حسن مرادی در گفتگو با صفحه اقتصاد مطرح شد:

انرژی ارزان برای کشور گران تمام شد؛ دولت حتی هزینه تولید خودش را هم درنمی‌آورد

قیمت‌گذاری انرژی؛ ریشه بحران پنهان

قیمت‌گذاری انرژی در ایران نه‌تنها با منطق اقتصادی و الگوی جهانی سازگار نیست، بلکه به گفته حسن مرادی، استاد دانشگاه تهران، به یکی از ریشه‌های اصلی بحران انرژی، مصرف بی‌رویه، ناکارآمدی مدیریتی و حتی تضعیف امنیت انرژی کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که دولت، مردم و ساختار اجرایی همگی در شکل‌گیری آن نقش دارند.

انرژی ارزان برای کشور گران تمام شد؛ دولت حتی هزینه تولید خودش را هم درنمی‌آورد
صفحه اقتصاد -

ساره جعفرقلی - حسن مرادی استاد دانشگاه تهران در حوزه نفت و انرژی در گفتگو با خبرنگار صفحه اقتصاد در مورد وضعیت قیمت گذاری حوزه انرژی گفت: قیمت‌گذاری ما در حوزه انرژی یکی از مهم‌ترین دلایل وضعیت بحرانی کشور است، همین قیمت‌گذاری که بارها و بارها من به عنوان استاد دانشگاه عرض کردم و سال‌ها در حوزه انرژی و در حوزه محیط‌زیست دارم کار می‌کنم، قیمت‌های بسیار نامعقولی است.
وی افزود:  حتی آن روندی که بعد از مجلس ششم پیش گرفته شد که باید در طی قانون برنامه هزینه انرژی به هزینه تولید نزدیک شود، هیچ قرابتی و هیچ نزدیکی قیمت بنزین با فوب و نفتی ندارد.

وقتی انرژی بی‌ارزش می‌شود، مصرف هم بی‌محابا می‌شود

مرادی معتقد است عدم قیمت گذاری نامناسب باعث شده مردم توجهی به الگوی مصرف انرژی نداشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: وقتی با دو روز تعطیلی میلیون‌ها که البته اگر نگوییم میلیون‌ها صدها هزار نفر سوار ماشین می‌شوند تا یک روز به ویلایشان سر بزنند و فردا برگردند این نشان می دهد مردم ترسی از مصرف انرژی ندارند، کجای دنیا یک چنین الگو و پترن مصرفی وجود دارد؟
در تمام دنیا مردم یک تعطیلات سالانه دارند بنده  ۱۲ سال در ۵۴ کشور و اروپا تردد داشتم و زندگی کردم ؛ همه جای دنیا یک تعطیلات سالانه دارند و فقط در این مقطع حالا یا با ماشین شخصی یا با کانکس با خانواده به سفر می روند و بعد دو هفته هم برمی گردند در حالی که ما در ایران  یک الگوی بسیار بسیار ناسوادی رو پیش گرفتیم که بسیار انرژی‌ بر هست؛ اتومبیلی که در ترافیک شمال ساعت‌ها می ماند، انرژی زیادی مصرف می کند.

نه با دنیا سازگاریم، نه با حساب‌وکتاب خودمان

این استاد دانشگاه تاکید کرد: بنابراین قیمت انرژی ما اصلاً با دنیا سازگار نیست و نه‌تنها با دنیا سازگار نیست، قیمت انرژی ما هزینه‌های تولید هم کفاف نمی دهد، نه اینکه دولت باید از محل انرژی و از محل تولید نفت همه‌چیز را تأمین کند، تمام دنیا به ما ما می‌گویند شما چه کشوری هستید؛ یکی از دارندگان یا سومین دارنده منابع عظیم نفت دنیا اما نمی توانید درآمد مناسبی داشته باشید.

دولت می‌فروشد، اما حتی هزینه تولیدش هم برنمی‌گردد

مرادی ادامه داد: ما از یک طرف با تحریم‌های گسترده روبه‌رو هستیم و از طرف دیگر مصرف گسترده انرژی داریم؛ مصرفی که جواب تولید ما را نمی‌دهد، یعنی دولت نمی‌تواند با این نرخی که می‌فروشد پاسخگوی هزینه‌های تولید باشد و این امر در همه قسمت‌ها، در همه حامل‌های انرژی از بنزین گرفته تا گاز، نفت سفید،  LPG،  CNG این مشکل را داریم و در هیچ حامل انرژی دولت به هزینه تولیدش نمی‌رسد.

مصرف بی‌رویه؛ عادتی که نهادینه شده

وی افزود: مشکل بعدی ما این است که مردم ما عادت کردند که بی‌رویه مصرف بکنند ما بارها و بارها ما تذکر دادیم اما الان مشکل ما خود دولت و مصرف انرژی در این بخش است، الان دولت هزاران هزار ساختمان دارد اما اگه همین امروز به این ساختمان ها سر بزنیم میفهمیم هیچ کدام الگوی مصرف را رعایت نکردند، بینید کدام‌ از این ساختمان ها دما را روی ۲۰ یا ۲۱ درجه تنظیم کردند، بنابراین می توان گفت اولین بخشی که الگوی مصرف را نقض می کند خود دولت است به عبارتی دولت نمی‌تواند انگشت خود را کنترل کند که کمتر مصرف کند.

خورشیدی؛ راه‌حل هست، اما کیفیت تعیین‌کننده است

این کارشناس حوزه انرژی در مورد استفاده از انرژی خورشیدی در کشور گفت: وزارت نیرو با کمک مردم و بعضی نهادها مثل بنیاد مسکن، پنل های خورشیدی را به‌وفور نصب کردند و سعی کردند کمبود انرژی کشور را جبران کنند، اما باید دید فناوری این پنل‌هایی که انتخاب می‌شوند آیا پایدار و مناسب هست یا نه؟ 
وی افزود: راندمان پنل‌ها، پایداری‌ آنها، میزان عمر مفید و اینکه چه مقدار زیر آفتاب شدید دوام می آورند و کیفیت نصب بسیار در عملکرد این بخش تاثیر می گذارد و دولت باید به‌شدت در آن ممارست کند.

تحریم هست، اما سوءمدیریت پررنگ‌تر است

جزیره‌ای به نام ایران؛ وقتی کریدورهای انرژی ما را دور می‌زنند

مرادی در مورد سوءمدیریت در بخش انرژی گفت: درست است که بیشتر مشکلات ما ناشی از تحریم هست و تلاش‌های ما فقط بخشی از آثار تحریم را جبران می‌کند اما همه‌چیز را جبران نمی‌کند و لذا باید به این مسئله توجه کرد،  مشکل ما ساختارهاست؛ که عامل رکود و کندی کار شده است.
وی افزود: گاهی برای تأیید یک پروژه، معاون هماهنگی یا بخش فناوری، ماه‌ها کار رو عقب می‌اندازد و همین باعث سوءمدیریت این بخش شده است.
مرادی ادامه داد:  نیروهای وزارت نیرو، به‌مراتب بیش از نیاز و حتی بیش از بودجه وزارت نفت است و هزینه ایجاد می‌کند، سوال این است که چرا باید وزارتخانه‌ها بیش از نیاز نیرو داشته باشند؟ چرا این‌ همه ساختمان که خودشان مصرف‌کننده عظیم انرژی هستند وجود دارد؟ در حالی که بسیاری از کارها می‌تواند دیجیتال انجام شود و باید در نظر داشت وجود ساختمان‌های عریض و طویل و کارمندان اضافه، هزینه عظیمی به دولت تحمیل می‌کند.

قیمت انرژی؛ از جیب خودمان می‌خوریم

بررسی ها نشان می دهد که دولت نتوانسته بین هزینه تولید و مصرف یک تعادل ایجاد کند و بسیاری از کالاهایی که گران خریداری می شود الزاما به جیب بخش خصوصی می رود نه دولت، پس چرا دولت در قیمت بنزین این مسیر غلط رو پیش گرفته است  و باید حتما درمان شود.

وی در پایان اظهار داشت: اصحاب رسانه باید پیش‌قدم شوند و افکار عمومی را همراهی کنند، به دولت و دستگاه اجرایی کمک کنند تا این معضلات یکی‌یکی حل شود چرا که الان وقت خدمت است.

و اما آخر

با توجه به صحبت‌های دکتر مرادی و واقعیت‌های اقتصادی کشور آیا افزایش قیمت انرژی به صلاح است؟  بله، اما نه به‌صورت شوک‌آور، نه بدون اصلاح حکمرانی، افزایش قیمت انرژی به‌تنهایی نه‌تنها درمان نیست، بلکه می‌تواند بحران اجتماعی ایجاد کند.

افزایش قیمت باید مشروط باشد به اصلاح مصرف دولت قبل از مردم، شفاف‌سازی هزینه تولید واقعی، بازتوزیع درآمد انرژی به نفع دهک‌های پایین، سرمایه‌گذاری مستقیم در بهره‌وری و فناوری، رفع  کمبودهای وزارت نیرو در مدیریت و رفع کندی فرآیند تصمیم‌گیری باشد.

اگر دولت الگوی مصرف را اصلاح نکند، هر افزایش قیمتی فقط «مالیات پنهان» است، نه اصلاح ساختاری.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه