خلاصه داستان قسمت ۲۵ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۵ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۵ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.
خلاصه داستان قسمت ۲۵ سریال ترکی قضاوت
متین پیش یاقوز میره و او بهش میگه متین اون کاپیتانه منو دزدیده بود! اصلا دیوونه شده بود دست و پامو بسته بود، متین متوجه ماجرا میشه. جیلین به ایلگاز میگه خوب حالا که رفتیم تو زندگی خصوصی بگو ببینم چجوری با نوا آشنا شدی؟ ایلگاز میگه هیچی همونجوری که فکرشو میکنی تو دانشگاه باهم آشنا شدیم. جیلین ازش میخواد تا با جزئیات بگه اما ایلگاز میپرسه واسه چی میپرسی؟ جیلین میگه همینجوری تو هم پرسیدی خوب! ایلگاز میگه هیچی خوب دختر خیلی خوبی بود وقت شناس خوش قول با ادب و محترم خوب منم عاشقشم شدم وقتی فهمیدم به آنکارا منتقل شده خوب ناراحت شدم منم ازش خواستگاری کردم جیلین با شنیدن این حرفا حسادت میکنه و ضبط را روشن میکنه و به آهنگ گوش میده. آنها به شیله میرسن و از رزوشن درخواست میکنن تا لیست مهمان های اون شب و فیلم های آن شب را بهش بدن اما رزروشن میگه اون شب سیستم هامون قطع بود و چیزی ثبت نشده از طرفی دوربین ها هم خاموش بود، و مهمون هم خیلی بود چون مراسم عروسی بود ایلگاز بهش میگه شماره و اسم صاحب مجلس را بهش بده سپس موقع رفتن ایلگاز بهش میگه به رئیست اونی که بهت خط میده بگو که واسش بد میشه حساب تو هم بعدا میرسم و از اونجا میرن و بلافاصله به ارن زنگ میزنه و بهش شماره و اسم صاحب مجلس را میده و میگه که ادرسشو واسش بفرسته. چینار دراز کشیده که یه دختر به اتاقش میره و باهمدیگه گرم و صمیمی احوالپرسی میکنن سپس سردار به اونجا میره که چینار با دیدنش عصبی میشه و میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ و میخواد به طرفش حمله کنه که اون دختر جلوشو میگیره. وقتی میخوان آنها از آنجا برن با عمه مقبوله و دفنه روبرو میشن که عمه مقبوله با دیدن سردار اونو سریعا میشناسه و وقتی پیش چینار میره بهش میگه که داداشت بفهمه خیلی عصبی میشه و بهم میریزه.

قسمت ۲۵ سریال ترکی قضاوت
ارن و دادستان پارس به همراه مامورها به خانه یکتا میرن و شروع میکنن به گشتن خانه. لاجین به شدت استرس داره ولی خودشو کنترل کرده و یکتا برای شک نکردن بهش به دستیارش میگه تا لاجین را به حیاط ببره تا کمی هوا بخوره. تو حیاط خانه پارس یکدفعه نگاهش به لکه ای رو زمین می افتد و با ارن بالاسر لکه میرن سپس به ارن میگه ازش نمونه برداری کنید اونم دوتا بالاخره شاید شیطون گولش بزنه و بخواد کاری کنه و تک پسرشو نجات بده ارن از این لکه ای که پیدا شده حسابی خوشحال میشه. یکتا پیش پارس میره و میپرسه ماجرا چیه پارس میگه هیچی لکه ای پیدا شده دارن نمونه برمیدارن یکتا میگه مال پرنده ست گربه شکار کرده بود اینور اونور میکشوند، پارس با خونسردی میگه نگران نباشین اگه مال پرنده باشه مشخص میشه. بعد از رفتن پارس پیام صوتی واسه ایلگاز میفرسته و میگه تجسس خونه یکتا تموم شد و یه لکه مشکوک پارس پیدا کرد احتمال داره خون اینجی باشه و ازش دوتا نمونه برداری کرد! جیلین و ایلگاز با شنیدن این خبر خوشحال میشن. ایلگاز و جیلین به خانه اون زوج میرن و بعد از معرفی خودشون ازش میخوان تا فیلم عروسیشونو ببین. تو فیلم عروسیشون عثمان و زمرد را میبینن جیلین رو برمیگرداند و میگه پیداش کردیم تا همینجا بسه سپس ایلگاز فلش را ازش میگیره تا فردا برایش بیاورد. متین به ایلگاز زنگ میزنه و میگه این ماشین چیشد پس؟ قرار بود بیاریش چینار میخواد مرخص بشه! ایلگاز میگه با تاکسی برین خونه که متین با کلافگی میگه آدم مریضو با تاکسی اینور اونور ببرم؟ زودتر بیار. سپس به خانه میره تا لباس هایش را عوض کند و به مراسم برود.
آنجا که قرار است از متین به عنوان نیروی درستکار تقدیر بشه عذاب وجدان دارد به خاطر کاری که واسه چینار کرده و میخواد از اونجا بره اما رئیسش اجازه نمیده. متین بعد از دریافت لوح تقدیر به اتاقش تو اداره میره و استعفا نامه اش را مینویسد رئیسش قبول نمیکنه و میگه بازم فکراتو بکن بعد اما متین میگه نظرم عوض نمیشه. جیلین به اداره میرسه و منتظر میمونه تا ارن بیاد سپس فلش را بهش میده و او به دادستان پارس تحویل میده و بعد از دیدن فیلم دستور آزادی مشروط عثمان را می دهد. جیلین با عثمان به خانه میرن و بهش میگه باید غلطی که کردیو بهشون بگی. آیلین و مادرش به عثمان نگاه میکنن و میپرسن که چیشده؟ عثمان به خیانتش با زمرد را به آیلین میگه او حسابی بهم میریزه. وقتی جیلین میخواد بره آیلین باهاش دعوا میکنه و میگه چرا با من انقدر بدی؟ چرا همه چیزو برملا میکنی؟ چرا زندگیمو ازهم میپاشی؟ جیلین او را در آغوش میگیره و آرومش میکنه. پارس و ارن به غذاخوری نزدیک اداره میرن و منتظر خبر جواب تست خون هستن. یکتا یکیو اجیر میکنه و لوله آزمایش را در آزمایشگاه عوض میکند. یکتا پیش انگین میره و میگه خیالت راحت باشه همه چیزو مرتب کردم آزمایش خون را عوض کردم جای نگرانی نیست همان موقع دستیارش میاد و میگه یه خبر بد دارم انگار دوتا نمونه برداشته بودن و فهمیدن که جواب آزمایش عوض شده و اون یکیو بردن واسه آزمایش و فهمیدن که با خون مقتول منطبقه. انگین به پدرش میگه تو از قصد این کارو کردی! ازم بدت میومد این کارو کردی که از دست خلاص بشی و اینجا بمونم! پدر متین به خانه اش میره و از دفنه لیوان آبی میخواد. دفنه که او را نمیشناسه آب واسش میبره سپس اون مرد با شعبده بازی سرگرمش می کند…..
نظر شما