خلاصه داستان قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت

خلاصه داستان قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت

صبح زود یک زباله گرد در حال گشتن سطل های زباله هستش که یک چمدان نظرش را جلب می‌کند وقتی چمدان را برمیداره از سنگین بودنش کنجکاوتر میشه که ببینه توش چیه وقتی چمدان را روی زمین می گذارد می بیند که یه دست از توش بیرون افتاده حسابی می ترسد و با وحشت عقب‌نشینی می‌کند. ماشینی از آنجا رد میشود که به خاطر عقب اومدن اون مرد سرجایش می ایستد و شروع می‌کند به دعوا کردن با او اما وقتی رد نگاه او را می گیرد چشمش به دست انسانی که از تو چمدان بیرون افتاده می خورد و شوکه می شود و همان موقع به پلیس زنگ میزند. رئیس پلیس متین کایا به محل حادثه می رود افسر پلیس اِرِن به همراهش می‌رود و با دیدن داخل چمدان می گوید که مقتول یک زن جوان هست. دادستان ایلگاز به دادگستری می‌رود وقتی در اتاقش در حال کار کردن هست از بیرون سر و صدایی می شنود. وکیل جیلین از منشی ایلگاز میخواد تا به داخل بره و سوالی از ایلگاز بپرسد. جیلین بهش میگه که اظهارات موکلش را خوانده یا نه ایلگاز میگه هنوز نوبتش نشده برو بعداً بیا اما جیلین میگه من همینجا میمونم تا بخونید. ایلگاز قبول میکنه و پرونده اش را زیر تعداد انبوهی از پرونده‌هایی که روی میزش بود میزاره و میگه همه چی به نوبت! جیلین تلفنش را روی ضبط صدا می گذارد و بین تشک های مبل جاساز میکنه سپس از اتاق بیرون میره.

بعد از چند دقیقه به آنجا بر میگردد تا تلفنش را بردارد اما هر چی میگرده پیدا نمیکنه وقتی میخواد بره ایلگاز جلویش را می گیرد و تلفنش را بهش نشان میده و میگه تو هیچ حد و مرزی نداری؟ جیلین ازش میخواد تا ماجرا را بزرگ نکند ایلگاز بهش میگه مدرک از پرونده دزدیدی! مظنون را از جلسه دادگاه فراری دادی! حالا هم داری صدای دادستان را ضبط می کنی! سپس به منشیش میگه تا او را بازداشت کند. جیلین در بازداشتگاه به زنی که در بند کناریش است میگه بهت قول میدم که وکیل تو و پسرت بشم ولی وقتی از اینجا بیرون میری باید به یه نفر زنگ بزنی و بهش بگی که جیلین را بازداشت کردند. ایلگاز به طرف محل پیدا شدن جسد میره آنها هیچ کارت شناسایی در اطراف جسد پیدا نمیکند ایلگاز کارتی در فصل زباله میبینه که به ارن میگه سطل زباله را برای بررسی به اداره ببرند. ایلگاز به خانه میره که میبینه پدرش با چینار، برادرش در حال دعوا کردن هستند. ایلگاز وقتی ماجرارو میپرسه متین پدرش بهش میگه بدون اجازه کارت بانکی منو برداشته و الان هم گمش کرده. سر میز غذا متین به ایلگاز میگه خودت مراسم عروسی را به هم زدی خودت هم امروز به عمه ات زنگ میزتی و خبر میدی. بعد از چند دقیقه ارن با ناراحتی به اونجا میاد و میگه کارت بانکی که در سطل زباله پیدا شده متعلق به متین است آنها حسابی شوکه میشن. متین با عصبانیت میخواد سراغ چینار بره و میگه دیگه داره شورشو در میاره همش خرابکاری، همش مصیبت! اما ایلگاز بهش میگه بسپار به من بزار من باهاش صحبت کنم.

سپس به اتاق چینار میره و ازش میپرسه که کارت را پیدا کرد یا نه چینار میگه داداش باز تو شروع کردی؟ بابا تموم شد تو شروع شدی؟ سپس بهش میگه که نه پیدا نکردم هنوز. ایلگاز ازش میپرسه به کسی دادی؟ چینار جا میخوره و میگه نه، ایلگاز ماجرا را برایش تعریف می کند و ازش میپرسه که هر چی میدونه بگه چینار به وضوح وحشت کرده اما میگه من با این موضوع هیچ ربطی ندارم. ایلگاز بهش میگه همین حرفارو باید به دادستان هم بزنی سپس با هم دیگه حاضر میشن و به طرف دادستان پارس می روند. آنها برای این که برای متین و ایلگاز بد نشه به کافه روبروی اداره پلیس میرن. جیلین به دستیارش انگین میگه مثلاً امشب تولدمه ببین منو بازداشت کردند! سپس ازش میخواد تا به اینجی خواهرش زنگ بزنه و خبر بده و بگه که هواشو در خانه داشته باشد تا کسی چیزی نفهمه. انگین وقتی به اینجی زنگ میزنه میبینه که او هنوز خواب و مروه جواب داده. چینار با دادستان پارس و ایلگاز سر یک میز می‌نشینند. پارس ازش میپرسه که کی کارتو از پدرت گرفتی؟ چینار میگه نمیدونم یک یا دو روز پیش. ایلگاز ازش میخواد تا خوب فکر کنه و حرف دقیق بزنه.

سپس پارس ازش میپرسه که شب گذشته کجا بوده که میگه من خونه بودم جای خاصی نرفتم میتونید از پدرم بپرسید. پارس به خاطر عصبانیت ایلگاز ازش میخواد تا آنها را تنها بزاره ایلگاز پیش متین پدرش میره و بهش میگه نگران نباش این ماجرا به چینار ربطی نداره دیشب کلا خونه بوده. متین یادش میاد که ساعت ۳:۲۰ نصف شب در خانه باز میشه و متین متوجه میشه که چینار بیرون بوده و پنهانی داره وارد اتاقش میشه. سپس به ایلگاز میگه چینار دیشب خونه نبوده بگرد دنبال یه وکیل هر چه سریعتر بهتر. متین پیش دادستان پارس میره و بهش میگه که چینار دیشب خونه نبوده چینار جا میخوره و میگه من خواب بودم شاید داداشم بوده! اما متین میگه برادرت دیشب شیفت شب بود و از آنجا میره. ایلگاز پیش جیلین میره و بهش میگه از اینجا آزادت می کنم اما به یک شرط می خوام وکالت برادرمو قبول کنی! سپس درباره ماجرا براش توضیح میده چینار به همراه متین و دادستان پارس و افسر ارن به طرفه اداره در حال حرکت هستند که جیلین از روبه رویشان در میاد و کنار چینار می ایستد و میگه می خوام موکلمو همراهی کنم. پارس نگاهی به ایلگاز میندازه و میگه چقدر سریع سپس به داخل اداره میرن….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه