خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت

گل به خانه یکتا رفته که وقتی لاجین میره خدمتکارش بهش میگه که گل اومده او با ترس و شرمندگی به سالن میره. گل بهش میگه وقتی اومدی خونمون گفتم ببین چقدر گریه کرد واسم اشکامو پاک کرد با خودم گفتم چقدر این زن خوبه و مهربونه هنوز آدم های خوب هنوز وجود داره ولی اون موقع تو میدونستی که پسرت قاتله! میدونی به چی فکر میکردم؟ که لومده از ته دل به وضعیت ما بخنده. تو چجوری تونستی؟ او بعد از دعوا کردن و تمام شدن حرف هاش میگه میدونی الان چی میخوام؟ اینکه همون زجری که من کشیده ام را بکشی و با دست های خودت بچه ات را کفن کنی و میره. بعد از رفتنش لاجین رو زمین میشینه و گریه میکنه. جیلین به خانه مادر الیف میره و با مادرش حرف میزنه. مادر الیف میگه تمام پرونده های پزشکی الیف ثبت شده بود از سال ۲۰۱۳ چون از اون سال بیماری الیف شروع شد. ایلگاز با یکی از همکاراش به طرف خانه الیف میره و میگه باید تمام جوانبو بسنجین که ببینیم این دختر به خاطر بیماریش به این حال رسیده یا خطای بیمارستان بوده! تا میخوان وارد خونه بشن جیلین با مادر الیف از خونه بیرون میان که مادر الیف میگه من راضی شدم از شکایتم صرف نظر کنم اما ایلگاز میگه باشه ولی ما باید کارمونو انجام بدیم و وارد خانه میشن که جیلین به اون زن میگه نگران نباش چیزی نمیشه. آنها وقتی وارد خانه میشن داروهای الیف را نگاه میکنن سپس یکسری قرص و دارو را میبینه که مشکوک میشه و به همکارش میگه اینا عادیه واسه یه دختر بچه تو این سن؟ او بهش میگه نه واسه این سن همچین دارویی استفاده نمیشه سپس ازشون عکس میگیرن و از اونجا میرن. وقتی بیرون میره جیلین به ایلگار میگه خیر باشه یعنی از این به بعد روبروی همدیگه قرار میگیریم؟ ایلگاز میگه به تو ربطی نداره من دارم کارمو میکنم که ببینم کی همچین بلایی سر اون بچه آورده همین!

قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۳۰ سریال ترکی قضاوت

ارن به اونجا میاد که ایلگاز میگه خیر باشه دوباره دارین چیکار میکنین؟ ارن میاد و میگه درست بوده اون شب یکتا با پارس بوده باهم بورسا بودن جیلین میگه از اونور با یکتا دست به یکی میکنه و زیرزیرکی کار میکنه از اونور ادای درست کارهارو درمیاره ازش شکایت میکنم! اما ایلگاز میگه نه تو هیچکاری نمیکنی اول من بزار مطمئن بشم و ببینم چی به چی بوده بعد. متین به اتاق ایلگاز میره که سند ازدواج را اونجا میبینه همان موقع نوا به اونجا میره که متین با تعجب ازش میپرسه این چیه؟ نوا میگه هیچی متین عصبی میشه و میگه تو هم خبر داشتی؟ چجوری؟ با اجازه کی؟ نوا میگه صوری هستش ایلگاز واسه اینکه شهادت نده ازدواج کرده همین اما متین با عصبانیت از اونجا میره. سپس پیش ارن میره و ازش میپرسه که چیشد؟ چجوری؟ تا کی میخواستین از من پنهان کنین؟ سپس سرزنشش میکنه و میره. ایلگاز پیش پارس میره و بهش میگه سرت خلوته؟ پارس میگه دارم به پرونده انگین فکر می کنم اون جنون داره باید تا آخر عمرش تو زندان بمونه ایلگاز میگه آره منم موافقم پارس لبخند میرنه و میگه وقتی هم نظر میشیم چقدر خوشم میاد سپس ایلگاز بهش میگه بیا بریم یه چیزی باهم بخوریم سپس به همدیگه به رستوران میرن. پارس میگه تا حالا دوتایی باهم نیومدیم غذا بخوریم ایلگاز میگه اگه عمری باشه بازم هم میایم سپس پارس میگه ولی وقتی به دلیلش فکر میکنم به چیزی نمیرسم و خیلی واسم عجیبه! ایلگاز سروع میکنه اول ازش تعریف کردن و خوبیاشو گفتن سپس میگه هرکسی امکان داره اشتباه کنه سپس میره سمت یکتا و چیزی که با اون داره پنهان میکنه و میگه به خاطر یکتا افتاده تو کار خلاف؟ انکار نکن چون میدونم شب حادثه با یکتا بودی اونم تو بورسا!

پارس جا میخوره و بعد از چند دقیقه میگه من به خاطر کسی خودمو تو لجن نمیکشم اونجا بودم و پرونده پزشکی خودمو نابود کردم سپس تعریف میکنه اون شب تو جاده نزدیک بورسا بهم حمله دست داد و از حال رفتم یکی منو پیدا میکنه و به آمبولانس زنگ میزنه. بعد از کلی آزمایش بهم گفتن که مشکوکن به بیماری صرع و باید درمانو شروع کنم وای منم گفتم چیزیم نیست و از اونجا بیرون زدم و از یکتا خواستم بیاد تا پرونده را از بین ببریم چون نمیخواستم کسی بفهمه و بهم به چشم بیمار و ترحم بهم نگاه کنن! ایلگاز متاثر میشه و میگه ولی باید بری درمانو شروع کنی! این چیزی نیست که پشت گوش بندازی! پارس میگه چیزی نشده که بزرگش کردن فقط یکبار اونجوری شدم سپس با دلخوری از اونجا میره. پلیس به دم در خانه ظفر میره که همان موقع آیلین و عثمان میان و میپرسن چیشده؟ پلیس ازشون میپرسن که پدرش کجاست آیلین میگه رفته سفر گوشیشم نبرده چند روزی هست! پلیس میگه میخواین گزارش گم شده بدین؟ کارت شناساییشونو تو یه ماشین نزدیک قبرستون پیدا کردیم! آیلین و عثمان میرن محل کار پدرش تا ببینن کسی اونو دیده یا نه اما بهشون میگن میسپاریم به بقیه ببینیم کی دیدتش. جیلین تو دفترش هست که مادرش به اونجا میره و سعی میکنه با بهونه های مختلف باهاش حرف بزنه جیلین میگه مامان برو سر اصل مطلب واسه چی اومدی؟ چی میخوای بگی؟ گل شروع میکنه ازش عذرخواهی کردن و میگه که پدرش رفته سفر سپس همدیگرو در آغوش میگیرن و گریه میکنن. ارن پیش ایلگاز میره و باهم غذا میخورن سپس ارن میگه ولی درسته واسه بیماریش ناراحت شدم ولی از این طرف که درگیر خلاف نشده واسش خوشحال شدم. ایلگاز میگه منو باش که تو چشماش نگاه کردم و بهش تهمت زدم! شب جیلین به خانه میره که میبینه یه بخاری برقی پشت درش هست او لبخند میزنه و به داخل میره که زنگ درش زده میشه او فکر میکنه ایلگازه و با خوشحالی میره که میبینه ارن اونجاست. ارن بهش میگه چای داری خواهر؟ جیلین میخنده و میگه البته بیا تو…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه