یادداشت اختصاصی از جواد نبوتی
تشدید فشار اقتصادی علیه ایران؛ اعتراف صریح به سیاست «فلجسازی»
اظهارات اخیر نانسی پلوسی در کنفرانس امنیتی مونیخ درباره ضرورت «فلج کردن اقتصاد ایران» نه یک لغزش کلامی، بلکه اعترافی آشکار به تداوم راهبرد فشار حداکثری علیه معیشت مردم ایران است؛ راهبردی که سالهاست با عنوان تحریم، عملاً سفره خانوار ایرانی را هدف گرفته است.
نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، در سخنانی کمسابقه به صراحت از استفاده از «نیروی اقتصادی» برای تضعیف ایران سخن گفت و حتی پا را فراتر گذاشت و تأکید کرد که مردم در روستاها باید «درد و رنج را حس کنند».
این سخنان، اگرچه در ظاهر با مخالفت با اقدام نظامی همراه بود، اما در واقع صورتبندی جدیدی از همان سیاست قدیمی است: جنگ بدون شلیک گلوله؛ جنگی که مستقیماً معیشت، اشتغال، تورم و ثبات اقتصادی یک ملت را هدف میگیرد.
در ادبیات رسمی آمریکا، تحریمها ابزار «فشار هوشمند» معرفی میشوند؛ اما در عمل، نتیجه آن افزایش هزینه مبادلات، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، کاهش سرمایهگذاری خارجی و در نهایت انتقال فشار به اقشار متوسط و ضعیف جامعه است.
تحریم و اقتصاد ایران؛ تجربهای تکراری با هزینههای سنگین
اقتصاد ایران طی سالهای گذشته بارها با موجهای مختلف تحریم مواجه شده است. کاهش درآمدهای ارزی، نوسان نرخ ارز، رشد تورم و افت قدرت خرید، بخشی از پیامدهای مستقیم این سیاستها بودهاند.
آنچه در سخنان پلوسی برجسته است، نه اصل تحریم که پیش از این نیز اجرا میشد، بلکه تصریح به هدفگیری مستقیم مردم عادی است. وقتی یک مقام ارشد آمریکایی آشکارا از «تحمیل درد» سخن میگوید، دیگر نمیتوان از تفکیک میان حکومت و مردم سخن گفت.
از منظر اقتصادی، چنین رویکردی به معنای تشدید نااطمینانی در بازارها، افزایش ریسک سرمایهگذاری و تقویت انتظارات تورمی است؛ عواملی که حتی پیش از اعمال تحریم جدید نیز میتوانند به بازار ارز، سرمایه و کالا شوک وارد کنند.
تحریم اقتصادی و حقوق بینالملل؛ مرز فشار سیاسی و مسئولیت انسانی
واکنش دستگاه دیپلماسی ایران نیز بر همین نکته متمرکز بود: تحمیل عامدانه رنج به غیرنظامیان برای اهداف سیاسی، از منظر حقوقی قابل دفاع نیست.
در حقوق بینالملل، تحریمها اگرچه به عنوان ابزار فشار سیاسی شناخته میشوند، اما زمانی که آثار مستقیم و هدفمند بر زندگی غیرنظامیان داشته باشند، محل مناقشه جدیاند. اظهاراتی از جنس آنچه در مونیخ مطرح شد، میتواند به عنوان شاهدی بر «قصد» در تحمیل فشار به مردم تعبیر شود؛ موضوعی که از منظر حقوقی پیامدهای قابل بررسی دارد.
راهبرد فشار حداکثری یا بنبست دیپلماسی اقتصادی؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که سیاست فشار حداکثری نه به تغییرات بنیادین مورد ادعای طراحان آن انجامیده و نه ثبات منطقهای را افزایش داده است. در مقابل، اقتصاد ایران را به سمت سازوکارهای جایگزین، تقویت روابط منطقهای و توسعه مسیرهای غیرغربی سوق داده است.
سؤال اصلی اینجاست: آیا تکرار سیاستی که پیشتر نیز اجرا شده و به اهداف اعلامی خود نرسیده، نشانهای از بنبست در دیپلماسی اقتصادی آمریکا نیست؟
برای ایران، پاسخ به چنین رویکردهایی بیش از هر چیز در اصلاحات ساختاری داخلی، کاهش وابستگی بودجه به نفت، تقویت صادرات غیرنفتی و افزایش تابآوری اقتصادی نهفته است.
مسیری که باید جدی تر گذشته دنبال شود
سخنان نانسی پلوسی در کنفرانس امنیتی مونیخ، پرده از واقعیتی برداشت که سالها در لایههای رسمیتر دیپلماسی پنهان میشد: تحریم نه صرفاً یک ابزار فشار سیاسی، بلکه ابزاری برای ایجاد فشار اجتماعی است.
اما تجربه نشان داده است که اقتصاد ایران هرچند آسیب دیده، اما فرو نپاشیده است. آنچه بیش از فشار خارجی میتواند تعیینکننده باشد، کیفیت حکمرانی اقتصادی در داخل است.
در نهایت، اگر هدف «فلج کردن اقتصاد ایران» باشد، پاسخ آن نه در واکنشهای احساسی، بلکه در تقویت بنیانهای تولید، شفافیت، انضباط مالی و کاهش آسیبپذیری ساختاری اقتصاد کشور نهفته است؛ مسیری که باید جدیتر از همیشه دنبال شود.
نظر شما