علیرضا بیات معاون امنیت دبیرخانه شعام که به شهادت رسید، که بود؟ | علیرضا بیات کیست؟
در این مطلب درباره اینکه علیرضا بیات معاون امنیت دبیرخانه شعام که به شهادت رسید، که بود؟ پرداخته شدهاست.
علیرضا بیات معاون امنیت دبیرخانه شعام به همراه دکتر علی لاریجانی توسط جنایتکاران آمریکایی و اسراییلی به شهادت رسید.
برای شهید علیرضا بیات، معاون امنیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی دلنوشتهای را به رشته تحریر درآورده که در ادامه میخوانیم:
یک سال بود که او را بهتر میشناختم؛ خدا روزی کرده بود و از بهمن سال گذشته (۱۴۰۳) بنا شد که اگر توفیق دست داد به عنوان تیم خبری به حج تمتع ۱۴۰۴ مشرّف شوم؛ خود همین حج فوز عظیمی بود امّا در کنار آن توفیقات بزرگی حاصل شد. مثلا روزیام شد که همان اسفند ۱۴۰۳ با تیم بعثه مقام معظم رهبری و رئیس سازمان حج و زیارت وقت و معاونینش به کربلا و سایر عتبات عالیات در عراق مشرف شویم.
دکتر علیرضا بیات که آن زمان رئیس سازمان حج و زیارت بود را اولین بار آنجا زیارت کردم. اصلاْ منش و شخصیت بعضی آدمها کاملاْ متفاوت از افراد معمولی است. از همان ابتدا شیفتهی شخصیت او شدم. بعد از شهادت حاج قاسم کمتر کسی را با این جذبه میدیدم. برای من شبیه حاج یونس(شهید ابوالفضل نیکویی) بود. هم کاربلد و با جنم و با عرضه بود و هم شخصیتی عارفانه داشت. کم حرف میزد، درست مدیریت میکرد، مشکلات را مورد به مورد حل میکرد و کارها را پیش میبرد.
وقتی در جلسات مدیریتی مینشست، مدیری با صلابت، بسیار باهوش، مقتدر و در عین حال مهربان بود. شخصیت رهبری داشت؛ از آنهایی که اگر هم موقعیت و مسولیتی دارند، معاونانش و همکارانش، حرفش را نه از سر الزامات و سازوکارهای سازمانی، بلکه از سر ارادت و علاقه با جان و دل گوش میکنند. چنین شخصیتی، مثل حاج قاسم، هم باید باهوش باشد، هم کارش را خوب بلد باشد، هم وسط میدان باشد و هم چنان جذبه شخصیتی و کاریزمای الهی داشته باشد که حرفش را همه از عمق جان گوش کنند و پیش ببرند.
اما همین شخصیت باصلابت و مقتدر در کار، وقتی به حرم اولیای الهی مشرف میشد، عارفی حسرتبرانگیز بود. از آنجا که همراه تیم بودم، خیلی وقتها در گوشهای در حرمها مینشستم و حال کمنظیر او را تماشا میکردم.
از عتبات که برگشتیم، به دوستان و همکاران مدام میگفتم که مدیری دیدهام که خیلی انسان را یاد حاج قاسم میاندازد؛ از آنها که مایه افتخار جمهوری اسلامی است؛ ایران چنین مدیرانی دارد، همهچیز تمام.
اما این شناخت در جریان حج تمتع ۱۴۰۴ بیشتر هم شد؛ حج را با تمام محدودیتهایی که ایران به لحاظ تحریمها داشت، به اذعان همگان، با مدیریت کمنظیر خود به یکی از درخشانترین حجهای بعد از انقلاب اسلامی تبدیل کرد. شبانهروز در میدان بود، خودش برای تمتع مُحرِم نشد و فقط برای ورود به مکه عمره به جا آورد، اما با کار شبانهروزی شرایطی را فراهم کرده بود که اکثریت قریب به اتفاق حاجیان حظ میبردند. علیرغم اینکه مدیریت عالی حج با او بود، هرگاه از آشپزخانهها یا گروههای دیگر خادمان حج بازدید میکرد، میگفت که به آنها حسرت میبرد. و ما هم که کناری میایستادیم و ماجراها را میدیدیم، به خود او حسرت میبردیم.
