خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.
خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی قضاوت
انگین بهش میگه میدونستم که فهمیدی قاتل منم خودم خواستم که منو گیر بندازی! قبلا شک کرده بودم اما امروز که دیدمت مطمئن شدم. نمیدونم چرا اومدم اینجا! فکر کنم وجدانم منو کشوند اینجا سپس شروع میکنه از اون شب گفتن و خودشو با حرفهاش میخواست تبرعه کنه که به خاطر حرف های خودش باعث شد تا بکشتش جیلین با شنیدن این حرفها از کوره در میره و به طرفش حمله میکنه و میگه تو چه جور آدمی هستی؟ تو کی هستی که تعیین کنی کی زنده باشه کی نباشه؟ و شروع میکنه به کتک زدنش. انگین میگه میخواست هرزگی نکنه تا نکشمش جیلین دیگه خون به مغزش نمیرسه و میگه اون یه ادم بالغ بود هرکاری دلس میخواست میکرد به توچه؟ و لیوانو برمیداره تا توی سرش خورد کنه که یکلحظه به خودش میاد و لیوانو رو میز می کوبد. ایلگاز تو ترافیک گیر کرده و نمیدونه باید چیکار کنه در آخر از ماشین پیاده شده و به طرف دفتر جیلین می دود. وقتی میرسه صدای داد و فریاد جیلین را می شنود ایلگاز با شلیک قفل در را باز می کند و وارد میشه که میبینه جیلین رو زمین افتاده. ایلگاز وقتی میبینه به هوش اومد خیالش راحت میشه که به ایلگاز میگه انگین شاید از در اظطراری فرار کرد برو دنبالش. ایلگاز به دنبال انگین میره که بالاخره میتونه گیرش بندازه ایلگاز دستگیرش میکنه و به اداره میبرتش. ایلگاز به پارس میگه قتلشو به جیلین اعتراف کرده داشت فرار میکرد من گیرش انداختم ارن هم آوردتش پارس بهش میگه چرا انقدر موشکافی میکنی؟ ایلگاز میگه موشکافی نمیکنم فقط دارم توضیح میدم که چه اتفاقی افتاد! سپس بهش میگه دیگه یه سر پرونده من نیستم میتونیم باهم این قضیه را حل کنیم، پارس با طعنه میگه آره دیگه وقتی ازدواج سوری باشه یادت میره دیگه که یه سر پرونده بازم بهت ربط داره چون مقتول خواهر زنته و میره.

قسمت ۲۳ سریال ترکی قضاوت
متین زخم چینار را پانسمان میکنه که چینار بهش میگه بابا یه چیزی بگو! مین هیچی نمیگه و یاد حرف چینار میوفته که بهش گفت ازم محافظت کن سپس میگه استراحت کن و از اتاق بیرون میره و تمام لباس های چینار را که از تنش درآورده میندازه تو کیسه زباله و همه را جلوی در میزاره دفنه میره یواشکی بستنی برمیداره که دستش یخ میزنه و یه لنگه جوراب را از اون وسایل برمیداره و دور کاسه ی بستنیش میپیچه و به اتاقش میره. پارس اول پیش جیلین میره و ازش میخواد همه چیز را تعریف کنه اونم از همان شبی که بهشون شک کرد تعریف میکنه. پارس پیش انگین میره و بهش میگه به قتل که اعتراف کردی خانم وکیلو هم که مصدوم کردی از دست دادستانم فرار کردی دیگه چه جرم هایی مرتکب شدی وکیل؟ انگین هیچی نمیگه فقط میگه بدون وکیلم حرف نمیزنم پارس میپرسه وکیلت کیه؟ انگین اسم پدرشو میگه. یکتا تو خونه در حال شام خوردن هست که لاجین میپرسه تو چجوری راحت داری شام میخوری؟ یکی مرده یه نفر دیگه هم بی دلیل زندگیش داره نابود میشه! یکتا لبخند میزنه و میگه به راحتی، همان موقع پارس بهش زنگ میزنه و میگه انگین به عنوان مصنون به قتل اینجی اینجاست واسه بازجویی میگه باید وکیلم که شما باشی حضور داشته باشین در ضمن شما صبح یه پرونده حقوقی دارین شب یه پرونده جنایی؟ همزمان تو دوتا حوزه نمیتونین فعالیت کنین درباره اینم بعدا باید حرف بزنیم! یکتا میگه بزارین واسه صبح چون خارج از استانبولم نمیرسم الان بیام پارس قبول میکنه. متین وسایلو برمیداره و با بنزین و یکسری وسایل میره سمت سوله ای که چینار با ظفر درگیر شدن. متین ظفر را میزاره پشت صندوق ماشین و وسایلو تو همون قسمتی که خون طفر ریخته میسوزاند سپس تمام ردهارو از اونجا پاک میکنه. دفنه بهش زنگ میزنه و میگه که تخت داداش چینار پر از خون شده و گریه میکنه متین به سرعت به طرف خانه میره.
حیلین حرص میخوره و میگه یکتا داره با این کارش وقت میخره. ارن میاد و تنهایی با ایلگاز حرف میزنه و از ماجرای پیدا شدن لنگه ی گوشواره اینجی تو خونه عثمان بهش میگه. ایلگاز میگه داره میندازه گردن عثمان! سپس از ارن می خواد تا یه مدرک پیدا کنه تا دروغگویی و دغل باز بودن یکتا ثابت بشه و با انگین بیوفته زندان ارن قبول میکنه ارن به ایلگاز میگه درباره این موضوع به جیلین چیزی نگو با خانواده اش که تو رفت و آمد نیست فقط بیشتر میریزه بهم ایلگاز قبول میکنه. یکتا به دستیارش گفته بیاد و بهش میگه باید همه چیزو دوباره مرور کنی شاهدها، تاکسیا همه چیزدرباذه اون سناریو هم با انگین حرف بزن یادش نرفته باشه. ایلگاز و جیلین به طرف خانه راهی میشن که ایلگاز حالشو میپرسه و میگه خوابت میاد؟ جیلین میگه نه دلم واسه بابام تنگ شده. وقتی به خانه میرسن میبینن که پدرش چینار را که حالش بده داره از خانه بیرون میاره ایلگاز با دیدن چینار جا میخوره و میگه چیشده؟ متین میگه هیچی حتما فشار اومده بهش بخیه هاش باز شده. آنها سریعا با ماشین به طرف بیمارستان میرن. ارن انگین را به طرف بازداشتگاه میبره که انگین به خاطر طرز برخوردش بهش میگه اینکارهات جرمه! ارن انگین را به سلول میچسباند و میگه کشتن یه نفر جرمه سپس پرتش میکنه تو بازداشتگاه. عثمان ازش میپرسه تو اینجا چیکار میکنی؟ انگین میگه هیچی سوء تفاهم شده عثمان میگه مثل من. من بدبخت از صبح که اینجام و گیر کردم…..
نظر شما