خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.
خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی قضاوت
مردان پدربزرگ ایلگاز برای زندانی ها باقلوا میفرسته و عمگی شروع به خوردن میکنند. پخش کننده باقلوا به شخصی به نام قدیر میگه آقا مردان واسه تورو سفارشی فرستاده پسته ایه. قدیر با خوردن اون باقلوا بعد از چند دقیقه حالش بد میشه و کف بالا میاره. متین سر قبر اینجی میره و بهش میگه باباتو واست آوردم امشب بهم میرسین خدا از گناهامون بگذره! سپس از اونجا میره. متین وقتی صندوق را باز میکنه تا ظفر را دفن کنه میبینه که جسد نیست سپس شوکه میشه. دادگاه انگین شروع میشه یکتا سعی میکنه ازش دفاع کنه تا زندانی نشه اما پارس میگه انگین به خواهر مقتول حمله کرده و فرار کرده که دادستان ایلگاز جلوشو گرفته و تحویلش داده. قاضی به انگین میگه حرفی نداری بزنی؟ انگین میگه چرا دارم من اینجی را نکشتم بلکه بابام کشته اون میخواد بندازه گردن من مادرمم هست میتونه شهادت بده! همگی شوکه میشن و قاضی برای این ادعای او دادگاه را عقب میندازه و برای انگین آزادی مشروط اعلام میکنه. جیلین حسابی غصبی میشه. انگین به مادرش میگه نگران نباش مامان همونجوری که باهم قبلا هماهنگ کردیم اظهاراتمونو ثبت میکنیم بعدشم تو به فرصت مناسب میریم خارج از کشور دور از همه زندگی میکنیم همه چیز تموم میشه و تو هم از دست بابا خلاص میشی! همگی از این وضعیت عصبانی هستن و ارن به دستیارش امید میگه تا انگین و لاجین را به طرف اتاق بازجویی ببره تا پارس یکبار دیگه ازشون بازجویی کنه. پارس با عصبانیت وارد اتاقش میشه که یکتا پیشش میره و میگه تو میدونی که کار من نیست چون اون شب من پیشت بودم درسته؟ پارس با کلافگی میگه اون یه موضوع شخصیه نمیشه بازش کرد یکتا میگه اون دیگه مشکل شماست من تاحالا واسه هیچکسی خودمو به خطر ننداختم یا خودت ماجرارو میگی تا تبرعه بشم یا از طریق یه راه دیگه منو از این مخمصه نجات میدی وگرنه من هیچ مشکلی ندارم واقعیتو بگم و میره.

قسمت ۲۶ سریال ترکی قضاوت
پارس با کلافگی به اتاق ایلگاز میره که میبینه جیلین و ارن هم اونجان. پارس بهشون میگه من نمیفهمم الان که هدفمون یکیه راهمون یکیه چرا باهمدیگه دشمنیم؟ گفتم بیام به همدیگه کمک کنیم تا این پرونده حل بشه دیگه انگین داره در میره! جیلین میگه من که هیچ مشکلی ندارم ارن میگه هرچی شما بگین دادستان ولی ایلگاز میگه چیشده؟ تو به خاطر اینکه ما دنبال پرونده بودیم داشتی واسمون پرونده درست میکردی الان خودت اومدی میگی باهم کار کنیم؟ چرا؟ پارس میگه اصلا پشیمان شدم ولش کن! جیلین از رفتار ایلگاز کلافه میشه که ایلگاز بهش میگه یه شرط دارم انگین را بندازی تو بازداشتگاه واسه ۲۴ ساعت واسمون وقت بخری تا از نقشه سر دربیاریم پارس با کلافگی میگه وقتی قاضی آزادس کرده من چجوری بازداشتش کنم؟ و با کلافگی میره. متین به محل کشته شدن ظفر میره تا ببینه اونجا چخبره ولی چیزی پیدا نمیکنه سپس با ایلگاز تماس میگیره و میگه پسرم من تو صندوق وسیله داشتم تو برداشتی؟ ایلگاز میگه نه بابا من صندوق. اصلا باز نکردم چی بوده؟ منین میگه کت بود تو جیبش یکسری کاغذ و برگه مهم داشتم تو بیشتر فکر کن ببین کجاها رفتی! ایلگاز میگه بابا من رفتم جلو دادگاه بعدشم آوردم دیگه کسی صندوقو باز نکرد! متین با کلافگی قطع میکنه. پارس به بازجویی از انگین میپردازه انگین همه ی ماجرارو به گردن یکتا میندازه و میگه ماشین هم او هدیه داده بود به اینجی و این ماجرارو من خودم از زبان خود اینجی فهمیدم! پارس دوباره درباره اون شب حرف میزنه که انگین همه چیز را علیه یکتا نشون میده و میگه که کار اون بوده پارس عصبی میشه و یقه اش را میگیرد و میگه چی داری واسه خودت میبافی هان؟ من که میدونم قتل گردن خودته چون اونشب بابات پیش من بود!
انگین با لبخند و خونسردی میگه آروم باش خوب اگه پیشت بوده برو اعتراف کن تا آزاد بشه و میخنده که پارس بهش میگه مثل اینکه تو زبان آدمیزاد سرت نمیشه نه! سپس خودشو بهم میریزه و با عصبانیت بیرون میره و ارن را صدا میزنه و میگه بیا این مرتیکه را بازداشت کن به دادستان حمله میکنه ارن از خدا خواسته همچین کاری را میکنه و سپس به ایلگاز و جیلین اشاره میکنه تا به اتاق برن. اونجا پارس بهشون میگه خوب به شرطت عمل کردم حالا باهمدیگه مشکلو حل میکنیم آره! سپس هرکدامشان یه گوشه ای از کار را میگیرن تا بتوانن انگین را تو بازداشتگاه نگه دارن و میرن. متین به مقبوله زنگ میزنه و میگه برو ببین چینار واقعا تو اتاقش باشه و تا من نیومدم جایی نره او هم قبول میکنه. عثمان مدام به زمد زنگ میزنه و وقتی میبینه جواب نمیده پیام میده تا تلفنو جواب بده چون کار مهمی داره اما زمرد که جارو برقی میکشه متوجه نمیشه تا اینکه آیلین میره خونه اش. زمرد با دیدن آیلین جا میخوره ولی خودشو نمیبازه و دعوتش میکنه به داخل. آیلین میگه اومدم باهات درد و دل کنم انگار داداش عثمانت بهم خیانت کرده زمرد شوکه میشه و نمیدونه آیلین خبر داره یا نه همان موقع عثمان بهش پیام میده و میگه آیلین از همه چیز خبرداره زمرد خشکش میزنه که آیلین باهاش صحبت میکنه در آخر میگه نه به همسایه ها و نه به شوهرت میگم که چیکار کردی فقط به خاطر دخترم نمیخوام زندگیم از هم بپاشه و شروع میکنه به سرزنش کردنش….
نظر شما