ایران و آمریکا به توافق نزدیکتر شدهاند؟
برگزاری دو دور گفتوگو میان تهران و واشنگتن با میانجیگری عمان نشان میدهد هر دو طرف هزینه تقابل را سنگینتر از مذاکره ارزیابی کردهاند؛ با این حال، بیاعتمادی عمیق و ملاحظات داخلی، مسیر توافق را همچنان پیچیده نگه داشته است.
در چنین فضایی، هر سیگنال دیپلماتیک میتواند نشانهای از بازتعریف راهبرد دو طرف در قبال یکدیگر باشد.
بازگشت به میز مذاکره؛ تغییر در محاسبات؟
برگزاری نشستهایی در مسقط و ژنو پیام روشنی دارد: تهران و واشنگتن به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه تنش میتواند پرهزینهتر از مسیر دیپلماسی باشد. تجربه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ نیز نشان داد حتی در شرایط اوج بیاعتمادی، در صورت وجود اراده سیاسی امکان دستیابی به توافق وجود دارد.
با این حال، فضای امروز با گذشته تفاوتهایی اساسی دارد. سطح بیاعتمادی افزایش یافته و محیط منطقهای نیز با تحولات امنیتی پیچیدهتری مواجه است؛ مسئلهای که روند گفتوگوها را حساستر کرده است.
محدودیتهای داخلی؛ مانع یا محرک؟
ایران همچنان با فشار تحریمها، محدودیتهای بانکی و مطالبات اقتصادی داخلی روبهروست. کاهش درآمدهای نفتی و فشار معیشتی، ضرورت گشایش اقتصادی را به یکی از اولویتهای اصلی تبدیل کرده است.
در مقابل، ایالات متحده نیز درگیر رقابتهای انتخاباتی و فشار متحدان منطقهای است؛ شرایطی که هرگونه تصمیم درباره ارائه امتیاز اقتصادی به ایران را به موضوعی حساس در سیاست داخلی آمریکا تبدیل میکند.
این محدودیتها میتوانند دو کارکرد متضاد داشته باشند: یا روند توافق را کند کنند، یا تصمیمگیران را به سمت انتخاب گزینه کمهزینهتر یعنی مصالحه سوق دهند.
مسیر محتمل؛ توافق مرحلهای و قابل راستیآزمایی
بسیاری از تحلیلگران معتقدند موفقیت مذاکرات در گرو فاصله گرفتن دو طرف از رویکرد حداکثری است. یک سناریوی واقعبینانه میتواند شامل توافقی مرحلهای باشد؛ بهگونهای که ایران سطح مشخصی از فعالیتهای هستهای را تنظیم کرده و همکاری فنی با نهادهای نظارتی بینالمللی را افزایش دهد.
در مقابل، واشنگتن باید امتیازهای اقتصادی ملموس ارائه کند. تجربه گذشته نشان داده وعدههای کلی برای رفع تحریمها کافی نیست. آزادسازی داراییهای مسدودشده، صدور مجوزهای مشخص نفتی و بانکی و تعریف سازوکاری شفاف برای انتفاع اقتصادی ایران میتواند پایههای اعتمادسازی را تقویت کند.
نظر شما