خلاصه داستان قسمت ۱۴ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱۴ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱۴ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.
خلاصه داستان قسمت ۱۴ سریال ترکی قضاوت
ایلگاز با جیلین به طرف دفتر جیلین می روند وقتی به آنجا می رسند جیلین میبینه که هوای آنجا خیلی سرده سپس به طرف آبگرمکن و شوفاژ ها میره که میبینه قطع شدن. ایلگاز با دیدن برگه هایی که روی میز کارش هست بهش میگه قطع کردند. او با کلافگی میگه همینو کم داشتم باید هر چه سریعتر برم سرکار انگار زندگی نمیزاره که یه خورده عزاداری کنی! باید سریعاً همه چیزو فراموش کنی الان من موندم با کلی بدهی! ایلگاز بهش میگه اگه هنوز مطمئنی که میخوای وکالت چینار را داشته باشی از نظر مالی همه جوره من هستم جیلین شالی برمیدارد و او را بو می کشد ایلگاز که به طرف ماشینش رفته بود تا چیزی برداره وقتی برمیگرده او را میبیند که جیلین میگه اینو خودم براش بافته بودم بین دادگاه هام تا تولدش تمام بشه حتی بعضی وقتا به انگین هم می دادم تا اون هم کمی ببافه. سپس ایلگاز که از تو ماشینش غذا آورده بود رو میز میزاره و به جیلین میگه اول بیا بشین غذا بخوره. بعد از چند دقیقه انگین به اونجا میاد و از دیدن ایلگاز جا میخوره ایلگاز به جیلین میگه من میرم پایین منتظرتم. انگین بهش میگه اوزان و نورجان اداره بودند جیلین میگه حتماً پارس فهمیده که ما به خونشون رفته بودیم جیلین وقتی میره یادش میاد که موبایلشو جا گذاشته ایلگاز میگه من میرم میارم سپس وقتی بالا میره انگین را میبینه که همان شال را برداشته و بو می کشد ایلگاز جا میخوره و وقتی پیش جیلین میره ازش میپرسه که او با انگین رابطه داشته یا نه؟ جیلین میگه نه فقط دوست بودیم از دوران دانشگاه سپس ایلگاز درباره انگین و اینجی میپرسه که جیلین جا میخوره و میگه میخوای چی بگی؟ او میگه هیچی همینجوری پرسیدم. ظفر و همسرش گل به سرخاک اینجی می روند وقتی می رسد گل میبینه که روی مزارش گل کاری شده و یکی از روسری هایش دور سنگش گره خورده گل خوشحال میشه و میگه انگار همش بوی اینجی میاد! صبح آیلین اومده بود حتماً کار اونه ظفر به اطراف نگاه میکنه تا ببینه کسیو میبینه یا نه متین از دور آنها را نگاه می کند بابا ناراحتی از آن جا میره.

قسمت ۱۴ سریال ترکی قضاوت
نوا از دادستان پارس میخواد تا با ایلگاز کاری نداشته باشه و مدرکی که از جیلین داره را نگه داره و در فرصت مناسب ازش استفاده کنه پارس بهش میگه تو میخوای به جیلین صدمه بزنم اما خودم نمیخوام همچین اتفاقی بیفته و این چقدر ناراحت کننده است! نوا میگه تو الان با جیلین هیچ ارتباطی نداری اما من با ایلگاز چرا! اون همه چیز منه! یکتا فرش و کاناپه خانه را جمع می کند و یه مدل جدید میگیره سپس یکتا به به زنش میگه من دارم میرم تو با آرامش به وسایل خونه برس و وقتی برگشتم نمیخوام اینجوری ببینمت! جیلین عکس اینجی را کپی می گیره و به ایلگاز میگه نمیتونم بیکار بشینم می خوام برم به تاکسیرانی های اطراف بدم تا ببینم دیدنش یا نه! ایلگاز هم همراهش میره. متین در حیاط هست که بهش اطلاع میدن چینار در زندان زخمی شده و به بیمارستان منتقلش کردن، متین شوکه میشه و با نگرانی به طرف بیمارستان میره. گل با ظفر به طرف مطب دکتر میرن آیلین با دیدن مادرش میگه کجا بودی؟ سپس گل به ظفر میگه تو برو پارلا را از مدرسه بردار برو خونه آیلین او میگه لازم نیست هرروز خودش میره و میاد! اما گل میگه مگه اون دیوونه ها و قاتلا بزرگ و کوچیک میفهمن؟ باید از نوه ام محافظت کنم! ظفر میگه باشه بسپار به من تو برو. گل درباره چیزهایی که اذیتش میکنه تو خونه با دکتر حرف میزنه سپس از دکتر میخواد تا بهش دارو بده اما دکتر میگه نمیشه اول باید از دوره عزاداریتون بیرون بیاین بعد سپس ازش میخواد تا بازم به اونجا بیاد اما گل با بی اعتنایی از اونجا میره.
متین به ایلگاز خبر میده تا به بیمارستان بره وقتی به اونجا میرسه ازش میپرسه که ماجرا چیه؟ او بهش میگه معلومه که واسه مواد مخدره! دردسرهای این پسر تمومی نداره! ایلگاز عصبی میشه و پیش متین میره و میگه بس کن دیگه بابا همیشه داری سرزنشش میکنی و مدام میگی قاتل قاتل! حتی جیلین هم با عقل و منتطقش میره جلو ولی تو از عصبانیت همش برخورد میکنی باهاش! جیلین به همراه انگین به خانه آنها میره تا چند روزی اونجا بمونه. ارن واسشون تعریف میکنه که کار قدیر بوده کسی که قبلا تو یه پرونده و درگیری خواهرشو از دست داده میخواسته انتقام بگیره! متین شوکه میشه و میگه خودمو نمیبخشم. ایلگاز وقتی میفهمه که قدیر تو طبقه بالاست با عصبانیت به اونجا میره و بهش میگه خودتو زدی به خواب که بلایی سرت نیازیم کصافط! پارس و نوا به اونجا میان برای همدردی ایلگاز باهاش بحث میکنه که تو اگه به خاطر دشمنیت نمینداختیش تو زندان این اتفاق نمی افتاد. پارس بعد از کمی بحث کردن از اونجا میره. یکتا تمام وسایلی که عوض کرده بود را به بیابان میبرد و میسوزاند. جیلین وارد خانه پدر انگین میشه که مادرش با دیدن جیلین با استرس به یکتا زنگ میزنه و خبر میده. جیلین و انگین تو آشپزخانه هستن که جیلین با دیدن قایق کاغذی اونجا یاد اینجی می افتد و با یادآوری عوض کردن وسایل خانه حسابی بهم میریزه و خودش را کنترل میکند سپس به بهانه بد شدن حال مادرش از اونجا میره….
نظر شما