خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال جیران پرداخته شده است.
در این گزارش با ما همراه باشبد، قسمت سی و یکم سریال عاشقانه جیران به کارگردانی حسن فتحی روز جمعه ۶ آبان از پلتفرم فیلیمو پخش شد. در این قسمت اتفاقهای متعددی از جمله قهر میرزاکاظم و تردیدهای سیاوش بودیم. که با هم مروری داریم بر نکات مهم و اصلی قسمت سی و یکم سریال جیران.
معمای قسمت سی و یکم سریال جیران
در قسمت سی و یکم سریال جیران سیاوش دیگه تحمل نگاههای اطرافیان کفایت خاتون و زندگی در خانه او را نداشت به همین خاطر تصمیم گرفت از خانه کفایت خارج بشه اما کفایت خاتون به سیاوش اصرار کرد که بمونه و آماده ی جنگیدن با قوم قاجار بشه اما سیاوش از هر چه سلطنت و حکومت کردن به رعیت از روش ظلم و ستم بیزار است. خواجه الیاس با بازی مهدی کوشکی یکی از معماهای قصه جیران بود که در این قسمت نقش تعیین کنندهاش در دودمان زندیه و کفایت خاتون برای مخاطب نمایان کرد. الیاس که قربانی قهر و خشم قوم قاجار قرار گرفته است از نوادگان لطفعلیخان زند است که توسط درباریان قاجار اخته شده و از مردانگی افتاده است. همین موضوع موجب شده که خاندان زندیه به دنبال یکی دیگر از نوادگان زندیه باشند و برای همین سیاوش را برای موضوع مهم قیام علیه قاجار آماده میکنند.
تشویشهای سیاوش
سیاوش بعد از اینکه رفت و یه گشتی زد و نامه ای به سارا گرجی نوشت، منتظر جواب نامه بود و پس از دریافت جواب نامه سارا با کشمکش با کفایت خاتون و الیاس قدم در راهی گذاشت تا بتواند نسبت به تشویشها و تردیدهایش و عشقی که نسبت به سارای گرجی در دلش جوانه زده بود پاسخهای مهم و سرنوشتسازی پیدا کند. سیاوش به خوبی میداند برای رسیدن به جایگاهی که بتواند برای مردم کاری انجام دهد نیازمند یک عشق جاودانه و انگیزههایی فراتر از ثروت و قدرت است. سیاوش به فردایی فکر میکند که اگر توانست بر حکومت قاجار غلبه کند کارهایی را انجام دهد که دیگر بر رعیت ظلمی وارد نشود. سیاوش به دنبال آن است که هر آنچه تا امروز حاکمان کردند را با مردم نکند و همین باعث شده است برای مبارزه با تشویشها و تردیدهایش مردمان کوه و برزن را از نزدیک تماشا کند و دردهایشان را از نزدیک لمس کند.
نقره قاتل محمد میرزا وحشت زده شد
نقره قاتل اصلی محمدمیرزا فرزند جیران و شاه در دربار شاه بیشترین اضطراب را برای زندگی کردن دارد. نقره که به تازگی عشق آتشین روشن را به خودش میبیند از لو رفتن ماجرای قتل فرزند شاه به شدت وحشت دارد. او از این میترسد که ننه آشوب بخواهد او را شناسایی کند و از این طریق زندگی نقره نابود شود. برای همین او تصمیم به قتل ننه آشوب میگیرد و خواجه روشن با اینکه عاشقانه او را دوست دارد اما با تندی او را از گرفتن این تصمیم منع میکند.
میرزا کاظم قهر کرد
میرزا کاظم نوری با این نقشه و تفکر پا به زندگی ملکزاده خواهر شاه گذاشت که بتواند با عشق و محبتی که خرج فرزندان امیرکبیر و ملکزاده میکند در دل شاه و خاندانش نفوذ کرده و از این طریق نقشههای پدرش میرزا آقاخان نوری را به سرانجام برساند. ملکزاده اما پس از آنکه با پا در میانی پیش شاه توانست برای خانواده جیران پست و مقام حکومتی بگیرد توازن قدرت در میان خاندان نوری و قاجار به هم ریخت. میرزاکاظم در قسمت سی و یکم سریال جیران مورد شماتت پدر قرار گرفت و برای همین هم میرزا کاظم که توانایی زورگفتن و دعوا با ملکزاده را ندارد تصمیم گرفت خانه را ترک کند. قهر میرزا کاظم میتواند معادلات قدرت را به ضرر جیران و خانوادهاش کند.
معمای قسمت سی و یکم سریال جیران
در قسمت سی و یکم سریال جیران سیاوش دیگه تحمل نگاههای اطرافیان کفایت خاتون و زندگی در خانه او را نداشت به همین خاطر تصمیم گرفت از خانه کفایت خارج بشه اما کفایت خاتون به سیاوش اصرار کرد که بمونه و آماده ی جنگیدن با قوم قاجار بشه اما سیاوش از هر چه سلطنت و حکومت کردن به رعیت از روش ظلم و ستم بیزار است. خواجه الیاس با بازی مهدی کوشکی یکی از معماهای قصه جیران بود که در این قسمت نقش تعیین کنندهاش در دودمان زندیه و کفایت خاتون برای مخاطب نمایان کرد. الیاس که قربانی قهر و خشم قوم قاجار قرار گرفته است از نوادگان لطفعلیخان زند است که توسط درباریان قاجار اخته شده و از مردانگی افتاده است. همین موضوع موجب شده که خاندان زندیه به دنبال یکی دیگر از نوادگان زندیه باشند و برای همین سیاوش را برای موضوع مهم قیام علیه قاجار آماده میکنند.
تشویشهای سیاوش
سیاوش بعد از اینکه رفت و یه گشتی زد و نامه ای به سارا گرجی نوشت، منتظر جواب نامه بود و پس از دریافت جواب نامه سارا با کشمکش با کفایت خاتون و الیاس قدم در راهی گذاشت تا بتواند نسبت به تشویشها و تردیدهایش و عشقی که نسبت به سارای گرجی در دلش جوانه زده بود پاسخهای مهم و سرنوشتسازی پیدا کند. سیاوش به خوبی میداند برای رسیدن به جایگاهی که بتواند برای مردم کاری انجام دهد نیازمند یک عشق جاودانه و انگیزههایی فراتر از ثروت و قدرت است. سیاوش به فردایی فکر میکند که اگر توانست بر حکومت قاجار غلبه کند کارهایی را انجام دهد که دیگر بر رعیت ظلمی وارد نشود. سیاوش به دنبال آن است که هر آنچه تا امروز حاکمان کردند را با مردم نکند و همین باعث شده است برای مبارزه با تشویشها و تردیدهایش مردمان کوه و برزن را از نزدیک تماشا کند و دردهایشان را از نزدیک لمس کند.
نقره قاتل محمد میرزا وحشت زده شد
نقره قاتل اصلی محمدمیرزا فرزند جیران و شاه در دربار شاه بیشترین اضطراب را برای زندگی کردن دارد. نقره که به تازگی عشق آتشین روشن را به خودش میبیند از لو رفتن ماجرای قتل فرزند شاه به شدت وحشت دارد. او از این میترسد که ننه آشوب بخواهد او را شناسایی کند و از این طریق زندگی نقره نابود شود. برای همین او تصمیم به قتل ننه آشوب میگیرد و خواجه روشن با اینکه عاشقانه او را دوست دارد اما با تندی او را از گرفتن این تصمیم منع میکند.
میرزا کاظم قهر کرد
میرزا کاظم نوری با این نقشه و تفکر پا به زندگی ملکزاده خواهر شاه گذاشت که بتواند با عشق و محبتی که خرج فرزندان امیرکبیر و ملکزاده میکند در دل شاه و خاندانش نفوذ کرده و از این طریق نقشههای پدرش میرزا آقاخان نوری را به سرانجام برساند. ملکزاده اما پس از آنکه با پا در میانی پیش شاه توانست برای خانواده جیران پست و مقام حکومتی بگیرد توازن قدرت در میان خاندان نوری و قاجار به هم ریخت. میرزاکاظم در قسمت سی و یکم سریال جیران مورد شماتت پدر قرار گرفت و برای همین هم میرزا کاظم که توانایی زورگفتن و دعوا با ملکزاده را ندارد تصمیم گرفت خانه را ترک کند. قهر میرزا کاظم میتواند معادلات قدرت را به ضرر جیران و خانوادهاش کند.
نظر شما