خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت

انگین به تمام رفتارهای اطرافیانش وقتی فهمیدن که او قاتل است فکر میکنه و تمام آنها را مرور میکنه سپس به آرایشگر میگه تمام موهامو کوتاه کن یه تار موی فر هم نمونه! او نیز با شماره پنج موهاشو میزنه و سپس وارد زندان میشه. جیلین به یاد میاره که شب گذشته تمام حرف های انگین درباره اینجی موقع اعترافش تو سرش مرور میشده و او هم با عصبانیت چوبی تو دستش میگیره و تمام وسایل دفتر را میشکنه و یکسریارو هم دور میریزه. سپس حاضر میشه تا به دنبال کارهای قبلش برود. ایلگاز هم تو خانه خودش حاضر میشه تا به دادگستری بره. انگین تو بند اخبار را میبینه که پدرش دست تو دست مادرش جلوی دوربین اعتراف میکنه که متاسفن به خاطر داشتن همچین پسری و فکر میکردن یه پسر مهربون و پاک دارن و نمیدونستن که تو وجودش یه هیولا بوده که تونسته جون یه دخترو بگیره و عملا اونو قاتل معرفی کرد و از اونجا در حال رفتن هستن که لاجین میخواد دستشو ول کنه اما یکتا میگه دارن مارو نگاه میکنن نکن! سپس وقتی به داخل سالن میرسن دستشو ول میکنه و میگه آخر و عاقبت کسی که پشت منو خالی کنه دیدی چجوری میشه؟ لاجین سرزنشش میکنه که پسرشو قاتل خوند اما یکتا میگه مگه نیست؟ حقیقتو گفتم و بعد از کمی بحث کردن میره. جیلین سر قبر اینجی میره و باهاش درد و دل میکنه و میّ بالاخره تموم شد کار انگین بوده فهمیدیم الانم زندانه. نمیزارم فرار کنه، اگه تو آسمونو نمیبینی نمیزارم اونم ببینه اگه بهارو نمیتونی حس کنی نمیزارم اونم حس کنه! دفنه با مقبوله در حال رفتن به مدرسه هستن که متین میگه چرا به من محل نمیدین؟ دفنه میگه باهات قهرم بابابزرگمو از خونه بیرون انداختی و میرن.

قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۲۹ سریال ترکی قضاوت

متین تا توی ماشین میشینه پدرش کنارش میشینه و بهش جورابی که مال چینار بود واسه اونروز کشته شدن ظفر نشون میده و میگه اگه کاری میخوای بکنی درست انجامش بده! سپس بعد از کمی حرف زدن میگه اگه میخوای ازم تشکر کنی میتونی سر میز شام انجام بدی و به مقبوله بگو اون غذایی که از مادرش یاد گرفته درست کنه میدونه دوست دارم و میره. ایلگاز وقتی به اداره میرسه به ارن میگه من مطمئنم که یه چیزی بین پارس و یکتا هست که ازش بازجویی نمیکنه ارن میگه شایدم از اون شب باخبره و نمیخواد یا به نفعش نیست که بازجویی کنه! جیلین تو راهرو دادگستری ایلگاز را میبینه و واسش دست تکون میده اما ایلگاز اعتنایی نمیکنه، دادستان کل جلوی جیلین را میگیره و سپس به او و ایلگاز میگه میخواد باهاشون حرف بزنه. وقتی وارد اتاقش میشه ازش میپرسه که چیشد یهویی ازدواج کردین؟ ایلگاز میگه یکدفعه ای شد دیگه سپس میپرسه صبحانه خوردین انها میگن بله او ازشون میپرسه چی خوردین؟ که همزمان جواب های متفاوت میگن جیلین میخنده و میگه اختلاف نظر داریم تو خورد و خوراک! بعد از کمی حرف زدن میرن که دادستان کل پیش پارس میره و میگه یخورده مشکوکن و این منو اذیت میکنه و از طرفی واقعا ناراحت میشم اگه واسه بازجویی نشدن این کارو کرده باشه! یه زن به ملاقات انگین میاد به عنوان وکیلش، وقتی میرسه به انگین میگه چرا گفتی بیام؟ آخرین بار که همدیگرو دیدیم ازم خوشت نمیومد؟ انگین میگه نخواستم بیای اینجا تا از گذشته حرف بزن میخوام وکیلم باشی! با چیزهایی که آوردی مشخصه که قبول کردی! و میخواد پرونده ها را نگاه کنه که ازش میپرسه از من چی میخوای و اینکه چی به من میرسه؟ انگین میگه میخوام منو بیاری بیرون و در ازاش پولی ندارم بدم ولی میتونی از مادر و پدرم انتقام بگیری. اون زن قبول میکنه و میگه حالا اینا کی هستن که گفتی بیارم؟ انگین میگه حالا که قرار من غرق بشم تمام کسانی که تو این ماجرا دست داشتنم باید غرق بشن سپس با لبخند از اونجا میره.

چینار پیش سردار میره و بهش میگه انگار کار انگین بوده! باید پیش اون عوضی برم، سردار میگه نمیشه تو که جزء بستگان درجه یک نیستی که! اما چینار با عصبانیت میگه همه این بلاهایی که سرم اومده مقصرش اون عوضیه! باید برم باهاش حرف بزنم بپرسم که چرا اینجی را کشت! اینو که حق دارم؟ سپس میگه به رئیست یا رفیقات بگو یه راهی پیدا کنن! جیلین پیش پارس میره و میگه من اومدم بگم که حاضرم همکاریمو با شما ادامه بدم تا یکتا هم بیوفته تو زندان و نتونه از قانون فرار کنه! سپس پارس میگه من از اون پرستار انگین بازجویی کردم گفته طرف حسابم انگین بوده و اصلا یکتارو نمیشناسه و ندیده یعنی انکار کرده! جیلین کلافه میشه و میگه حدس میزدم سپس ارن میاد و پارس بهش میگه مدرکی چیزی پیدا کردی؟ ارن میگه متاسفانه نه چیزی پیدا نشد به نظرم ازشون بازجویی کنین خوب باشه پارس از جاش بلند میشه و مخالفت میکنه که وقتی آنها از اتاق بیرون میرن جیلین بهش میگه من مطمئنم که چیزی شده که نمیخواد بارجویی کنه دیدی چقدر ترسید! ارن میگه دادستان ایلگازم همینو گفت و خواست که پرینت گوشیشونو بگیرم حتما تو اون ساعت از شب چیزی بهم گفتن یه سرنخی بده بهم چون جیلین تایید میکنه و تشویقش میکنه که این کارو بکنه. تو یه پرونده ایلگاز متوجه میشه که قبلا جیلین یه پرونده که محرمانه بوده خونده و باتوجه به چیزهایی که فهمیده بوده وکالت اون پرونده را قبول کرده ایلگاز عصبی میشه و بیرون از اداره باهاش قرار میزاره و حرف میزنه و بهش میگه از اعتمادم سوء استفاده کردی و با این کارات شغل خودتو و منو به خطر میندازی. بعد از کمی بحث کردن جیلین از اونجا میره. ایلگاز سر یه پرونده دیگه میره که پدرشو اونجا میبینه و از ارن میپرسه بابام اینجا چیکار داره؟ ارن با خوشحالی میگه پس گرفته استعفاشو. ایلگاز بالاسر جنازه می نشیند و با بالا نگاه میکند….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه