خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت

خلاصه داستان قسمت ۲ سریال ترکی قضاوت

وقتی آنها به داخل اداره پلیس می روند متین به ایلگاز میگه این وکیلو از کجا پیدا کردی؟ بین این همه وکیل رفتی اینو برداشتی آوردی؟ هم زنه هم مشخصه که بی تجربه است! ایلگاز به پدرش میگه این چه حرفیه بابا مگه زن و مرد داره؟ کلی وکیل و دادستان و قاضی زن داریم که خیلی تو کارشون موفقن این وکیل هم پرونده های خوبی را داشته تا حالا دوتا از مجرمان که همه میدونستیم که قطعاً حبس ابد میخورن تبرئه شان کرده! در ضمن وکیلی هستش که تا به چیزی که میخواد نرسه ول کن نیست و پاپس نمیکشه دقیقا همون چیزی که ما احتیاج داریم. داخل اداره پارس از چینار میپرسه که دیشب کجا بوده چینار با اشاره ای که جیلین میکنه سکوت میکنه و چیزی نمیگه. پارس لباس های مقتول را روی میز میزاره و میگه لباس ها واسش بزرگ بودن سپس از چینار میپرسه که شماره پاش چنده چیناره بهش میگه ۴۲ پارس با لبخند میگه چه تصادفی این کفش هم شمارش ۴۲ هستش! جیلین از اتاق بیرون میاد و به متین و ایلگاز میگه لباس های مقتول لباسش بزرگ بوده و کفش اندازه پای چینار بود اما ثابت کردن اینکه این لباس ها برای چینار هست خیلی سخته و ازشون میخواد تا وقتی داخل رفتند بگن نمیدونیم اینجوری حتی دروغ هم نگفتین اما وقتی آنها وارد اتاق میشن متین با دیدن لباس ها میگه چینار هم از این لباس ها داره ایلگاز با دیدن لباسها میگه درسته چینار هم از این لباس ها داره ولی نمیتونیم بگیم که متعلق به چینار هست. پارس که به نتیجه‌ای نرسیده چینار را بازداشت می‌کند. جیلین وقتی از اتاق بیرون میره با ایلگاز دعوا میکنه که چرا چیزی که میخواسته را نگفتن ایلگاز میگه منم بودم همین حرفارو میزدم باید به متین حق بدیم زندگیش برپایه عدالت بوده. جیلین میگه اگه همینجوری بخواین کاری که من نخواستم را انجام بدین کارها پیش نمیره!

چینار وقتی از اتاق بیرون میاد ایلگاز او را در آغوش می‌گیرد و چینار بهش میگه من کسیو نکشتم داداش ایلگاز او را دلداری میده و میگه همه چیز درست میشه. جیلین از ایلگاز میخواد تا با هم دیگه به خانه شان بروند تا آنجا را بررسی کنند. وقتی به خانه می رسند می بینند که متین قبل از آنها وارد اتاق چینار شده و در حال گشتن اتاق است متین وقتی جیلین را میبینه ایلگاز را با خودش به اتاق میبرد و میگه این دختر کارشو بلد نیست و ازش میخواد تا کس دیگه ای رو بیاره جیلین که حرف های آنها را شنیده وارد اتاق میشه و میگه کسی که باعث شد چینار بازداشت بشه حرفهای شما بود نه من! ایلگاز دفاع میکنه و میگه ما نمیتونیم پدر و برادر دروغگویی بشیم جیلین بهشون میگه اولا اینکه شما الان دادستان و بازپرس نیستین پدر و برادر اون هستین دوم از اینکه میتونین کلا سکوت کنیم که نه دروغ گفته باشین نه حقیقت، باز هم میگم اینجوری پیش بره باختین! متین به ایلگاز میگه لباس های چینار نیست و این قرص هارو پیدا کردم! بعد از رفتن متین جیلین از فرصت استفاده میکنه و قبل از این که ایلگاز بتونه جلوشو بگیره قرص ها را دور می ریزد و به ایلگاز میگه الان ماجرا خیلی پیچیده است دیگه درگیر موادمخدرمون نکن! سپس به طرف اتاق چینار می روند آنجا کتاب قطوری توجه جیلین را جلب می کنه و با باز کردن اون، سکه‌های ربانداری را میبیند که در مراسم ها و عروسی ها داده میشه سپس به ایلگاز نشونش میده. در ماشین متین ژاکت سفیدی وجود دارد که ایلگاز و جیلین متوجه آن نمی شوند و برای حرف زدن به کنار دریا می روند. آنجا جیلین از ایلگاز میپرسه که چینار چه جور آدمیه؟ او بهش میگه از وقتی که مادرم فوت کرد عوض شد و مدام دردسر درست می کرد اما آدمی نیست که بتونه کسیو بکشه!

جیلین وقتی به خانه میرسه میبینه که همگی کنار کیک تولدش به خواب رفتند مادرش از خواب بیدار میشه و گلگی میکنه که چرا انقدر دیر اومده سپس قبل از خوابیدن بهش میگه خواهرت زنگ زد و گفت کادو تولدت خیلی بزرگ بود و نمیتونست که به دستت برسونه توی لپ تاپ هستش. جیلین به اتاقش می رود و با باز کردن لپ تاپ فیلمی از خودش و خواهرش می بیند که خواهرش از بچگی تا فارغ التحصیلی درست کرده و در آخر فیلم بهش تولدش را تبریک گفته جیلین از خوشحالی گریه اش می گیرد و بهش پیام میده و میگه اشک منو در آوردی سپس به همدیگه ابراز علاقه میکنند. ‏ایلگاز پیش پدرش متین میره و میگه تو اداره همه به خاطر من و شما هوای چینار را دارن متین میگه نباید اینجوری باشه اگه بفهمم که کوچکترین نقشی در این ماجرا داشته خودم مجازاتش می کنم. فردای آن روز جیلین وقتی از خواب بیدار میشه پدرش را میبیند و پیشش میره، او ازش سراغ خواهرشو میگیره که جیلین میگه من بهش اجازه دادم بره خونه دوستش تا آنجا با هم دیگه برای امتحان آماده بشن. متین به اداره میره ارن با دیدن او میخواد از پرونده بهش بگه که متین جلوشو میگیره و میگه مگه من چیزی ازت پرسیدم که میخوای توضیح بدی؟! سپس وارد اتاقش می شود و چینار را از آنجا بیرون می آورد سپس رو به تمام افراد آنجا می کند و میگه نشنوم و یا نبینم که بین این و بقیه فرق بزارین وگرنه خودم مجازاتتون می کنم سپس او را به طرف بازداشتگاه میبرد و میگه باید اینجا باشی مثل بقیه. چینار داد میزنه و پدرش را صدا میزنه که او اعتنایی نمیکنه و میره. متین وارد اتاق فرمانده‌اش میشود که او بهش میگه نگران نباش به کمک هم این مشکلو حل میکنیم متین میگه اگه همچین کاری کنیم انگار این همه سال الکی زندگی کردم سپس ازش مرخصی میگیره و از اونجا میره….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه