صفحه اقتصاد بررسی کرد:
وزارت نیرو و چالش فرسودگی؛ وقتی سرمایهگذاری به تأخیر میافتد
فرسودگی شبکه برق ایران، زمستان ۱۴۰۴ را به آزمونی حساس برای وزارت نیرو تبدیل کرده؛ تلفات بالا، ناترازی سوخت و ظرفیت عملی محدود، هر لحظه امکان خاموشی گسترده را افزایش میدهد.
شبکه انتقال و توزیع برق کشور با ترکیبی از تجهیزات فرسوده و کمبود سرمایهگذاری، اکنون در وضعیتی بحرانی قرار دارد. ظرفیت نامی نیروگاهها حدود ۹۴۰ هزار مگاوات است، اما ظرفیت عملی تنها ۸۱۰ هزار مگاوات برآورد میشود. حاشیه رزرو شبکه کمتر از ۲ درصد است و این بدان معناست که خروج یک نیروگاه بزرگ، میتواند منجر به خاموشی سراسری شود. وضعیت فرسودگی نه تنها تلفات انرژی را بالا برده، بلکه توان مقابله با پیک مصرف و بحران سوخت را نیز محدود کرده است.
شبکهای که انرژی را هدر میدهد

تلفات انتقال و توزیع برق کشور به ترتیب حدود ۱۲ و ۱۵ درصد است، یعنی تقریباً دو برابر استاندارد جهانی که زیر ۶ تا ۸ درصد تعریف شده است. هر سال میلیاردها مترمکعب انرژی معادل سوخت هدر میرود و خاموشیهای موضعی را تشدید میکند. خطوط انتقال و پستهای فوقتوزیع، تنها به بخشی از ظرفیت مصوب رسیدهاند و بسیاری از گلوگاهها در استانهای خوزستان، البرز و فارس فشار شدیدی را تجربه میکنند.
عمر تجهیزات نیز بالاست؛ تقریباً ۲۰ درصد پستها بالای ۳۰ سال، ۱۵ درصد بالای ۳۵ سال و ۲۹ درصد خطوط انتقال فرسودهاند. حتی با کاهش نسبی تلفات در دهه اخیر، پیشرفت کند بوده و برنامههای هوشمندسازی مانند نصب ۱۲ میلیون کنتور هوشمند تا پایان ۱۴۰۵ هنوز تأثیر ملموسی بر شبکه نداشتهاند.
ظرفیت عملی پایین؛ تهدید خاموشی
ظرفیت نامی نیروگاهها حدود ۹۴۰ هزار مگاوات است، اما ظرفیت عملی تنها ۸۱۰ هزار مگاوات گزارش شده و تفاوت ۱۳۰ هزار مگاواتی ناشی از فرسودگی و راندمان پایین است. این تفاوت، در ترکیب با حاشیه رزرو عملی کمتر از ۲ درصد، ریسک را بالا میبرد. خروج یک نیروگاه بزرگ یا وقوع حادثهای فنی میتواند شبکه را ناپایدار کرده و خاموشی گسترده ایجاد کند.
تابستان ۱۴۰۴ نمونهای از پیامد این کمبود بود؛ فرسودگی تجهیزات، راندمان پایین و کمبود سوخت باعث ناترازی ۱۵ تا ۳۶ هزار مگاواتی شد. خاموشیهای موضعی و خسارتهای صنعتی صدها هزار میلیارد تومان بر اقتصاد کشور تحمیل کرد و نشان داد شبکه توان مدیریت بحران پیک مصرف را ندارد.
گلوگاههای منطقهای؛ نقطه ضعف دائمی
گلوگاههای منطقهای در خوزستان، البرز و فارس بیشترین فشار را تحمل میکنند. خطوط و پستهای ناقص، بهرهبرداری نشده یا فرسوده باعث خاموشیهای مکرر در این مناطق میشوند. حتی در شرایط غیرپیک، شبکه ناپایدار بوده و تلفات بالا، هدررفت انرژی و اختلال در صنایع را رقم میزند.
مجموع این مشکلات، علاوه بر تأثیر اقتصادی، امکان پاسخ به افزایش تقاضا در زمستان و پیک تابستان را محدود کرده است. کارشناسان میگویند بدون سرمایهگذاری گسترده، شبکه نمیتواند تابآوری لازم برای مدیریت بحرانهای آتی را داشته باشد و هر سال فشار بر مصرفکنندگان و صنایع بیشتر خواهد شد.
اقدامات وزارت نیرو و کندی پیشرفت

وزارت نیرو برنامههایی مانند تبدیل شبکه مسی به کابل خودنگهدار (بیش از ۶۵۰۰ کیلومتر اجرا شده) و هوشمندسازی شبکه اعلام کرده است، اما اجرا کند است و تأثیر ملموسی بر تلفات و پایداری شبکه نداشته است. میراث دولت قبل همچنان بر شبکه سایه افکنده و پس از ۱۸ ماه وزارت عباس علیآبادی، هیچ تحول اساسی در نوسازی رخ نداده است.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس و توانیر نشان میدهد تلفات کلی شبکه حدود ۱۱ درصد است، اما این رقم همچنان بالاتر از میانگین جهانی است. منتقدان معتقدند بدون سرمایهگذاری حداقل ۱۰ میلیارد دلاری، فرسودگی تجهیزات بزرگترین تهدید شبکه خواهد بود و خطر خاموشی گسترده همچنان پابرجاست.
فرسودگی؛ تهدید شبکه ملی برق
عواقب مستقیم فرسودگی شبکه شامل هدررفت انرژی، افزایش ناترازی مؤثر و خاموشیهای موضعی است. تابستان ۱۴۰۴، فرسودگی همراه با ناترازی سوخت، خاموشیها را به سطوح بیسابقه رساند و خسارت صنایع و شهرها را بالا برد.
زمستان ۱۴۰۴ هرچند خاموشی خانگی کاهش یافت، اما گلوگاهها و تلفات بالا همچنان شبکه را ناپایدار نگه داشتهاند. این واقعیت نشان میدهد مدیریت گذشته و سیاستهای کنونی، نه تنها شبکه را نوسازی نکرده بلکه بحران را تشدید کرده است. بدون سرمایهگذاری جدی، خطرات و اثرات اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن در سالهای آینده ادامه خواهد داشت.
نظر شما