صفحه اقتصاد گزارش می دهد:

تهران «از جیب آب» می‌خورد؛ وزارت نیرو کجای بحران ایستاده است؟

در حالی که مجموع آب ذخیره‌شده در سدهای پنج‌گانه تهران تنها ۱۲۷ میلیون مترمکعب اعلام شده، مصرف روزانه پایتخت به ۲.۷۵ میلیون مترمکعب رسیده است؛ یعنی دخل آبی تهران با خرج آن همخوانی ندارد. پرسش اصلی اما این است: پس از شش سال خشکسالی، وزارت نیرو چه برنامه‌ای جز دعوت مردم به صرفه‌جویی داشته است؟

تهران «از جیب آب» می‌خورد؛ وزارت نیرو کجای بحران ایستاده است؟
صفحه اقتصاد -

بر اساس اعلام شرکت آب و فاضلاب استان تهران، مجموع ذخیره سدهای سد لار، سد لتیان، سد ماملو، سد امیرکبیر و سد طالقان در مجموع به ۱۲۷ میلیون مترمکعب رسیده است. این در حالی است که مصرف روزانه تهران حدود ۲ میلیون و ۷۵۰ هزار مترمکعب برآورد می‌شود.

به بیان ساده، اگر ورودی جدیدی در کار نباشد، ذخایر فعلی تنها پاسخگوی چند هفته مصرف خواهد بود. این شکاف عمیق میان منابع و مصارف، زنگ خطری جدی برای مدیریت آب در پایتخت است؛ زنگ خطری که سال‌هاست به صدا درآمده اما ظاهراً گوش شنوایی در بدنه سیاست‌گذاری دیده نمی‌شود.

شش سال خشکسالی؛ برنامه وزارت نیرو چه بود؟

سخنگوی آبفای تهران از ورود به ششمین سال خشکسالی خبر می‌دهد. پرسش اینجاست که طی این شش سال، وزارت نیرو چه اقدام ساختاری برای کاهش وابستگی تهران به منابع سطحی انجام داده است؟

اگر خشکسالی پدیده‌ای تکرارشونده و قابل پیش‌بینی بوده، چرا همچنان پایتخت کشور با هر کاهش بارش به مرز تنش آبی می‌رسد؟ چرا تنوع‌بخشی به منابع تأمین آب، بازچرخانی گسترده پساب، کاهش پرت شبکه و اصلاح الگوی کشت در بالادست به اولویت‌های عملیاتی تبدیل نشده است؟

مدیریت بحران، جایگزین مدیریت پیشگیرانه شده؛ رویکردی که هر سال در ماه‌های پایانی سال و اوج مصرف، تکرار می‌شود.

انداختن بار بحران بر دوش مردم؟

مسئولان آبفا اعلام کرده‌اند ۶۰ درصد مشترکان خارج از الگوی مصرف هستند و اگر تنها ۳۰ درصد از پرمصرف‌ها اصلاح رفتار کنند، می‌توان از شرایط عبور کرد. اما آیا بحران آب تهران صرفاً نتیجه رفتار مصرف‌کننده خانگی است؟

سهم بخش‌های دولتی، تجاری بزرگ، فضای سبز شهری و هدررفت شبکه چقدر است؟ طبق آمارهای پیشین، بخشی از آب تولیدی در شبکه فرسوده توزیع هدر می‌رود. چرا اصلاح زیرساخت‌ها با همان جدیتی که از مردم انتظار صرفه‌جویی می‌رود، دنبال نشده است؟

دعوت به «ننشستن پای شست‌وشوی فرش و خودرو» شاید در کوتاه‌مدت مفید باشد، اما نمی‌تواند جایگزین اصلاح ساختار حکمرانی آب شود.

سد کرج با ۱۰ درصد ظرفیت؛ نماد یک هشدار بزرگ

کاهش نزدیک به ۹۰ درصدی ظرفیت یکی از منابع اصلی تأمین آب تهران یعنی سد امیرکبیر (سد کرج) تنها یک عدد نیست؛ نشانه‌ای از شکنندگی امنیت آبی پایتخت است. انتشار تصاویر حجم اندک آب در سد لتیان نیز نشان می‌دهد که بحران دیگر فرضی نیست، بلکه عینی و ملموس است.

در چنین شرایطی، انتظار می‌رود وزارت نیرو علاوه بر هشدارهای رسانه‌ای، برنامه‌ای شفاف با جدول زمان‌بندی مشخص برای:

  • کاهش تلفات شبکه،

  • توسعه آب‌های غیرمتعارف،

  • بازچرخانی پساب در مقیاس صنعتی،

  • و اصلاح ساختار تعرفه‌گذاری پلکانی واقعی

ارائه کند.

بحران فصلی یا نتیجه سال‌ها تعلل؟

همزمانی ماه پایانی سال با خانه‌تکانی و ماه رمضان، مصرف را افزایش می‌دهد؛ اما این پدیده هر سال تکرار می‌شود و غافلگیرکننده نیست. اگر هر سال در اسفند و فروردین با «احتمال پیک مصرف» روبه‌رو هستیم، چرا مدیریت تقاضا به سیاست دائمی و نه مقطعی تبدیل نشده است؟

تهران امروز نه فقط با کم‌بارشی، بلکه با پیامدهای سال‌ها تعلل در اصلاح الگوی توسعه شهری، تمرکز جمعیت و ضعف سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آبی روبه‌روست.

وزارت نیرو باید پاسخ دهد

واقعیت این است که تهران «از جیب آب می‌خورد»؛ اما پرسش کلیدی این است که چرا این جیب هر سال خالی‌تر می‌شود؟ اگر شش سال خشکسالی تجربه شده، شش سال زمان نیز برای اصلاح ساختار وجود داشته است.

اکنون افکار عمومی انتظار دارد وزارت نیرو از فاز هشدار و توصیه عبور کرده و با شفافیت اعلام کند:

  • برنامه کوتاه‌مدت برای عبور از تنش آبی چیست؟

  • برنامه میان‌مدت برای کاهش وابستگی به سدها چیست؟

  • و در نهایت، چه زمانی پایتخت از چرخه تکراری «هشدار-صرفه‌جویی-تنش» خارج خواهد شد؟

بحران آب تهران دیگر یک اتفاق فصلی نیست؛ آزمونی برای کارآمدی سیاست‌گذاری در یکی از حیاتی‌ترین حوزه‌های حکمرانی کشور است.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه