خلاصه داستان قسمت ۱۲۲ سریال با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲۲ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر می باشید. با ما همراه باشید

خلاصه داستان قسمت 122 سریال با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲۲ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر می باشید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امید و ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و تلاش‌های کارکنان صنعت سینما را به تصویر می‌کشد. سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.

قسمت ۱۲۲ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

چینار به خاطر به هم خوردن رابطه اش با آرزو حسابی به هم ریخته و ناراحت است به همین علت امراه به آرزو زنگ میزنه تا باهاش صحبت کنه و راضیش کنه که به این سرعت رابطه شان را به هم نزنه اما آرزو نظرش تغییر نمیکنه و با گریه و حالی بد وسایلش را از خانه چینار جمع می‌کند تا از اونجا بره. چینار با یکی از بازیگرهای دجله به نام بسته قرار میزاره تا با همدیگه صحبت کنند درباره قرارداد جدید. ابتدا برای اینکه بهش بفهمونه که خیلی نظراتمون شبیه به همه و دلشو یه جورایی به دست بیاره همان ابتدای قرار خوراک گوشت سفارش میده اما بسته با دیدن خوراک‌ گوشت حالش بد میشه و با عصبانیت به چینار میگه مگه تو نمیدونی که من گیاهخوارم؟

چینار حسابی جا میخوره و برای اینکه بدتر از این اوضاع رو نکنه خودش هم لب به خوراک نمیزنه بعد از گفتن ماجرای اخراج شدن دجله ازش می خواد تا با او قرارداد ببنده. بسته بهش میگه میدونی چینار پیدا کردن آژانس خیلی راحت تره تا اینکه مدیر برنامه‌تو بخوای عوض کنی من برای هر کاری با طالع بینم مشورت می کنم اول باید یه وقت ازش بگیرم و با هم دیگه پیش اون بریم تا بهمون بگه که با توجه به طالع بینمون و نجوم رابطه کاری ما موفق آمیز میشه یا نه به خاطر همین همان موقع به طالع بین همیشگیش زنگ میزنه و یه وقت برای فردای آن روز میگیره. بعد از جلسه چینار به امراه زنگ میزنه و ازش میخواد تا از دینچر گونر هر چه سریعتر یه قرار ملاقات بگیره تا باهاش صحبت کنه که بسته را راضی کنه برای همکاری باهاش.

کراج به سر تمرین اجرای فاتح میره. فاتح با دیدن او خوشحال میشه و میگه خوش اومدی کراج و با همدیگه صحبت می‌کنند. کراج از اخراج شدن دجله براش میگه و ادامه میده و میگه دجله خودش شخصاً تورو به من سپرد و گفت به هیچ کسی به اندازه تو بابا اعتماد ندارم و ازش میخواد تا با هم دیگه قرارداد ببندند. فاتح بهش میگه الان خیلی زوده کمی باهم دیگه حرف بزنیم بعد فردا موقع ناهار درباره‌اش مفصل صحبت می‌کنیم و همان‌جا هم قرارداد را می بندیم، کراج قبول میکنه. امراه میخواد به دینچر گونر زنگ بزنه تا قرار ملاقات بگیره که گولن با شنیدن اسم او حسابی جا میخوره و میگه آدم خیلی معروفیه خواستی وقت بگیری برای منم یکی بگیر آخرین باری که خواستم ازش وقت بگیرم شش ماه بعد بهم وقت داد.

امراه حسابی جا میخوره و به چینار این خبر را میده، چینار بدون گرفتن وقت قبلی پیشش میره و با هزار بدبختی میتونه با او ملاقات کند. چینار ماجرای همکاریش با بسته را بهش میگه و ازش می خواد تا همه چیز را درباره طالع بهش نگه و او را ترغیب کنه به بستن قرارداد باهاش اما دینچر بهش میگه من با این کار اعتبارمو میبرم زیر سوال اگه الان بهش اتفاق هایی که قرار نیست بیفته را بگم یا اتفاق‌هایی که قراره بیفته را بهش نگم بعدها بسته میاد پیشم و میگه چرا چیزی که گفتی انجام نشد اونجا اعتمادش به من از دست میره در ضمن یکی از بهترین دوستامه نه نمی تونم همچین کاری کنم.

دجله در خانه نشسته و حسابی در حال استراحت کردن است که زنگ خانه زده میشه و با باز کردن در با پدرش روبرو می‌شود که ازش میخواد تا حاضر بشه و با هم دیگه بیرون برن اول مخالفت می کنه و می گه حال ندارم اما کراج مجبورش میکنه و میگه سوپرایزه باید بیای. کراج که یک کاروان کوچک کرایه کرده با همدیگه به طبیعت میروند دجله از جایی که رفتن حسابی خوشش اومده و میگه اینجا خیلی قشنگه آنها با هم دیگه در حال حرف زدن هستند که گروهی فیلمبرداری را از دور می بینند با کمی دقت متوجه میشه که کارگردان این گروه از دوستای دوران دانشگاهیش به نام سینان است. او حسابی جا میخوره و با دیدنش حسابی خوشحال میشه و به طرف سینان میره آنها همدیگر را در آغوش می گیرند و کراج سینان را به خوردن نوشیدنی دعوت میکنه.

دجله درباره کار باهاش صحبت میکنه که سینان میگه اتفاقاً بازیگرهایی را انتخاب کرده بودم که مدیر برنامه‌اش تو بودی اما شنیدم که از آژانس جدا شدی دجله ناراحت میشه و میگه آره یه مدتی از اونجا اومدم بیرون سپس سینان بهش پیشنهاد میده تا بازیگردان پروژه‌اش بشه. دجله حسابی جا میخوره و میگه من؟ سینان تایید میکنه و میگه آره این شانس خیلی خوبیه که تو با ما کار کنی البته اگه دوست داشته باشی که. دجله که قبلاً سناریو سریالش را خوانده بود و حسابی ازش خوشش اومده بود خوشحال میشه و با ذوق میگه آره قبول میکنم من دوست دارم از سناریو سریال خیلی خوشم اومده بود سپس قرار میزارن تا با همدیگه درباره‌اش صحبت کنن. بعد از رفتن سینان کراج ازش تعریف میکنه و میگه دختر کی بودی تو؟

کوسه‌ای شدی واسه خودت کار را روی هوا میزنی البته دختر منی دیگه. دجله خوشحال میشه و حسابی حال و هوایش عوض میشه. جیدا به علی عثمان زنگ میزنه و ازش میپرسه که باریش در قبال تبلیغات چقدر ازش گرفته علی عثمان بهش میگه هیچی از من نگرفته چون به من بدهکاره. جیدا با تحقیق متوجه همه ماجرا میشه و به دیدنش به سر صحنه فیلمبرداری میره و بهش میگه من از همه چیز باخبر شدم من میتونم تمام بدهی تورو یک جا بدم. باریش ازش میپرسه در قبالش چی میخوای ازم؟ جیدا می‌گه که من مدیر برنامه‌ات بشم. چینار و بسته به سر قرار با طالع بینشان می روند.

او بهشون میگه ستاره هاتون باهم دیگه جور در میاد و همکاری خوبی می توانین داشته باشین اما فعلا دست نگه دارین بسته حرفشو قبول میکنه و چینار که چاره دیگه ای نداره کنار میاد باهاشون. سر ناهار فاتح بالاخره راضی میشه تا با کراج قرارداد ببنده. فاتح وقتی وارد آژانس میشه کراج با خوشحالی می خواد به استقبالش بره که میبینه فاتح به خاطر او نیامده بلکه با جیدا قرار داشته سپس از اتاق جدا میره کراج حسابی به هم میریزه و میفهمه که جیدا بازیگرش را دزدیده. امراه و گولن سراسیمه پیش چینار و کراج میرن و بهشون میگن خبرهای بدی داریم واستون. جیدا خانم قراردادهای خوبی داره با بازیگرهای دجله میبنده یه قرار داد خیلی خوب هم با باریش تنظیم کرده. چینار با عصبانیت میگه اگو پلاس هنوز افتتاح نشده ورشکست شد. کراج با عصبانیت و کلافگی به اتاقش میره….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت های سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه