خلاصه داستان قسمت ۷۸ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۷۸ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت 78 سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۷۸ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne).

خلاصه داستان قسمت ۷۸ سریال ترکی قضاوت

ایلگاز به آیلین میگه من دارم میرم اداره پلیس آیلین میگه جیلین میدونه؟ ایلگاز میگه آره خودش گفت برم میخوام یخورده تنها باشه آیلین میگه داری میری به پرونده بابام رسیدگی کنی؟ ایلگاز تایید میکنه آیلین با گریه در آغوش ایلگاز میره و بهش میگه میدونم میتونی قاتل بابامو پیدا کنی ایلگاز سعی میکنه آرومش کنه. ایلگاز به اداره میره و پارس میگه با توجه به جای گلوله از فاصله خیلی نزدیک شلیک شده دوبار هم شلیک شده رد باروت هم روی لباس بوده پس باید روی اسلحه هم باشه! ارن میگه امکانم داره برای دفاع از خودش شلیک شده بوده! در خانه گل مراسم قرآن خوانی برای ظفر برگزار شده.

جیلین حالش حسابی داغونه و نشسته گریه میکنه و لباس پدرشو بو میکشد. گل پیشش میره و دلداریش میده و میگه نباید خودتو ببازی! اگه تو از پا دربیاری همه ی ما از پا درمیایم، من میدونم انقدر قوی هستی که پا میشی کوچه به کوچه میگردی و قاتل پدرتو پیدا میکنی! جیلین در آغوش مادرش حسابی گریه میکنه و خودشو خالی میکنه. جیلین بعد از کمی گریه کردن لباساشو میپوشه و سوار تاکسی میشه سپس میره به سمت کلانتری. متین جلسه ای با اسلگاز، پارس و ارن ترتیب داده، همان موقع جیلین وارد اتاق میشه و میگه من میخوام ببینم کی پدرمو کشته ازم نخواین بشینم فقط عزاداری کنم!

چینار به فروشگاه رفته و نوشیدنی خریده، دوست سردار او را از دور زیر نظر داره و تعقیبش میکند. متین میگه روز حادثه به طرف ماهیگیری رفته! بعد از کمی توضیح یه فیلم نشون میده و میگه روز حادثه میره اینجا نزدیک اسکله در قفله و باز میکنه و بعد از ۱۰ دقیقه از اونجا بیرون میزنه ولی بعد از ۴۰ دقیقه این مرد میاد بیرون و همگی به فیلم نگاه میکنن. پارس میگه هویتش مشخص شده؟ متین تایید میکنه و میگه یاقوز رئیس پلیس سابق کلانتری! همگی جا میخورن و تو فکر فرو میره.

چینار داخل کاروان ایلگاز تو حیاط خانه میره و شروع میکنه به گریه کردن و نوشیدنی خوردن و اصلا حال خوبی نداره! متین میگه ظفر رفته به میخانه و یاقوز را دزدیده و درآخر ۱۴ روز زندانیش کرده! همگی جا میخورن جیلین میگه پس یعنی امکان داره به خاطر ساکت کردن بابام اونو کشته؟ آنها احتمال میدن که همینجوری باشه. پارس و ایلگاز باهم تصمیم میگیرن تا برای بازجویی کردن از رئیس یاقوز به کلانتری نیاد چون برای وجه اش خوب نیست سپس به متین میگه با ارن برن رئیس یاقوز را به کبابخانه نزدیک دادستانی ببرن. متین و ارن به دم در خانه یاقوز میزنن اونو به کبابخانه میبرن.

قسمت ۷۸ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۷۸ سریال ترکی قضاوت

بعد از چند دقیقه ایلگاز و جیلین میان که پارس به ارن میگه برو بهشون بگو اینجوری نمیشه، ارن جلوی جیلین را میگیره و پیشش میشینه و ایلگاز سر میز پارس میره. پارس وقتی سوال هاشو میپرسه ازش، یاقوز میگه تو کبابی دارین منو به چی متهم میکنین؟ حواستون هست من کیم؟ پارس عصبی میشه و میگه پس اگه اینجوریه ببرینش دادستانی اونجا ازش سوال کنیم. یاقوز با کلافگی میگه آخه یعنی چی این کارها؟ ایلگاز به جیلین و ارن میگه مثل اینکه خوب پیش نمیره میریم دادستانی اونجا بازجویی بشه. تو مسیر یاقوز به متین میگه معلوم هست چیکار میکنی؟

ما با هم همکاری کرده بودیم! متین میگه من با تو هیچ کاری نکردم من فقط دستور تو که رئیسم بودی اجرا کردم! یاقوز میگه من نمیتونم درباره دلیل زندانی شدنم بگم! متین میگه من واسه اون یه چیزی پیدا کردم و گفتم تو به این فکر کن که با ظفر اردوعان چیکار کردی! یاقوز میگه من اونو نکشتم! متین میگه باشه همینارو به دادستان پارس بگو. پارس پیش دادستان دریا میره او بهش میگه که پینار سنتورک اول خفه شده بوده کیف خواستشو رد کردم. پارس درباره حال خودش میپرسه که دریا میگه خوبم.

پارس وقتی از اتاق بیرون میاد رضوان بهش میگه که امروز دادستان دریا آمار یه پلاکو خواست که منم فهمیدم متعلق به یکی از فامیل های همان قاتل پینار می باشد. انگاری تعقیبش کرده بوده پارس میگه پس چرا الان پرسیدم گفت چیزی نیست خوبم! و با کلافگی از اونجا میره و به رضوان میگه حواسش بهش باشه. جنید به یکتا زنگ میزنه و خبر می دهد که یاقوز رئیس قبلی کلانتری را به جرم قتل ظفر اردوعان گرفتن و در حال بازجویی می باشد، یکتا میپرسه وکیل داره؟

جنید میگه فکر نکنم یکتا سریعا خودشو به دادستانی میرساند. متین به اتاق ارن میره و به آنها میگه تو ماشین اعتراف کرد که خودش کشته! پارس میگه خودش گفت؟ متین تایید میکنه و میگه آره گفت اعتبار من مهم تر بود یا جون اون! جیلین حسابی عصبی میشه و خودشو کنترل میکنه که پارس میپرسه تو بازجویی هم اعتراف کرد؟ متین میگه نه البته که اعتراف نمیکنه و خودشو تو دردسر نمیندازه! پارس میگه باشه پس من برم ببینم چی از بازجوییش درمیاد!

یکتا با یاقوز تنهاست و بهش میگه من یکتا تیلمنم با ۲۵ سال سابقه وکالت حتما به کمک من احتیاج داری! پارس و متین به اتاق بازجویی میرن و از یاقوز بازجویی میکنند. یکتا هم اونجاست و در قبال یکسری از سوال ها به یاقوز میگه ساکت باشه و چیزی نگه. پارس میپرسه روزی که از اونجا فرار کرده بود کجا رفت و چیکار کرده یاقوز کل روزش را تعریف میکنه که پارس دستور میده مسیرهایی که گفته را چک کنن ببینن تصویری ازش پیدا میشه یا نه….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه