روایت شاعران از دیدار با رهبر شهید؛ بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت...

اکنون این شب شعرها یتیم شدند؛ امسال برای اولین بار شب شعر رهبری در میانه ماه رمضان، بدون حضور صاحب مجلس برگزار می‌شود و شعرایی که با شوق دیدن و هم صحبتی با این ادیب پا در بیت می‌گذاشتند، باید این برنامه را بدون حضور ایشان برگزار کنند.

روایت شاعران از دیدار با رهبر شهید؛ بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت...
صفحه اقتصاد -

شب شعرهای نیمه ماه رمضان یکی از جذاب‌ترین دیدارهایی بود که رهبر انقلاب با اقشار مردم داشتند؛ همیشه با جزئیات، پیگیر این دیدار بودم، نوع جلسه، اشعاری که خوانده می‌شد، نکات و لطایفی که حضرت آقا در میان جلسه بیان می‌کردند، توجه و اهمیت ویژه ایشان به شعر و حتی نوع نشستن افراد در جلسه همیشه برایم دوست‌داشتنی بود؛ تصاویری که از این دیدار بیرون می‌آمد، نشان می‌داد که رهبری با عمق وجود به اشعار گوش می‌دهند؛ حتی بازخوردهای ایشان نسبت به اشعار و شعرا نیز بسیار دقیق و ظریف بود، تاییدها، تحسین‌ها، هم‌خوانی‌ها، اشک‌ها و لبخندهای رهبر انقلاب و حتی اصلاح‌های ایشان در رابطه با جزء جزء شعرها برایم دیدنی بود.

حاشیه‌های برنامه هم که جای خود داشت، شوخی‌ها و مزاح‌های جلسه این دیدار را بیشتر به یک برنامه خودمانی و خارج از تشریفات رسمی تبدیل می‌کرد؛ اصلا چشم‌های آقا در این دیدار دیدنی بود، از شوق برق می‌زد و نگاهشان یک شادابی خاصی داشت؛ همیشه آرزویم این بود که بتوانم شعری بسرایم و اجازه ورود به این جلسه را پیدا کنم.

جدای از همه این لطایف، سخنان و تذکرات رهبری به شاعران و اهل ادب نشان از فهم دقیق و نگاه تخصصی ایشان به مسئله ادبیات و شعر بود؛ آن چنان که می‌شد فهمید در نگاه ایشان شعر، تنها یک عبارت ادبی زیبا و دلنشین نیست و با توجه به این‌که خودشان در شعرسرایی دستی در آتش داشتند، به خوبی می‌شد به تخصص و مهارت ایشان در این عرصه فرهنگی پی برد.

اکنون این شب شعرها یتیم شدند؛ امسال برای اولین بار شب شعر رهبری در میانه ماه رمضان، بدون حضور صاحب مجلس برگزار می‌شود و شعرایی که با شوق دیدن و هم صحبتی با این ادیب پا در بیت می‌گذاشتند، باید این برنامه را بدون حضور ایشان برگزار کنند.

بسته‌ست بی‌تو دفترِ شب‌های شعرِ بیت / بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت...

بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت...

برای مرور آن چه در این شب شعرها می‌گذشت به سراغ دو تن از شاعرانی رفتیم که سال‌ها در این برنامه حضور داشتند.

علی‌محمد مودب، شاعر آیینی با سابقه کشورمان که تجربه دو دهه دیدار شاعران با رهبری را دارد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: گمان می‌کنم در سال‌ ۱۳۸۰ یا ۱۳۸۱ برای اولین بار توفیق پیدا کردم در دیدار شاعران شرکت کنم، در یکی از آن سال‌های ابتدای دهه هشتاد شعری برای آمریکا خواندم، شعر سپید خواندم. بعد از آن، در این مدت بیش از دو دهه، توفیق داشتم همیشه حاضر باشم و این وجود عزیز و دردانه را لااقل سالی یک بار ببینم.

وی ‌می‌‍افزاید: ایشان به شعر و فرهنگ نگاهی متمایز و خاص داشتند، به خاطر شخصیت فرهنگی‌ای که داشتند، دغدغه‌شان تربیت انسان بود و به همین دلیل هنر را بسیار گرامی می‌داشتند؛ چون هنر جایگاهی است که معرفت با زیبایی گره می‌خورد، و اینجا همان جایی است که می‌توان انسان ساخت.

این شاعر آیینی ادامه ‌می‌دهد: رهبری معتقد بودند این‌جا همان جایی است که می‌توان انسان ساخت و نهان انسان جهانش را شکل می‌دهد. به همین دلیل بود که ایشان به شعر به عنوان مهم‌ترین هنر ایرانی، که واقعاً یک سرمایه بزرگ تمدنی است، بسیار توجه داشتند. بارها می‌گفتند که بیش از هرچیزی در شعر ظرفیت داریم، میراث داریم، توانایی داریم، و بیش از هر چیزی اینجا باید هزینه کنیم، و اینجا باید کار کنیم.