و وقتی انتهای حج با جنگ ۱۲ روزه همراه شد، از نزدیک شاهد بودم که چقدر مایه گذاشت و چه خون دلها خورد و شبانه روز نخوابید و همه امکانات ممکن را به کار گرفت تا حاجیان را بدون آنکه مشکلی برایشان فراهم شود به داخل کشور منتقل کند.
اما همهی اینها به کنار، من علیرضا بیات را در دعاهای کمیل در مدینه و مکه شناختم. مداح که بسمالله دعا را میگفت تضرعش شروع میشد؛ در تمام مدت دعا، به پهنای صورت اشک میریخت. فکر میکنم کمیل را از حفظ بود؛ با کلمه به کلمهی دعای کمیل با خدا از عمق جان حرف میزد. دیگران دعا میخواندند و من و برخی دیگر محو تماشای دکتر بیات بودیم. چقدر جذاب است که انسان چنین حال خوشی داشته باشد و اینطور خدا را در مقابلش ببیند و با او اینچنین زیبا حرف بزند.
به بعضی دوستان، مثل محمدمهدی رحیمی که با هم بودیم میگفتم یعنی غیر از اینکه شهادت بخواهد، برای چه چیزی میتواند اینطور از عمق جان تضرع و از خدا خواهش کند. برای من که یقین بود شهادت میخواست.
برای من بعد از داغ حاج قاسم و جذبهی الهی که در او میدیدیم، دکتر بیات به همان جذابیت بود. در جنگ ۱۲ روزه که حاج یونس شهید شد و داغ بزرگی به دل ما گذاشت، دکتر بیات از معدود افرادی بود که وقتی به او نگاه میکردیم نوری مشابه همان نور حاج قاسم و حاج یونس در او میدیدیم.
بعد از جنگ هم وقتی شهید دکتر علی لاریجانی بعد از انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی، دکتر بیات را بلافاصله به عنوان معاونت امنیت خود منصوب کرد، خیلی خوشحال شدم. بهترین فرد برای چنین منصب حساسی در این برهه مهم بود. اصلا منش و مرام دکتر بیات، خیلی به دکتر لاریجانی میآمد. او هم اگرچه کم حرف بود اما بسیار عاقل و باهوش. ولی قبل از اینکه دکتر لاریجانی او را انتخاب کرده باشد، خدا او را برگزیده بود تا در چنین ایامی به دست خونخوارترین تروریستهای تاریخ او را به شهادت برساند.
قبل از اینکه به سازمان حج و زیارت بیاید، به دلیل نوع مسولیتی که در نهادهای امنیتی داشت، هیچ عکس و فیلمی از او در بین نبود. اما آنها که او را میشناختند ۳ ویژگی را درباره او فراوان میگفتند: یکی اینکه بسیار کاربلد و باعرضه است؛ دوم اینکه بسیار باانصاف است و علیرغم مدیریت بسیار رده بالا در نهادهای امنیتی و قدرت فوقالعادهای که داشت، هیچوقت این قدرت را به نحو غیرمنصفانه و برای قدرت شخصی خود به خدمت نگرفت و سوم اینکه هیئتی بود و امام حسینی. چند دهه هیات معروفی داشت و خادم الحسین بود.
دکتر بیات هم رفت و داغ بزرگی به دل ما گذاشت؛ ما او را دوست داشتیم ولی او خبر نداشت؛ به دوستان گفتم جزو کسانی است که دوست دارم یک بار دیگر هم که شده او را ببینم. ما که عمل صالحی نداشتهایم؛ اما کاش خدا به حرف دل ما گوش کند و اگر هم جهنمی هستیم گهگاهی ما را برای دیدار روحالله کبیر و امام شهید و امثال حاج قاسم و حاج یونس و دکتر بیات و دکتر لاریجانی به بهشت ببرد.
نظر شما