هشدار یک فرمانده ارشد سپاه: نفوذیها در بالاترین سطوح هستند؛ ضربات ما به اسرائیل غیرقابل جبران بود
جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه، با اعلام اینکه «انکار نفوذ، خود نشانه نفوذ است»، از پروندههای نفوذ تا معاونت شورای عالی امنیت ملی پرده برداشت. او با تشریح عملیات اخیر، ادعا کرد ضربات ایران به پایگاههای اطلاعاتی اسرائیل به حدی سنگین بود که اسناد موساد نابود شده و غیرقابل بازگشت است. این مقام سپاه همچنین هشدار داد: باید برای جنگ مجدد کاملاً آماده باشیم.

«اگر کسی بگوید ما نفوذی نداریم، یا اصلاً نمیداند نفوذ چیست، یا آگاهانه انکار میکند، یا حتی خودش نفوذی است و برای فریب دیگران چنین میگوید.»
خبرآنلاین: اولین فرمانده سپاه و سفیر پیشین ایران در چین، درباره جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل میگوید این درگیری از انقلاب اسلامی ۵۷ آغاز شده و مقطعی نیست. او معتقد است اسرائیل پس از طوفانالاقصی به دنبال درگیری مستقیم بود، اما ایران با وجود غافلگیری، سریعاً خود را بازیابی کرد و ضربات سنگینی به اسرائیل وارد کرد. منصوری از ضعفهای اطلاعاتی و نفوذ در سطوح بالای کشور انتقاد کرده و میگوید تجهیزات نظامی توسط کولبران وارد شده است. او از روسیه و چین انتظاری جز احترام ندارد و معتقد است جنگ با غرب ادامه خواهد داشت.
بخشهایی از گفتگوی جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه و سفیر پیشین ایران در چین را بخوانید:
*جریان نفوذ هم خودش را بهروزرسانی میکند؛ چه از نظر ابزاری، چه از نظر روشی و چه از نظر جایگاه. بنابراین دور از ذهن نیست که بتواند به سطوح بالا راه پیدا کند.
*واقعیت این است که مثلاً در موضوع برجام، آیا میتوان باور کرد که نفوذی در کار نبوده است؟ امروز ناچار شدند که به آن اعتراف کنند. وگرنه مگر ممکن بود مکانیزم ماشه را در متن برجام بگذارند؟ گذاشتند و حالا جمهوری اسلامی با همان مکانیزم درگیر شده است.
نداف کرمانی
*مسأله نفوذ در همه سطوح کشور، هر جایی که توانسته، عمل کرده است.
*جاسوس دیگری به نام اکبری را داشتیم که تا معاونت شورای عالی امنیت ملی پیش رفت. تقریباً همهکاره رئیس شورا بود. فکر میکنید همان یک مورد بود و تمام شد؟
*بنابراین اگر کسی بگوید ما نفوذی نداریم، یا اصلاً نمیداند نفوذ چیست، یا آگاهانه انکار میکند، یا حتی خودش نفوذی است و برای فریب دیگران چنین میگوید.
*موضوع اکبری، موضوع بسیار مهمی است. باید به آن توجه جدی شود. متأسفانه اسناد این پرونده را پاک نکردهاند. اعتقاد من این است که کل پرونده اکبری را باید تبدیل به کتاب کرد و در سراسر کشور منتشر نمود. چون سالهای سال، اسناد کشور را به همه، از جمله اسرائیل، آمریکا، انگلیس و فرانسه میداده است.
*موارد دیگری هم بوده؛ اما مورد اکبری را چون رسما اعلام شده مثال زدم.