مودب مطرح می‌کند: احاطه رهبر شهید ما بر ادبیات واقعاً اعجاب‌انگیز بود. یعنی ایشان یک کتاب‌خوان بسیار جدی بودند و بیشترین علاقه‌ای که داشتند به شعر بود؛ خودشان نیز شاعر بودند. چند غزلی که از ایشان منتشر شده، از بهترین غزل‌های روزگار ما در این سبک است. کارهای بسیار محکمی از ایشان در فضای غزل منتشر شده؛ در جلسات، چیزی که برای ما همیشه اعجاب‌انگیز بود، این بود که با این سن و مشغله و این‌ها، در هر جلسه شعری که داشتند، با یک حضور ذهن شگفت‌انگیز شعرها را می‌شنیدند

imageLinkDesktop

وی ادامه می‌دهد: شاید بیش از یک دهه اخیر من عضو آن شوراهایی بودم که شعرها را می‌دیدیم، قبل از دیدار، از نظر فنی شعرها را انتخاب می‌کردیم، گاهی پیش می‌آمد شعرهای با کیفیت و تراز بالا، در محضر ایشان خوانده می‌شد، یک نکته را می‌گفتند که ما همه به هم نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم: ما چطور مثلاً ده نفر این نکته را متوجه نشدیم؟ و بلافاصله و بدون وقفه آن نکته را می‌گفتند. ارتباط ایشان با ادبیات بسیار جدی و تخصصی بود.

این شاعر آیینی می‌گوید: ما یک بار خدمتشان گفتیم، ما پنج شنبه‌ها جلساتی داریم در حوزه ادبیات و ادبیات آیینی. ایشان گفتند: من خیلی دوست داشتم که می‌توانستم در جلسات شما شرکت کنم؛ یعنی ایشان انقدر به فرهنگ و هنر دلبستگی داشتند و به همین خاطر اهل فرهنگ و اهل هنر را حمایت می‌کردند.

مودب اشاره می‌کند: ایشان به چند پدیده بسیار توجه داشتند؛ یکی توجه ویژه به قرآن بود و سپس شعر که ایشان شعر را به عنوان مهم‌ترین هنری می‌دانستند که در تاریخ ما تفسیر قرآن را به صورت زیبایی‌شناسانه وارد زندگی ما کرده، با نمونه‌های ارجمندی از فردوسی تا حافظ و آثاری مثل آثار مولوی. این نمونه‌های صورت فارسی فهم قرآن را به زیبایی ارائه کرده اند.

وی می‌افزاید: رهبری بیش از هرچیزی یک معلم بزرگ بودند که به انسان سازی توجه داشتند. بسیار به هنر ارج می‌نهادند؛ در دیدگاه ایشان شعر یک تفنن شخصی نبود بلکه هنری والا بود که می‌تواند در عالم مثال و خیال انسان‌ها را به اشتراکاتی برساند و آن‌ها را بسازد.حجم محبتی که آقای شهید ما به هنر داشتند، این روزها ما را سوگوار کرده است.

این شاعر آیینی تصریح می‌کند: ما رهبر بزرگمان را از دست دادیم؛ کسی که با او ارتباط قلبی عمیقی داشتیم. پیش می‌آمد که بعد از جلسه از دفترشان به شاعران زنگ می‌زدند و می‌گفتند آقا گفته‌اند به فلانی این را بگویید. احساس می‌کردند کسی در جلسه چیزی در دلش مانده؛ در این حد پیگیر بودند که هیچ‌کس دلخور نشود. این‌قدر احوالات انسان‌ها برایشان عزیز و ارزشمند بود. علی‌رغم مشغله‌هایشان همیشه پیگیری می‌کردند.

مودب در پایان اشاره کرد: مهم‌ترین چیزی که می‌تواند از فرهنگ و هویت ما دفاع کند، هنر و ادبیات است. بر این اساس آقا بسیار به این قضیه توجه می‌کردند.

imageLinkDesktop

همچنین محمد جواد شرافت، شاعر آیینی با سابقه کشورمان به خبرنگار ایمنا می‌گوید: جلسات دیدار رهبری با شاعران سال‌ها به صورت مستمر ادامه داشت؛ از سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰، زمانی که من وارد شعر شدم و آوازه این دیدار را شنیدم، همیشه یک رویا بود که در این دیدار حضور یابم و تجربه و درک چنین جلسه‌ای را داشته باشم.

