ر. اعتمادی رمان نویس مشهور که بود؟ + آخرین گفتگوی منتشر نشده از رجب علی اعتمادی
صفحه اقتصاد- در این خبر به توضیحاتی درباره اینکه ر. اعتمادی رمان نویس مشهور و آخرین گفتگوی منتشر نشده از رجب علی اعتمادی پرداخته شده است.
صفحه اقتصاد - در این خبر به توضیحاتی درباره اینکه ر. اعتمادی رمان نویس مشهور و آخرین گفتگوی منتشر نشده از رجب علی اعتمادی پرداخته شده است.
رجبعلی اعتمادی که بود؟
ر-اعتمادی یکی از مهمترین پاورقی نویسان مطبوعات ایران، که سابقه سردبیری هفته نامه جوانان را در دهه چهل و پنجاه برعهده داشت و همچنین در دهه پنجاه سردبیر اطلاعات هفتگی بود، درگذشت.
آقای اعتمادی، پس از انقلاب ممنوع از کار شد. پاورقیهای او که در مجلات جوانان و اطلاعات هفتگی نوشته شده بود، پیش از انقلاب، به کتاب تبدیل شدند و آن کتابها در دهه ۶۰ با اینکه ممنوع از چاپ بودند، اما به صورت زیر زمینی فروش شگفت انگیزی داشتند. مشخصه اصلی تمام کتابهای او، طرحی از مردی است که دستی بر چانه زده و در حال فکر است.
بازار کتاب در دهه شصت، در انحصار دو نویسنده بود. اول ذبیح الله منصوری که او نیز روزنامه نگار و پاورقینویس بود و کتابهایش با مجوز قانونی چاپ و منتشر می شد، و دوم ر-اعتمادی که کتابهایش تا اواسط دهه ۸۰ ممنوع بود.
آقای ر-اعتمادی که با نام اصلی رجبعلی اعتمادی زندگی می کرد، پس از انقلاب نتوانست فعالیتهای روزنامهنگاری خود را ادامه دهد و به ناچار قلم را زمین گذاشت.
یک مصاحبه کوتاه منتشر نشده از ر. اعتمادی
ر. اعتمادی در یک مصاحبه منتشر نشده درباره وضعیت خود و کتابهایش گفته بود.
ر. اعتمادی در آخرین روزهای زندگی میگفت همیشه سوژه نابی برای نوشتن دارد و همیشه مینویسد.
این نویسنده رمانهای عامهپسند و روزنامهنگار که بامداد چهارشنبه ۲۱ تیرماه در ۹۰ سالگی از دنیا رفت، در گفتوگویی منتشرنشده با ایسنا درباره وضعیت خود و کتابهایش گفته بود. میگفت این اواخر زانودرد دارد و بنا به گفته دکترش و برای اثرکردن داروهایش در خانه استراحت میکرد.
«خوشحالم که به یادم بودید، امیدوارم حالم خوب بشود و یکی روز به خانه ما تشریف بیاورید و با هم حرف بزنیم»؛ حرفهایی که همیشه در احوالپرسیها به تعارف معمول میگفت.
ر. اعتمادی از کتاب آخرش، «آخر خط» نیز گفت و به عادت خودش که کتابهایش را بسیار دوست داشت و از هر کدام بهگونهای تعریف میکرد که این بهترین کتابش است و این کتاب را طور دیگری دوست دارد، رمان آخرش را هم «یکی از بهترین نمونههای رماننویسی» خواند و گفت: آرزو دارم جوانان اهل کتاب و کسانی که میخواهند نویسنده شوند، این کتاب را بخوانند؛ بالاخره هر چیزی در دنیا مدلی میخواهد. این رمان حدود ۵۰۰ صفحه است. قبلاً رمانهای عاشقانه این بود که خاله و عمه با هم مشکل داشتند و دختر و پسر آنها عاشق میشدند، چیزهای بیبو و بیخاصیت.
او در توضیح بیشتر افزود: «آخر خط» داستان چهار خانواده است که در یک نقطه زندگی میکنند، هفت هشت بچه دارند، عشقهایی بین بچههاست، خانوادهها نیز درگیریهایی دارند و حادثههای بسیاری در این رمان هست. رمان به شرایط اجتماعی مردم امروز ایران کاملاً تشبیه شده است. در مدت کوتاهی دو چاپ خورد و در شرایط خراب کتاب خوب است. کسانی که رمان را خواندهاند میگویند رمان خوبی بوده و ۱۰ - ۱۵ صفحه اول را که خواندیم نتوانستیم زمین بگذاریم. شما هم انشاءالله پیدا کنید و بخرید یا امانت بگیرید و بخوانید.
او از وضعیت گرانی کتاب هم گفت: کتاب خیلی گران شده، البته گرانی برای گرانی کاغذ است؛ قبلاً کاغذ بندی ۱۵۰ هزار تومان بود الان یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده است. تا جایی که شنیدهام خیلی از ناشران تعطیل کردهاند و ناشران قدیمی که بلد کارند دارند کتاب چاپ میکنند. هرچند آنها سودی نمیبرند. در وضعیت الان کسانی که عاشق کتاب هستند، کتاب منتشر میکنند.
ر. اعتمادی میگفت همیشه سوژه نابی برای نوشتن دارد و همیشه مینویسد و در پاسخ به اینکه آیا کتابی در دست نوشتن دارد، گفت: آخرین کتابم را شش ماه پیش تحویل ارشاد دادهام، اما مسئله این است که ۱۲ کتاب آنجا دارم که اجازه چاپ ندادهاند. این اواخر دو کتاب خوب به ناشر دادم، گفتند اگر مجوز چاپ بدهند واقعاً رکورد میزند که نشد. بالاخره یک روزی منتشر میشوند.
نظر شما