از تشخیص ریسک تا طراحی راهکار
اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA؛ گامی در مسیر تابآوری اقتصاد دیجیتال
در شرایطی که اقتصاد دیجیتال کشور وابستگی فزایندهای به ارتباطات بینالمللی دارد، چه سازوکاری میتواند ریسک عملیاتی ناشی از اختلال ارتباطی را کاهش دهد؟
پیش از هر چیز باید دامنه مسئله دقیق تعریف شود.
● شرکتهای صادرات نرمافزار و خدمات دیجیتال
● شرکتهای دانشبنیان دارای قرارداد بینالمللی
ویژگی مشترک آنها این است که وقفه ارتباطی میتواند منجر به زیان ساختاری شود.
اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA، مدلی از خدمات ارتباطی است که در آن:
● سطح مشخصی از دسترسپذیری تضمین میشود
● شاخصهای کیفیت سرویس تعریف و پایش میشود
● زمان پاسخ در صورت اختلال مشخص است
● تعهدات قراردادی میان ارائهدهنده و سازمان وجود دارد
در این چارچوب، فناوریهایی مانند لینک اختصاصی، MPLS، IP ثابت، مانیتورینگ ۲۴ ساعته و مسیرهای پشتیبان به کار گرفته میشود.
این مدل میتواند در شرایط بحران:
● ارتباط شرکت صادراتی با مشتری خارجی را حفظ کند
● از نقض SLA شرکت ایرانی با طرف بینالمللی جلوگیری کند
● تسویههای مالی حیاتی را ممکن سازد
● ارتباطات B2B را پایدار نگه دارد
به بیان دیگر، تمرکز آن بر حفظ «عملیات حیاتی» است، نه تضمین فروش در بازار مصرفی.
برای جلوگیری از سوءبرداشت، باید صریح بود.
اینترنت سازمانی:
● جایگزین اینترنت عمومی نیست
● تضمینکننده فروش B2C در شبکههای اجتماعی نیست
● راهحل همه چالشهای اقتصاد دیجیتال نیست
اگر مشتری نهایی دسترسی نداشته باشد، فروش مستقیم مختل خواهد شد.
بنابراین، این راهکار مکمل سایر سیاستهای توسعه زیرساخت است، نه جانشین آن.
در مدلهای حرفهای، دسترسی به ارتباطات سازمانی پایدار معمولاً:
● محدود به کسبوکارهای دارای نیاز عملیاتی مشخص
● منطبق با ضوابط قانونی
● مبتنی بر ارزیابی سطح ریسک
است.
این محدودیتها برای حفظ کارکرد تخصصی سرویس تعریف میشود.
هدف، ایجاد مزیت رقابتی برای یک گروه خاص نیست؛
هدف، کاهش ریسک برای فعالیتهایی است که اختلال در آنها پیامد اقتصادی گسترده دارد.
سرمایهگذاران داخلی و خارجی هنگام تصمیمگیری به شاخصهای ثبات زیرساخت توجه میکنند.
اگر زیرساخت ارتباطی یک کشور:
● پیشبینیپذیر
● دارای چارچوب جبران خسارت
● مبتنی بر استانداردهای حرفهای
باشد، ریسک سرمایهگذاری کاهش مییابد.
در اقتصاد دیجیتال، زیرساخت ارتباطی همان نقشی را ایفا میکند که شبکه بانکی در اقتصاد سنتی دارد.
اگر هدف کلان، افزایش سهم اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی و توسعه صادرات خدمات فناوری است، پایداری زیرساخت ارتباطی باید بخشی از این راهبرد باشد.
ارتباطات پایدار سازمانی میتواند یکی از مؤلفههای این معماری تابآوری باشد.
گفتمان این موضوع باید در سطح تخصصی باقی بماند.
مدیران فناوری اطلاعات، مدیران زیرساخت و مدیران عامل شرکتهای صادراتمحور باید بتوانند در چارچوب مدیریت ریسک عملیاتی درباره نیازهای ارتباطی خود گفتوگو کنند.
این مطالبه، مطالبه حرفهای برای تداوم کسبوکار است، نه مطالبه اجتماعی برای دسترسی عمومی.
چهار مقاله این مجموعه یک مسیر منطقی را طی کردند:
۱. اختلال اینترنت یک ریسک اقتصادی با پیامدهای ساختاری است.
۲. در چارچوب مدیریت ریسک عملیاتی، ارتباطات پایدار بخشی از برنامه تداوم کسبوکار است.
۳. در مدلهای جهانی، تفکیک B2B و B2C یک استاندارد حرفهای است.
۴. اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA میتواند یکی از ابزارهای کاهش ریسک در سطح سازمانی باشد.
اقتصاد دیجیتال برای رقابتپذیری و تابآوری، نیازمند زیرساخت ارتباطی پایدار است.
طراحی این زیرساخت باید در چارچوب استانداردهای حرفهای، محدود به نیازهای عملیاتی مشخص و منطبق با ضوابط قانونی انجام شود.
نظر شما