یادداشت اختصاصی از عباس محمدیان
امنیتی ملی در قابِ تمامیت ارضی
این روزها، جلوههای این واقعیت را میتوان هم در خیابان دید، هم در میدان، و هم در کلامِ اهلِ بیان و بنان. نوعی همصدایی که نه از یکنواختی، بلکه از همافقی برمیخیزد.
روز هوشیاری تمام ساحتی است. حتی به اندازه یک پلک زدن هم حقِ غفلت نداریم. نباید برای لحظه ای هم دچار حواس پرتی شویم بلکه ششدانگِ حواسمان باید به ایران باشد؛ به همه ایران. این گزاره، نه یک توصیه کلی که یک ضرورتِ زمانه است. اما در دلِ این «همه»، یک «بهویژه» هم نهفته است؛ بهویژه نسبت به استانهای نفتخیز، باید حساستر از همیشه اندیشید و عمل کرد. آنجا که ثروتِ ملی در دلِ خاک میجوشد، طمعِ بیگانگان نیز تیزتر میشود. پس باید حتی اگر لازم است، یک حواسِ ششدانگ از فردا قرض بگیریم و امروز به کار بندیم تا فردا در حسرتِ «کاش» و «باید» و «افسوس» گرفتار نیاییم.
نقشه ایران را پیش روی خود بگسترانیم؛ نه برای تماشا، که برای مراقبت. هر نقطهای که دلنگرانی در آن خانه کرده، باید کانون توجه مضاعف ما باشد. این یک اصل است: امنیتِ ملی، از جغرافیا آغاز میشود اما به ذهنها و ارادهها گره میخورد. در همین چارچوب، باید بیپرده به یاد آورد آن گفته عریانِ تاجرِ قماربازِ مرگآفرین را که آشکارا از طمع به نفتِ ایران سخن گفته است. این طمع، اگر با غفلتِ ما همراه شود، به تهدید بدل میگردد؛ اما اگر با هوشیاری ما مواجه شود، خود به فرصتی برای نمایشِ اقتدار ملی تبدیل خواهد شد. باید سوزندگی نفت ایران را نه فقط در میدان جنگ، که در میدانِ اراده و تدبیر هم به او چشاند.
در سوی دیگر، رژیم جعلی صهیونیستی—این زادهی نامشروعِ بحران در منطقه—نهتنها خوابِ تجزیه، که رؤیای محوِ ایران را در سر میپروراند. پاسخ به چنین خیالهایی، نه در شعار، که در «حضور» است؛ حضورِ بهموقع، بهجا و هوشمندانه در بزنگاهها. این حضور، اگر بهدرستی شکل گیرد، میتواند هر دو پروژه را ناکام بگذارد و کامِ ملت را با شکستِ آنان شیرین سازد.
خوشبختانه، تا اینجا هماهنگی میان میدان، دیپلماسی و خیابان، تصویری قابل اتکا از یک همافزایی ملی ارائه داده است. ضلع دیگرِ این مربع—مدیریت اذهان—نیز با واژگانی که یا ذهنها را میسازند یا آنها را از اشغال رسانههای صهیونیستی بازپس میگیرند، نقش خود را بهجا ایفا کرده است. این همان نقطهای است که فرهنگ، سیاست و امنیت در هم تنیده میشوند و از دل تهدید، فرصت میزایند.
فرصتی که امروز در اختیار ماست، محصولِ مواجههی هوشمندانه ملت ایران با تهدیدهای وجودیِ استکبار و صهیونیسم است؛ ملتی که نه منفعل، که «مبعوث» است.برخاسته برای ساختن، برای ایستادن و برای پیش رفتن. فرزندان غیور این ملت نیز نشان دادهاند که هم به میدانِ امروز چشم دارند و هم به افقِ فردا. این دوگانهی «اکنون و آینده»، همان جایی است که راهبردها معنا میگیرند.
در همین چارچوب، شعار سال—«اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی»—دیگر یک عبارتِ تزئینی نیست، بلکه نقشهی راهی است که معنایی کاملتر یافته است. اقتصاد مقاومتی، بدون امنیت ملی، بر زمین سست بنا میشود و امنیت ملی، بدون وحدت، پایدار نمیماند. زیر چتر چنین وحدتی است که کثرتِ نگاهها و سلیقهها، به وحدت در عمل میرسد؛ وحدتی زنده، پویا و پیشبرنده.
این روزها، جلوههای این واقعیت را میتوان هم در خیابان دید، هم در میدان، و هم در کلامِ اهلِ بیان و بنان. نوعی همصدایی که نه از یکنواختی، بلکه از همافقی برمیخیزد. اگر این مسیر با نگاهی عمیقتر و غنی تردنبال شود، میتواند الگویی بومی و ماندگار برای مواجهه با چالشهای پیچیدهی پیشرو بسازد؛ الگویی که در آن، ایران نه فقط موضوعِ توجه، که محورِ کنش و آگاهی است.
*پژوهشگر حکمرانی فرهنگی
نظر شما