خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال جیران پرداخته شده است.
قسمت بیست و ششم سریال جیران در اولین روز پاییز ۱۴۰۱ از فیلیمو پخش شد. در این مطلب نگاهی انداختیم به نکات مهم سریال جیران به کارگردانی حسن فتحی در قسمت بیست و ششم.
خلاصه داستان :
داستان این سریال درباره جیران می باشد. جیران در واقع یکی از ندیمه های ناصرالدین شاه است.
قصه این سریال مربوط زمانی از پادشاهی این شاه قاجاری است که وی عاشق جیران می شود.
در خلاصه داستان این سریال به این صورت آمده است : زنهار که طراز و طریقت گم شده
و مجاز و حقیقت به هم آمیخته. سهم رعیت کابوس است و سهم سلطان تخت طاووس.
کجاست تدبیر کریمخان که تاج شاهی پس بگیرد از ما ندانم کارها؟
کجاست شمشیر نادر که انتقام بکشد از ما خراب کارها؟ مملکت آشفته است
و امیرکبیر در گور خفته است. هر نامی آبستن ننگ است و هر صلحی آبستن جنگ.
آدمیزاد قبله عالم هم که باشد پناه می خواهد. قلعه ای میخواهد که جان پناهش باشد.
برای اولاد آدم هیچ قلعه ای محکمتر از عشق نیست.
بدهید همه جا جار بزنند که: ایهاالناس! دیروز در حوالی تجریش پادشاه شما عاشق شد…
بازیگران سریال جیران :
بهرام رادان، پری ناز ایزدیار، امیرحسین فتحی، امیرجعفری، رویا تیموریان، مهدی پاکدل،
رعنا آزادی ور، کتانه افشاری نژاد، ستاره پسیانی، غزل شاکری، مرتضی اسماعیل کاشی،
هومن برق نورد، مهدی کوشکی، سمیرا حسن پور، فاطمه مسعودیفر،بهناز نازی،
غلامرضا نیکخواه، سیاوش چراغیپور، محمد شیری، حمیدرضا نعیمی، رضا جهانی،
الهام نامی، نهال دشتی، سینا رازانی، بهنام شرفی، انوش معظمی، پاشا جمالی،
حسن موذنی، نسرین نکیسا، محمد مژدهی، عباس توفیقی، بهزاد داوری، فرشید صمدی پور،
ستایش دهقان، عاطفه غلامپور، محمدهادی قمشی، سیامک حلمی، مهدی بجستانی،
عباس ظفری، راستین عزیزپور، فرج گلسفیدی، وحید ندایی، محمدرضا ایمانیان، مرتضی اکبری،
هوشنگ قنواتی زاده، محمدهادی تقدیری، شاهد پیوند، سجاد اوسیوند، مهدی دانایی،
پویا میاندهی، محمود ساعتی، داریوش اشرفی، فرید یوسفی، ایلیا نصرالهی،
شهاب زمردی، وحید رزاقی، علی اشمند، پرویز بزرگی، رضا داودوندی و با حضور مریلا زارعی در نقش مهدعلیا
شاه قاجار ذوق زده شد
بالاخره فرزند پسر شاه قاجار از معشوقهاش جیران تجریشی در قسمت بیست و ششم سریال جیران به دنیا آمد. فرزندی که گویا قرار است معادلات قدرت را به هم بریزد و تمامی دولتمردان نسبت به آینده او و حضورش به عنوان شاه آینده با بیم و حسرت نگاه میکنند. در این میان تنها کسی که نسبت به آمدن پسر جیران به این دنیا خرسند است ناصرالدینشاه قاجار است. او آنقدر نسبت به این اتفاق ذوق زده است که در همان ابتدا نام پدرش محمد شاه را بر او گذاشت و او را نایبالسلطنه معرفی کرد.
سیاوش همان نجیبزادهای است از تبار حکومت زندیه که بعد از سالها بالاخره توسط کفایت خاتون و الیاس پیدا شد و حالا آنها همچون یک رهبر تازه ظهور کرده از او مراقبت میکنند تا به وقتش بتوانند بر علیه حکومت مرکزی شورش کرده و انتقام نسل کشی قاجار نسبت به خاندان زند را به سرانجام برسانند.
خواجهای که خواجه نیست
خواجه روشن با گذشتهای عجیب و نامعلوم یکی از علامت سئوالهای بزرگ دربار قاجار است. این راز سر به مهر بالاخره توسط الیاس باز شد و در قسمت بیست و ششم سریال جیران مشخص شد که روشن در کودکی با واسطه داییاش که مسئول خواجههای دربار است عقیم نشده است. اتفاقی که بزرگترین خطا در دربار قاجار به شمار میرود و کفایت خاتون این دستاویز را از خواجه روشن به عنوان یک گروگان به دست گرفت تا او را مامور به کشتن فرزند جیران کند.
شورش علیه فرزند شاه
هنوز چند روزی از به دنیا آمدن فرزند جدید شاه نگذشته است که تکاپو و ولوله بسیاری در میان خواتین و دولتمردان به راه افتاده است. از طرفی زنان عقدی شاه از اینکه فرزند یک رعیتزاده جانشین شاه شود هراس دارند و از سوی دیگر میرزاآقاخان نوری هم تلاش میکند تا نظر شاه را با جمع کردن تمامی شاهزادههای قجری عوض کند. هر چند شاه با یک تفریح بیموقع تمام برنامههای مادرش مهدعلیا و میرزاآقاخان نوری را نقش بر آب کرد اما به نظر میرسد درباریان برای از بین بردن فرزند جیران و ناصرالدینشاه از هیچ تلاشی فروگذاری نمیکنند.
جدایی غمانگیز سلمان و مهد علیا در قسمت بیست و ششم سریال جیران
وفاداری سلمان نسبت به شاه قاجار به مذاق مهدعلیا خوش نمیآید. در ماجرای به دنیا آمدن فرزند جیران و تصمیم شاه مبنی بر اعلام ولیعهدی پسرش محمد میرزا سلمان تنها کسی بود که از این اتفاق حمایت کرد و این اتفاق و ماجراهای مربوط به سیاوش باعث شد رابطه مهدعلیا با او تیره و تار شود و همین موضوع باعث شد مهدعلیا خانه سلمان را ترک کند. همین اتفاق هم باعث شد شازده بصیر بالاخره جرات کند و به صورت غیررسمی به مهدعلیا ابراز علاقه کند. ماجراهای دربار ناصری به جاهای عجیب و غریبی رسیده است و تماشای قسمتهای بعدی کاملا میتواند سرنوشت آدمهای قصه را مشخص کند.
نظر شما