صفحه اقتصاد بررسی می کند:
از مشعل تا متانول فرمان فوری رئیسجمهور برای خاموشی ۳۲ فلر در ۱۵ ماه/ اقتصادِ پنهانِ گازهای همراه روی میز دولت
در مراسم افتتاح و بهرهبرداری طرحهای وزارت نفت، مسعود پزشکیان رئیسجمهور با تأکید بر فوریت جمعآوری گازهای فلر و گازهای همراه خطاب به وزیر نفت گفت حتی یک ساعت هم نباید از دست برود. این دستور در حالی صادر می شود که ما سالهاست با پدیده فلرسوزی دست و پنجه نرم می کنیم.
وقتی رئیسجمهور در یک مراسم رسمی میگوید «برای جمعآوری گازهای فلر نباید حتی یک ساعت را هم از دست بدهیم»، این جمله فقط یک توصیه اجرایی نیست؛ اعترافی است صریح به سالها تعلل، اتلاف منابع و سوختن سرمایه ملی. عددهایی که همزمان روی میز گذاشته میشود.
از سوختن روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز تا زیان حدود ۱۷ میلیون دلار در هر شبانهروز و پرسش اصلی را پررنگتر میکند: چرا مسألهای به این وضوح اقتصادی، هنوز در نقطه «دستور فوری» متوقف مانده است؟
فلر؛ مسألهای که تازه نیست، اما هر روز گرانتر میشود
سوزاندن گازهای همراه یا همان فلرینگ، پدیدهای تازه در صنعت نفت ایران نیست. دهههاست مشعلها در میادین نفتی روشناند و هر دولت، در مقاطعی، وعده خاموشکردن آنها را داده است.
آنچه امروز این موضوع را دوباره به تیتر اول تبدیل کرده، نه تازگی مسأله، بلکه شدت بحران انرژی و قیمت اتلاف است، وقتی بهطور رسمی اعلام میشود که برای هر یک میلیون مترمکعب گاز فلر، روزانه حدود ۳۳۰ هزار دلار ارزش اقتصادی از بین میرود، دیگر نمیتوان از کنار این مشعلها بهعنوان «اجبار فنی» عبور کرد.
در مراسم افتتاح طرحهای وزارت نفت، عددی کلیدی از سوی رییس جمهور برجسته شد و آن سوختن روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز فلر است ، این عدد، با همان نرخ اعلامی، به معنای نابودی روزانه بیش از ۱۶ تا ۱۷ میلیون دلار است؛ رقمی که در مقیاس سالانه به چندین میلیارد دلار میرسد اینجاست که فلر از یک موضوع محیطزیستی، به یک پرونده تمامعیار اقتصادی و حکمرانی انرژی تبدیل میشود.
تناقض عددها؛ لغزش آماری یا نشانهای از آشفتگی روایت رسمی؟
همزمان با انتشار این اظهارات، در برخی بازنشرها و کپشنها، عددهایی متفاوت و حتی چند مرتبه کوچکتر مطرح شد. اختلاف میان «هزار دلار»، «میلیون دلار» و «دهها میلیون دلار» فقط یک خطای رسانهای ساده نیست؛ این تناقضها نشانهای از نبود یک روایت دقیق، شفاف و یکپارچه در موضوعی است که مستقیماً با منافع ملی گره خورده است.
وقتی دادهها بهسادگی قابل راستیآزماییاند و محاسبه ساده نشان میدهد که حجم اعلامشده فلرینگ، با زیان روزانه حدود ۱۷ میلیون دلار همخوانی دارد، کوچکنمایی یا آشفتگی عددی خواسته یا ناخواسته نتیجهای جز تضعیف مطالبهگری عمومی ندارد
مسأله فلر، پیش از آنکه به دستور فوری نیاز داشته باشد، به صداقت آماری و شفافیت مستمر نیازمند است.
«یک ساعت هم نباید از دست برود»
این جمله و دستور رئیسجمهور، بیش از آنکه حامل یک پیام فنی باشد، بار سیاسی و مدیریتی دارد، چنین تأکیدی معمولاً زمانی مطرح میشود که یک پروژه یا سیاست، سالهاست در چرخه وعده، گزارش و افتتاحهای مقطعی گرفتار شده و خروجی ملموس آن، با ابعاد مسأله همخوان نیست. فلرینگ در ایران دقیقاً در همین وضعیت قرار دارد.
اگر جمعآوری گازهای همراه واقعاً اولویت فوری است، این فوریت باید پیشتر خود را در قراردادها، سرمایهگذاریها، جدولهای زمانی و گزارشهای شفاف نشان میداد.
طرح دوباره این مسأله در سطح عالی اجرایی، عملاً این پیام را مخابره میکند که شتاب فعلی، پاسخگوی ابعاد خسارت نیست.
وعده خاموشی مشعلها؛ گام رو به جلو یا تکرار الگوی آشنا؟
وزیر نفت در همین مراسم از برنامه خاموشی حدود ۳۲ مشعل طی ۱۵ ماه آینده و جمعآوری ۸ تا ۹ میلیون مترمکعب دیگر گاز همراه سخن گفت؛ در نگاه اول، این اعداد امیدوارکننده به نظر میرسند، اما وقتی در کنار حجم کل فلرینگ روزانه قرار میگیرند، تصویر متفاوتی شکل میگیرد.
اگر مبنای همان ۵۰ میلیون مترمکعب در روز باشد، برنامه اعلامشده تنها بخشی محدود از مسأله را پوشش میدهد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که خاموشی «تعدادی مشعل» لزوماً به معنای کاهش چشمگیر حجم فلرینگ نیست؛ زیرا مشعلها از نظر اندازه و حجم گاز سوزاندهشده یکسان نیستند.
آنچه تعیینکننده است، نه تعداد پروژهها و افتتاحها، بلکه کاهش واقعی و قابل اندازهگیری حجم گاز سوختهشده است.
چرا فلر همچنان میسوزد؟
ادامه فلرینگ را نمیتوان صرفاً به تحریم یا پیچیدگی فنی تقلیل داد. بخشی از مسأله، به ساختار تصمیمگیری و اولویتبندی در صنعت انرژی بازمیگردد. جمعآوری گازهای همراه، پروژهای میانبخشی است؛ از میدان نفتی تا پالایش، پتروشیمی، نیروگاه و شبکه انتقال.
در چنین زنجیرهای، وقتی مسئولیت نهایی شفاف نباشد، فلر سادهترین و پرهزینهترین گزینه باقی میماند.
در عمل، سوزاندن گاز، هزینه کوتاهمدت کمتری برای بهرهبردار دارد، اما زیان آن به کل اقتصاد و جامعه منتقل میشود. تا زمانی که این عدمتوازن اصلاح نشود، فرمانهای مقطعی حتی در بالاترین سطح خطر آن را دارند که به سرنوشت دستورهای پیشین دچار شوند.
فلر و بحران انرژی؛ دو خط موازی که به هم رسیدهاند
اینبار اما یک تفاوت جدی وجود دارد. فلرینگ دیگر در خلأ رخ نمیدهد. زمستانهای با ناترازی گاز، محدودیت برای صنایع و فشار بر نیروگاهها، باعث شده سوزاندن هر مترمکعب گاز همراه، بیش از گذشته به چشم بیاید.
گازی که در مشعل میسوزد، همان گازی است که میتوانست خوراک صنعت، برق یا حتی ابزار مدیریت مصرف باشد.
از این منظر، فلرینگ نه فقط نماد اتلاف، بلکه نشانهای از شکاف عمیق در حکمرانی انرژی است؛ شکافی که با هر زمستان سرد، پرهزینهتر میشود.
جمعبندی؛ آزمون مشعلها برای دولت
تأکید رئیسجمهور بر از دست ندادن «حتی یک ساعت»، اگر به سازوکارهای الزامآور، گزارشدهی شفاف و پاسخگویی دقیق منجر نشود، در حد یک جمله پرحرارت باقی خواهد ماند.
تجربه نشان داده که فلرها با دستور خاموش نمیشوند؛ با تغییر معادله اقتصادی و مدیریتی خاموش میشوند، امروز، مشعلهای روشن فقط گاز نمیسوزانند؛ اعتماد عمومی به کارآمدی سیاست انرژی را هم میسوزانند.
اگر قرار است اینبار واقعاً اتفاقی بیفتد، معیار قضاوت نه تعداد مراسمها و نه تیترها، بلکه یک عدد ساده خواهد بود: آیا حجم فلرینگ در آمار رسمی، ماهبهماه پایین میآید یا نه؟
تا آن زمان، هر ساعت تأخیر، همچنان میلیونها دلار را به دود تبدیل میکند.
نظر شما