واقعهی پنجم اردیبهشت – شکست عملیات «پنجه عقاب» در صحرای طبس
امام خمینی (ره) در صحیفه امام، ج۱۲، ص۲۵۵ آمده است: اشتباه کارتر در آن است که گمان میکند با دست زدن به این مانورهای احمقانه میتواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری رویگردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند.
پنجم اردیبهشت سال ۱۳۵۹، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران رقم خورد؛ عملیات نظامی آمریکا با نام «پنجه عقاب» در صحرای طبس به طرز غیرمنتظرهای با شکست کامل مواجه شد. این عملیات به دستور مستقیم جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، طراحی شده بود تا گروگانهای آمریکایی را که در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ توسط دانشجویان پیرو خط امام در سفارت آمریکا در تهران دستگیر شده بودند، آزاد کند. اشغال سفارت، که از سوی دانشجویان بهمثابه «لانه جاسوسی» شناخته میشد، روابط ایران و آمریکا را به شدت متشنج کرد و بر غرور ملی ایرانیان تأثیر عمیقی گذاشت. در پی ناتوانی واشنگتن در حل دیپلماتیک بحران، کارتر تصمیم گرفت با یک عملیات نظامی گسترده، اعتبار سیاسی خود را احیا کند.
طرح نظامی آمریکا پیچیده و چند مرحلهای بود. بر اساس برنامه، در شب نخست هشت بالگرد پرقدرت و هفت هواپیمای غولپیکر C-۱۳۰ در نقطهای در عمق خاک ایران ـکه بعدها به «صحرای طبس» معروف شدـ فرود میآمدند. پس از سوختگیری و تجمیع نیروها، قرار بود بالگردها گروههای ویژهای از یگانهای دلتا را به حوالی تهران منتقل کنند تا شب بعد نقشه حمله اجرا شود. در مرحله دوم، نیروهای ویژه باید به سفارت آمریکا در خیابان تختجمشید آن زمان (طالقانی کنونی) یورش میبردند، گروگانها را آزاد کرده، آنان را به ورزشگاهی نزدیک سفارت منتقل میکردند و سپس با اشغال فرودگاه، همه را با هواپیماهایی که از قبل در آنجا مستقر شده بودند، از خاک ایران خارج میساختند. در ادامهی عملیات، قرار بود حملاتی علیه مراکز اقتصادی، نظامی و شخصیتهای کلیدی انقلاب انجام شود تا زمینه یک کودتا با همکاری عوامل وابسته به غرب و مخالفان انقلاب اسلامی فراهم گردد. هدف نهایی، ضربهزدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی و اعلام پیروزی آمریکا بر ایران انقلابی بود.
اما حوادث طبس مسیر تاریخ را تغییر داد. نیروهای آمریکایی پس از ورود به صحرای طبس، با شرایط سخت آب و هوایی، طوفان شن شدید، و ناهماهنگی میان خلبانان بالگردها مواجه شدند. برخی از بالگردها در مسیر از کار افتادند و به ناچار از ادامه مأموریت بازماندند. هنگامی که نیروهای باقیمانده تصمیم گرفتند عملیات را نیمهتمام رها کنند و از منطقه خارج شوند، یکی از بالگردها با یک هواپیمای C-۱۳۰ برخورد کرد و انفجار سهمگینی رخ داد. آتش ناشی از برخورد، چندین نظامی آمریکایی را به کام مرگ فرستاد و تجهیزات پیشرفته آنان در آتش سوخت. این حادثه به سرعت به رسانههای جهانی راه یافت و به عنوان نماد شکست آمریکا در برابر قدرت ایمان و اراده ملت ایران شناخته شد.
صبح روز بعد، نیروهای ایرانی به منطقه اعزام شدند و با مشاهده صحنههای سوخته و پراکنده تجهیزات آمریکایی، ابعاد فاجعه روشنتر شد. در همان روز، امام خمینی(ره) در واکنش به این واقعه، بیانیهای صادر کرد و فرمود: «طبس، ریگ بیابان نبود، دست خدا بود.» این جمله تاریخی، بازتاب عمیقی در افکار عمومی ایران داشت و نشانهای از باور مردم به امداد الهی در پاسداری از انقلاب اسلامی بود. شکست «پنجه عقاب» نهتنها اقتدار آمریکا را زیر سؤال برد، بلکه روحیه ملی و انقلابی ایرانیان را چندین برابر کرد.
در سطح بینالمللی نیز، این حادثه وجهه دولت کارتر را به شدت تضعیف کرد. ناکامی در نجات گروگانها به یکی از عوامل اصلی شکست او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۰ تبدیل شد و پیروزی رونالد ریگان را تسهیل کرد. از سوی دیگر، ماجرای طبس باعث شد ایران با وجود فشارهای جهانی، اعتماد به نفس و استقلال بیشتری در سیاست خارجی خود پیدا کند و نقش ایمان و مقاومت در برابر قدرتهای بزرگ بیش از پیش در فرهنگ سیاسی کشور نهادینه شود.
واقعهی پنجم اردیبهشت را امروز میتوان یادآور درس بزرگ تاریخ معاصر ایران دانست؛ درسی که نشان داد اتکای به نیروی ایمان و وحدت ملی میتواند شکست سختترین دشمنان را رقم بزند. طبس تنها یک حادثه نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در تثبیت انقلاب اسلامی و نمادی از پیروزی اراده ملت ایران بر سیاستهای تجاوزگرانه قدرتهای جهانی بود.
نظر شما