وی ‌می‌افزاید: خاطراتم از سال ۱۳۸۴ آغاز می‌شود، زمانی که کنگره شعر دفاع مقدس در طلاییه استان خوزستان برگزار شد. پس از شعرخوانی، من و دوستم، شاعر عباس محمدی، در حالی که از جلسه بیرون می‌آمدیم، استاد عباس براتی‌پور، که در آن زمان مدیریت دیدار شاعران با رهبری را بر عهده داشت، ما را دید و جدایمان کرد و گفت: تا حالا دیدار رفتید؟ گفتیم نه. گفت پس امسال دعوت هستید!

این شاعر آیینی ادامه می‌دهد: این قصه گذشت و یکی دو ماه بعد، در یک کنگره شعر انتظار در اراک، در ایام ماه شعبان، شعر من برگزیده شد. شعر من، شعر آقای جواد شاه‌مرادی و شعر سید حمیدرضا برقعی در آن کنگره سه شعر اول اعلام شدند. آقای غزوه، که داور بود، پس از رفتن به تریبون، گفت: «این سه نفر برای دیدار با رهبری دعوت می‌شوند.» بعداً به دوستانم گفتم: قبلا استاد براتی‌پور لطف کرد و مرا دعوت کرد.

شرافت مطرح می‌کند: سال ۸۴، که ما به این دیدار رفتیم، دیدار بسیار محدود و غیررسانه‌ای بود. جلسات معمولاً در اتاقی کوچک برگزار می‌شد که مسئولان و افراد مربوطه در آن حضور داشتند. جمع و جور بود و جنبه رسانه‌ای نداشت. از سال ۱۳۸۵ به بعد، دیدار به طبقه بالای حسینیه منتقل شد و تعداد شاعران و مدعوین افزایش یافت. تلویزیون نیز در این جلسات پای کار آمد و آوازه و جایگاه دیدار در میان عموم مردم افزایش یافت.

بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت...

وی ادامه می‌دهد: سال ۸۶، من دوباره توفیق حضور داشتم. سال بسیار خوبی بود و بسیاری از دوستان شاعرمان در آن سال شعر خواندند. در سال ۸۷، نیز حضور داشتم و اتفاقاً از من خواستند یک شعر عاشقانه بخوانم. من گفتم: کار من بیشتر آیینی است، اجازه دهید آیینی بخوانم. اما گفتند: نه، باید یک شعر عاشقانه نجیب نیز در این جلسه خوانده شود تا خالی از این قصه نباشد. با وجود تمایل درونی، فرصت نشد و سال ۱۳۸۸، شعر خودم را انتخاب کردم و اولین بار شعری را با ردیف نور و تقدیم به امیرالمومنین خواندم. از آن زمان به بعد، گاهی فرصت شعرخوانی نصیب من می‌شد و گاهی نه.

این شاعر آیینی تصریح می‌کند: فکر می‌کنم در سال ۱۳۹۵، در دیدار شاعران آیینی، جدا از شب نیمه شعبان و نیمه رمضان، به من گفته شد شعری را بخوانم که موضوع آن وحدت باشد. شعری که با مطلع «سلمان کیستی؟» شروع می‌شد. آنجا نیز آقا به شعر من لطف داشتند و گفتند: «این مضامین ضروری هستند و باید بیان شوند.» در سال‌های بعد نیز چندین بار توفیق حضور در جلسه را داشتم.

شرافت بیان می‌کند: در سال ۱۴۰۱ یا ۱۴۰۲، دوباره از من خواستند شعری را که برای بحث نزاع بین جبهه حق و باطل سروده بودم، بخوانم. شعری با عنوان «شیطان چه دارد هیاهو هیاهو» را تقدیم کردم. در سال‌های اخیر نیز دوباره توفیق حضور داشتم.

وی اشاره می‌کند: در مورد سطح نگاه رهبری به شعر و ادبیات، می‌توان گفت که ایشان فقط علاقه‌مند و خواننده شعر و ادبیات نبودند، بلکه خودشان شاعر و ادیب بودند. ایشان سال‌ها در مشهد و شهرهای دیگر با اساتید و دوستان شاعر نشست و برخواست داشتند. طبق خاطرات استاد مجاهدی، گفته می‌شود که ایشان در برخی از جلسات شعر از شعرهای خودشان نیز خوانده بودند.

این شاعر آیینی می‌گوید: ایشان در جلسات دیدار، خودشان کمتر از خودشان شعر می‌خواندند، اما شعرها را بسیار دقیق تحلیل، نقد و بررسی و موشکافی می‌کردند. این ویژگی، وقتی با ایشان همراه است، جلسه را از یک جلسه فرمایشی و نمادین به یک جلسه اصیل تبدیل می‌کند. زیرا ذات ایشان شاعر است و شعر را می‌فهمد. این هم‌ذات‌پنداری و فهم مشترک بین ایشان و اعضای جلسه، یک انس عمیق ایجاد می‌کند. این انس عمیق با شعر و ادبیات، جلسه را جذاب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

وی می‌افزاید: بنابراین، به عنوان یک خواننده حرفه‌ای، یک علاقه‌مند جدی و یک شاعر و ادیب نکته‌سنج، این ویژگی‌ها باعث شده‌ بود جلسه، جلسه‌ای جدی و دوست‌داشتنی باشد. نکاتی که ایشان می‌گفتند، همواره بسیار جذاب و پر از عمق بود. من شعری را که با ردیفی نور خواندم، ایشان با لطف و احترام گفتند: «لفظ خوب بود، معنا خوب بود.» و ادامه دادند: «نورعلی‌نور بود.» آقای غزوی نیز گفت: «نورپردازی خوبی شده بود.» آقا نیز تأیید کردند: «بله، نورپردازی خوبی بود، چون با ردیف نور بود.» این اشاره، در واقع، نشان‌دهنده توجه دقیق و فهم عمیق ایشان به شعر و شعرخوانی بود.

این شاعر آیینی اشاره می‌کند: در جلسات شعری، نکاتی که دوستان شاعر و ایشان ذیل شعر می‌گفتند، گاهی به عنوان پلی به سرفصل‌های گسترده‌تری از زندگی، فرهنگ و ارزش‌ها می‌رسید. این سرفصل‌ها، برای ما شاعران معاصر، شاعران انقلاب، شاعران آیینی، شاعران مذهبی، می‌توانست چراغ راهی باشد و مسیر ما را روشن کند. این فهم عمیق و ذوق دقیق ایشان، بسیار به ایجاد جلسات جدی و اصیل کمک کرد و این جلسه را به یکی از اصلی‌ترین جلسات سال برای شاعران، علاقه‌مندان و عموم مردم تبدیل کرد.

شرافت بیان می‌کند: حواشی این جلسه، اتفاقاتی که در اطراف آن افتاد، و نکاتی که در آن مطرح می‌شد، برای مردم بسیار جذاب و شیرین بود. اتفاقاً از اول ماه مبارک رمضان، ما یک برنامه در تلویزیون همشهری داشتیم، به نام «چهارده». در فصل اخیر آن، چون اجرای آن با من بود، به دیدار با مقام معظم رهبری و حضور شاعران در آن پرداختیم. شاعرانی که شعرخوانی داشتند و می‌آمدند، از خاطراتشان، از اتفاقاتی که در جلسه در دلشان و در جلسه افتاده بود، سخن گفتند. خیلی جذاب و شیرین بود.

این شاعر آیینی ادامه می‌دهد: ما هشت برنامه ضبط کردیم. بنا بود این برنامه ادامه پیدا کند. خاطراتی گاهی با نشاط و سرحال، و حتی در جاهایی با طنز، اتفاق افتاده بود. هدف ما این بود که این برنامه را ادامه دهیم. امسال نیز، اگر ان‌شالله دیداری برگزار می‌شد، ما برای روز بعدش دوباره استودیو هماهنگ کرده بودیم تا دوستان شاعری که امسال شعرخوانی کردند، روایت دسته اول دیدار را بیان کنند.

شرافت تصریح می‌کند: اما دیگر این اتفاق رقم نخورد. شهادت ایشان، آرزوی دیرینه‌شان را به واقعیت تبدیل کرد. این انرژی، شور و حماسه و رستاخیزی که در سطح کشور می‌بینید، به واسطه این شهادت، در بین دوستان شاعر ما نیز به نوعی جلوه گرفته است. اکنون، دوستان شاعر قطعاً کلمات روشن و مضامین محکم و مستحکمی را در خود خواهند داشت تا مسیر را ادامه دهند.

وی خاطرنشان می‌کند: ایشان، «امین شعر انقلاب» بودند. تخلصشان «امین» بود. از این به بعد نیز «امان شعر انقلاب» خواهند بود.

شاید همه جای دنیا، رهبر یک کشور باید کارش سیاست و مدیریت باشد؛ شاید رهبری به اندازه کافی وقت از انسان می‌گیرد و مشغله برایش به بار می‌آورد که دیگر فکر کردن و پرداختن به شعر برایش بی معنی باشد، اما رهبر شهید ما نه تنها به شعر و ادبیات اهمیت می‌داد، بلکه خود نیز از شعرا و ادیبان کار بلد این حوزه بود؛ مسئله‌ای که نشان از چند بعدی بودن و فرهیخته بودن یک رهبر فرزانه دارد.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه