سرخط خبرها

تحلیلگر اقتصادی مطرح کرد:

مدیریت تنگه هرمز به ابزاری برای نوسازی اقتصاد و شکل‌دهی به روابط جدید منطقه‌ای تبدیل شود

یک تحلیلگر اقتصادی، معتقد است مدیریت تنگه هرمز پس از آتش‌بس باید به گونه‌ای طراحی شود که علاوه بر تأمین امنیت ایران، به ابزاری برای نوسازی اقتصاد و شکل‌دهی به روابط جدید منطقه‌ای تبدیل شود.

مدیریت تنگه هرمز به ابزاری برای نوسازی اقتصاد و شکل‌دهی به روابط جدید منطقه‌ای تبدیل شود
صفحه اقتصاد -

درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز با توجه به آتش‌بس صورت‌گرفته و مهلت دو هفته ای برای مذاکرات نمایندگان ایران و آمریکا در اسلام آباد اظهار داشت: در داخل کشور چهار مدل مختلف درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز مطرح است؛ ایده بیمه، ایده عوارض، ایده غرامت و ایده خدمات. هر کدام از این موارد می‌تواند در جای خود نقاط قوت و ضعف داشته باشد.

وی افزود: ابتدا باید درک کنیم که درآمد ناشی از این روش‌ها نمی‌تواند درآمدی انفجاری یا غیرقابل باور باشد. اعدادی که برخی رسانه‌ها مطرح می‌کنند، مانند ۵۰۰ میلیارد دلار در چهار سال، واقع‌بینانه نیست و باید بپذیریم این اعداد معقول و درست نیستند.

شاکری ادامه داد: آن چیزی که مدیریت در تنگه را معنادار می‌کند و به ما امکان می‌دهد از تنگه هم به عنوان ابزار نوسازی اقتصادی و هم به عنوان دریچه‌ای جدید در سیاست خارجی استفاده کنیم، تمرکز بر مذاکرات دوجانبه با مصرف‌کنندگان تنگه است. به عبارت دیگر، باید نوعی حکمرانی اعمال شود و مهم‌تر از آن، بازگشایی تنگه به شکلی انجام گیرد که منجر به نوعی همکاری با صادرکنندگان و واردکنندگان انرژی شود؛ چیزی که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران سابقه نداشته است.

او توضیح داد: منظور از مذاکره با هر کشور این است که در ازای تعریف عبور امن از تنگه ـ با توجه به اینکه تنگه در گذشته محل تهدید علیه ایران بوده و به عنوان ابزار فشار طرف مقابل برای حمله به ایران مورد استفاده قرار می‌گرفته، سازوکاری طراحی شود که هم امنیت ایران تضمین شود و هم کشورهای دیگر بتوانند از قاعده‌ای امن برای استفاده از تنگه بهره ببرند. در این چارچوب، باید مشخص شود چه شکل‌هایی از همکاری میان طرفین قابل تعریف است.

امروز این ایران است که باید انتخاب کند

این تحلیلگر اقتصادی افزود: پیش از این جنگ، ایران روابطی با کشورهای جنوب خلیج فارس داشت و حتی یکی از اهداف جریان‌های راست جهانی از این جنگ، تکمیل ادغام اقتصاد ایران با جنوب خلیج فارس، ابتدا از طریق امارات و سپس در مرحله بعدی از طریق عربستان بود. اما از آنجا که این موضوع با واقعیت‌ها و نیازهای امنیتی ایران همخوانی نداشت، شرایط به سمت یک جنگ منطقه‌ای پیش رفت.

وی تصریح کرد: امروز ایران باید انتخاب کند که تعریف جدید روابط خود با خلیج فارس چیست. این موضوع نیز از مسیر گفت‌وگوها و مذاکرات دوجانبه با کشورهای سمت غرب تنگه در خلیج فارس معنا پیدا می‌کند، نه از مسیر گفت‌وگو با آمریکا و نه از طریق مذاکرات جمعی با کشورهای حاشیه خلیج فارس.

شاکری ادامه داد: لحظه‌ای که اکنون در آن قرار داریم بسیار حساس است. اولویت من این بود که این موضوع اساساً در قالب گفت‌وگو با آمریکا مطرح نشود و بازگشایی تنگه صرفاً مبتنی بر بازسازی روابط دوجانبه با کشورهای منطقه تعریف شود. با این حال در شرایط فعلی نیز لازم است برای گفت‌وگو با هر کشور یک برنامه ایجابی مشخص وجود داشته باشد.

حفظ وحدت ملی در دو هفته آینده بسیار مهم است

این تحلیلگر اقتصادی با اشاره به کاهش قیمت نفت پس از اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای پاسخ داد: به طور کلی واضح بود که قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند. ایران با برداشتن فشار از روی تنگه و کاهش فشار سیاسی، در واقع امتیازی به طرف مقابل داده است.

وی افزود: هنوز مشخص نیست که در مقابل این امتیاز چه امتیاز نقدی‌ای از سوی طرف ایرانی دریافت شده است و من شخصاً نتوانسته‌ام این موضوع را به طور دقیق متوجه شوم. با این حال در دو هفته آینده مهم‌ترین مسئله‌ای که پیش روی ما قرار دارد، نخست حفظ وحدت داخلی و دوم رسیدن به یک مکانیزم معقول برای نحوه بازگشایی تنگه است؛ به نحوی که اهرمی که امروز مورد استفاده قرار گرفته، در آینده نیز قابل استفاده باشد.

شاکری اظهار کرد: در مقطعی همه معتقد بودند بازار در هفته دوم آوریل به دلیل کاهش منابع در استرالیا، ژاپن، کره جنوبی و برخی دیگر از مناطق وارد خلاء فیزیکی در حوزه انرژی می شود ولی شاهد بودیم پیش از رسیدن به آن نقطه، این کمبود در بازار احساس شد و حال باید دید ایران تا چه حد می‌تواند از این شرایط برای اعمال حکمرانی استفاده کند.

آینده تحریم های آمریکا پس از توافق احتمالی چگونه خواهد بود؟

این کارشناس اقتصادی در خصوص رفع تحریم‌های اولیه و ثانویه بیان کرد: به نظر من هدف‌گذاری صرف بر رفع تحریم هدف‌گذاری درستی نیست، زیرا ممکن است طرف مقابل همه تحریم‌ها را در سطوح مختلف ـ حتی در سطح ایالتی یا کنگره‌ای ـ حذف کند، اما بعدها همان فشار را از طریق ابزارهای دیگر مانند تعرفه‌های ثانویه اعمال کند. بنابراین، تمرکز صرف بر رفع تحریم‌ها نمی‌تواند هدف نهایی باشد.

شاکری توضیح داد: اگر منظور از رفع تحریم، تعریف یک سازوکار محکم مبتنی بر نتایج قابل سنجش باشد که در صورت تحقق نیافتن هر یک از این نتایج، ایران بتواند به طور خودکار فشار جدیدی در تنگه هرمز اعمال کند و این موضوع نیز از سوی طرف مقابل پذیرفته شده باشد، آن‌گاه می‌توان آن را قابل قبول دانست. اما در این صورت دیگر بحث صرفاً لغو یک قانون یا دستور اجرایی خاص مطرح نیست.

وی ادامه داد: برای مثال می‌توان شاخص‌هایی تعریف کرد؛ از جمله اینکه میزان فروش نفت ایران نباید از یک سطح مشخص پایین‌تر بیاید، یا حساب‌های مشخصی از پیش در بانک‌های مختلف تعریف شود که به صورت جاری فعال باشند، نه به صورت حساب‌های محدود یا مسدود. همچنین باید تضمین شود که حجم تراکنش‌ها یا میزان ال‌سی‌های صادرشده بر مبنای این حساب‌ها در طول ماه از یک حد مشخص کمتر نشود.

این تحلیلگر اقتصادی گفت: این‌ها نمونه‌هایی از معافیت‌های هدفمند هستند که می‌توانند مستقیماً در چارچوب تعریف روابط جدید با کشورهای جنوب خلیج فارس طراحی شوند، نه صرفاً از مسیر امارات. پیش از این و در شرایطی خاص، تعاملات با درهم و تحت نوعی معافیت نانوشته آمریکایی‌ها انجام می‌شد، اما منظور من بازگشت به آن وضعیت نیست، بلکه صحبت از شکل‌های پیشرفته‌تر و مترقی‌تر همکاری است.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه