل شود. اما به گفته یک کارشناس حوزه انرژی، آنچه امروز ایران را زمینگیر کرده نه اصل تحریم، بلکه «سوءمدیریت در فروش نفت» و «واسطهمحوری خطرناک» است؛ مسیری که یک تهدید را به تهدیدی بزرگتر تبدیل کرده است.
ساره جعفرقلی - امیر میثم نیکفر، پژوهشگر دانشگاه و کارشناس حوزه نفت و انرژی، در گفتگو با خبرنگار صفحه اقتصاد با تحلیل وضعیت موجود در بازار نفت ایران و جهان اظهار کرد: تحریم نفت خام با تحریم فرآوردههای نفتی و پتروشیمی تفاوت اساسی دارد. نفت خام الزاماً باید با دلار قیمتگذاری شود و مبنای تمام خریدوفروشهای آن دلار است. حتی اگر پرداخت با ارز دیگری انجام شود، مبنای محاسبه و تغییرات قیمتی همچنان دلار خواهد بود.
او افزود: به همین دلیل، تحریم نفت خام از نظر من تحریم بسیار اثرگذاری است؛ اما در عین حال میتواند برای ما به یک فرصت تبدیل شود.
تحریم؛ فرصتی که فقط مختص ایران نیست
این کارشناس انرژی با اشاره به تجربه کشورهای دیگر گفت: این فرصت فقط مختص ایران نیست. شما تحریم روسیه را ببینید که حتی از تحریم ایران هم شدیدتر بود. زمانی که نفت خام تحریم میشود، بهویژه برای کشورهای عضو اوپک، یک فرصت ایجاد میشود.
وی توضیح داد: اوپک برای اعضای خود محدودیتهای مشخصی دارد؛ نخست اینکه سقف تولید تعیین میکند و اعضا موظفاند به سهمیه تولید پایبند باشند. دوم اینکه اجازه ندارند در هر بازاری فعالیت کنند و بازارهای مشخصی برای آنها تعریف شده است. سوم اینکه اعضا به هیچ عنوان مجاز به ارائه تخفیف نیستند و باید نفت خود را با قیمت تعیینشده اوپک بفروشند اما در این بین تحریم یعنی رهایی از قید و بندهای اوپک.
نیکفر ادامه داد: زمانی که ما تحریم میشویم، دیگر در چارچوب اوپک خریدوفروش نمیکنیم و عملاً از این قیود رها میشویم. در این شرایط میتوانیم در هر بازاری حضور داشته باشیم، به هر میزانی که بخواهیم نفت بفروشیم و حتی سیاست تخفیف را اجرا کنیم.
او تأکید کرد: این تخفیفی که ما روی نفت خام میدهیم هزینه نیست، بلکه یک حفره به نفع ماست. با تخفیف میتوان مشتریان بسیار گستردهتری جذب کرد، حتی از بازارهایی که قبلاً از ایران خرید نمیکردند.
چرا تخفیف برای پالایشگاهها جذاب است؟
این پژوهشگر دانشگاه گفت: برای پالایشگاههایی که بهرهوری و قیمت تمامشده برایشان اهمیت حیاتی دارد و ممکن است با قیمتهای بالا از مدار تولید خارج شوند، خرید نفت با تخفیف بسیار جذاب است.
او با اشاره به تجربه روسیه افزود: کاری که روسیه انجام داد دقیقاً همین بود. اگر نگاه کنید، ارزش پول روسیه نسبت به قبل از جنگ بهبود پیدا کرده و دلیل اصلی آن افزایش درآمدهاست؛ درآمدی که بخش عمده آن از محل فروش نفت تأمین شده است.
سوءمدیریت؛ پاشنه آشیل نفت ایران
نیکفر با انتقاد از عملکرد داخلی تصریح کرد: متأسفانه در ایران این مدل بهدرستی اجرا نمیشود. زمانی که ما تحریم هستیم، مشتری نباید به دنبال واسطه، آشنا و دلال بگردد تا از ما نفت بخرد؛ بلکه این ما هستیم که باید مستقیماً نفت را به مشتری عرضه کنیم.
وی ادامه داد: مدیران ما بهجای بازارسازی، دنبال آشنابازی هستند. در حالی که وقتی به بازار نگاه میکنیم، هجوم گسترده خریداران نفت به مجموعه NIUC و سایر بخشهای فروش نفت نشان میدهد که ما بهراحتی میتوانیم نفت بفروشیم، اما بهدلیل سیاستهای غلط و مونوپلسازی برخی کارگزاران، فروش نفت به سختی انجام میشود.
نفت خام؛ هر فروش بالاتر از قیمت تمامشده یعنی سود
این کارشناس انرژی توضیح داد: نفت خام کالایی است که هر مقدار بالاتر از قیمت تمامشده فروخته شود، سود ایجاد میکند. کشورهایی مانند ایران و عربستان که هزینه تولید پایینی دارند، هرچه نفت ارزانتر فروخته شود، باز هم برایشان سودآور است.
او با مقایسه نفت شیل آمریکا گفت: در آمریکا نفت شیل تولید میشود که هزینه تمامشده آن بین ۶۰ تا ۷۰ دلار در هر بشکه است. وقتی قیمت نفت بالا میرود، تولید نفت شیل توجیه اقتصادی پیدا میکند و عرضه افزایش مییابد. اما اگر قیمتها زیر ۶۰ دلار بیاید، نفت شیل از صرفه میافتد و عرضه کاهش مییابد.
چرا فروش با تخفیف برای ایران سودمندتر است؟
نیکفر تأکید کرد: خلاصه حرف من این است که اگر ما بتوانیم با تخفیف بیشتر نفت بفروشیم، بسیار پرسودتر از حالتی است که تخفیف ندهیم و با همان حجم قبلی تولید بفروشیم.
وی افزود: این مزیت فقط مختص ایران نیست، اما سایر کشورها به دلیل محدودیتهای اوپک نمیتوانند از آن استفاده کنند.
تهدیدی که به تهدید ثانویه تبدیل شد
او با انتقاد صریح گفت: مسئولان ما در این حوزه بسیار ضعیف عمل کردهاند. تهدیدی که میشد به فرصت تبدیل شود، به یک تهدید ثانویه تبدیل شده که اثر آن از تهدید اولیه هم بیشتر است.
پول نفت کجاست؟
نیکفر در ادامه توضیح داد: ما نفت را میفروشیم و پول آن از مصرفکننده نهایی گرفته میشود، اما این پول در دست کارگزارها و واسطهها باقی میماند. دلیل آن سیاستهای غلط فروش نفت است.
وی افزود: کارگزارها با ضمانتنامه بانکی نفت را تحویل میگیرند، میفروشند و پول آن تا ۹۰ روز در اختیارشان میماند. برای یک محموله سهمیلیون بشکهای، صحبت از حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیون دلار است. بعد از ۹۰ روز هم به بهانههای مختلف پول بازگردانده نمیشود.
افسانه «نفت روی آب»
این کارشناس انرژی گفت: وقتی اعلام میشود ۷۰ میلیون بشکه نفت روی آب داریم، واقعیت این است که چنین حجمی وجود ندارد. این نفت فروخته شده، اما پول آن بازنگشته و در سیستم حسابداری هنوز بهعنوان محموله ثبت شده است.
او تأکید کرد: در سیستم حسابداری یا شما صاحب پول هستید یا صاحب محموله و وقتی پول نیامده، اعلام میشود نفت روی آب داریم؛ در حالی که عملاً نفتی روی آب وجود ندارد.
راهکار؛ بستن استخر بدهی
نیکفر پیشنهاد داد: وزارت نفت باید به سمتی برود که به کسی که با ضمانتنامه نفت گرفته و هنوز پول را برنگردانده، محموله جدید ندهدو ضمانتنامه دوم را قبول نکند.
وی توضیح داد: این کار از ایجاد «استخر بدهی» جلوگیری میکند؛ یعنی وضعیتی که یک کارگزار میلیاردها دلار بدهکار است اما همچنان نفت جدید دریافت میکند.
آیا مذاکرات فقط بر سر نفت است؟
این پژوهشگر دانشگاه درباره مذاکرات ایران و آمریکا گفت: به نظر من، هدف اصلی این مذاکرات نه هستهای است و نه موشکی؛ بلکه نفت و انرژی است.
او افزود: بر اساس مطالعات آیندهپژوهی، در سالهای آینده تقاضا برای انرژی حرارتی از نفت خام کاهش مییابد و به سمت LPG و LNG میرود. هر کشوری که بازار این انرژیها را در اختیار داشته باشد، از یک ابزار اقتدارآفرین برخوردار است.
کنترل انرژی؛ هدف پنهان آمریکا
نیکفر تصریح کرد: اقدامات آمریکا در ونزوئلا و سایر مناطق، بیش از آنکه هستهای یا موشکی باشد، انرژیمحور است. هدف اصلی، کنترل انرژی و در نهایت مهار چین است.
او افزود: ایران بزرگترین دارنده منابع انرژی جهان، شامل نفت خام و گاز طبیعی است و همین موضوع آن را برای آمریکا بسیار جذاب کرده است.
وی در پایان گفت: ترامپ یک فرد بهاصطلاح عوامکاسب است و ایران برایش جذاب است. اگر نتیجه مذاکرات به سمتی برود که انرژی خاورمیانه و خلیج فارس تحت هماهنگی آمریکا توزیع شود، به نظر من بسیاری از مشکلات فعلی نهتنها حل نمیشود، بلکه ممکن است تشدید هم بشود.
جمع بندی خبرنگار
با وجود آنکه این کارشناس حوزه انرژی به نکات مهم و قابل تأملی اشاره میکند، اما واقعیت میدانی بازار نفت ایران تصویر متفاوتی را نشان میدهد.
درعمل، با وجود افزایش تهدیدات امنیتی، ناامنی مسیرهای فروش و ریسکهای کشتیرانی، هیچ نشانهای از اصلاح سیاستهای بازدارندگی یا بازطراحی الگوی فروش نفت در عملکرد مسئولان نفتی دیده نمیشود.
تخفیف نفت تحریمی اگرچه در کوتاهمدت میتواند به افزایش حجم فروش منجر شود، اما در بلندمدت پیامدهای نگرانکنندهای دارد؛ از تضعیف قدرت قیمتگذاری ایران گرفته تا نهادینه شدن تحریم و انتقال بخش عمده منافع فروش نفت از منافع ملی به جیب واسطهها و کارگزاران.
نفت تحریمی ذاتاً یک فرصت است، اما نه از مسیر ارزانفروشی مزمن و رقابت منفی بر سر قیمت؛ بلکه از مسیر بازسازی اقتدار ایران در حکمرانی انرژی، اصلاح سیاستهای فروش، حذف واسطههای غیرضرور و بازگرداندن کنترل بازار به دولت و حاکمیت.
به عبارتی تخفیف بدون استراتژی، قدرت چانهزنی آینده ایران را از بین میبرد، وابستگی به واسطهها، تحریم را قابل مدیریت نمیکند؛ بلکه دائمی میسازد.
فروش نفت بدون تضمین بازگشت ارز، بهمعنای صادرات ثروت بدون درآمد واقعی است، فقدان شفافیت در قراردادها، مسیر فساد و انباشت بدهی کارگزاران را باز گذاشته است، تجربه روسیه نشان میدهد مسأله تحریم نیست؛ مسأله مدل حکمرانی فروش نفت است.
در نهایت باید گفت تحریم نفت نه تقدیر محتوم است و نه بنبست قطعی؛ اما ادامه مسیر فعلی، آن را به یک وضعیت نهادینه و پرهزینه تبدیل کرده است.
ایران زمانی میتواند از نفت تحریمی فرصت بسازد که بهجای تخفیفمحوری، به سمت اقتدارمحوری حرکت کند؛ اقتداری که از شفافیت، انضباط مالی، حذف واسطهها و بازپسگیری قدرت تصمیمسازی در بازار انرژی جهانی شکل میگیرد. در غیر این صورت، هر بشکه نفتی که فروخته میشود، بیش از آنکه ثروت ملی تولید کند، به تعمیق یک چرخه معیوب و پرهزینه کمک خواهد کرد.
نظر شما