*اینکه هر دولتی، بزرگترین، مهمترین و حساسترین کارش حفظ موجودیت، امنیت و منافع ملی خودش است. بنابراین، ما نباید از هیچ دولتی در دنیا، به هیچ اسم و رسمی، این انتظار را داشته باشیم که برای ایران کاری کند. بنابراین، این جمله که «روسیه برای منافع خودش این کار را میکند»، حاطمان باشد؛ البته باید هم این کار را بکند. اینکه میگویند روسیه برای ما کاری نمیکند، بیخود انتظار دارید که کاری برای ما کند! مگر ما انتظار داریم که روسیه برای ما کاری کند؟
*اوج انتظاری که از روسیه داریم این است که با ما نجنگد، رفتوآمد داشته باشد، روابط برابر برقرار کند، از موضع احترام برخورد کند و همکاریهای عرفی، قانونی و دوستانه داشته باشد. اینکه اگر اسرائیل به ما حمله کرد، او هم به دفاع از ما با اسرائیل بجنگد، انتظار بیجایی است. درباره چین هم همینطور است؛ فرقی نمیکند.
*دولت عربستان سعودی خود را خادمالحرمین میداند؛ چهکار میکند؟ از ایران حمایت میکند یا از اسرائیل؟ دولت امارات که میگوید مسلمان است و بزرگترین مسجد دنیا را میسازد، از ما حمایت میکند یا از اسرائیل؟ این حرفها نیست. مسأله، منافع است.
*اما چرا انتظار داریم روسیه از ما حمایت کند؟ هیچ دلیلی ندارد. حتی برعکس است. بنده معتقدم که قاعدتاً باید سکوت کند و اگر بتواند، به نحوی بین ما و اسرائیل حلوفصل کند. حداقل دو میلیون نفر در اسرائیل هستند که گذرنامه و شناسنامه روسی دارند. از روسیه به آنجا رفتهاند. اگر اسرائیل از هم بپاشد، آن دو میلیون به روسیه بازمیگردند. روسیه بهشدت نگران این وضعیت است. اگر این دو میلیون نفر به روسیه برگردند، روسیه از هم میپاشد.
*باید برای همه چیز آماده باشیم، درگیری نظامی هم یکی از آنهاست. اما درگیریهای دیگر را هم دست کم نگیرید. میدانید جنگ تبلیغاتی چه بلایی بر سر ما میآورد؟ چه دروغها، شایعات و تهمتهای عجیب و غریبی را مطرح میکنند؟ الآن بچههای خود ما که خارج از کشور زندگی میکنند، باور نمیکنند که در ایران چه میگذرد. فکر میکنند ما محتاج نان شب هستیم و نه آب داریم، نه برق، نه گاز، نه بنزین! واقعاً اینطور فکر میکنند. ایرانیای که تا دو، سه سال پیش در همینجا زندگی کرده، حالا این تصور را دارد. مثلاً یکی از همین ایرانیها میپرسد: «اصلاً کامپیوتر دارید؟» چون دوستش گفته بود کامپیوتر من قفل کرده و نتوانستم بازش کنم، او در جواب گفته: «مگر آنجا کامپیوتر دارید؟»
*خسارتهایی که به اسرائیل وارد شده، بسیار بیشتر از چیزی است که در رسانهها بیان میشود. هر یک از این خسارتها برای بازگشت به حالت اولیه، زمانبر است و بازسازی و ترمیم و هزینههای فراوانی میطلبد. برخی از آنها حتی قابل بازسازی نیست. برای مثال، بسیاری از اسناد مهم آنها – چه در ستاد ارتش و چه در موساد – از بین رفتهاند و این چیزی نیست که قابل بازگشت باشد. همچنین افرادی که از آنها کشته شدهاند، دیگر بازنمیگردند؛ لیستهایی که منتشر میشود نشان میدهد تعداد این کشتهها کم نیست.
*اگرچه ایران در ابتدای عملیات ضربه خورد، اما دو اتفاق مهمتر رخ داد: اولاً ایران خیلی زود توانست خودش را بازیابی کند، و ثانیاً ضربهای وارد کرد که بیتردید سنگینتر از ضربهای بود که دریافت کرده بود. البته، از نظر نیروی انسانی، انکار نمیکنم که اسرائیل ضربه بزرگی به ما زد.
*به نظر بسیاری از افراد، اینطور میرسد که در جریان مذاکرات غیرمستقیم ما و آمریکا، تا حدی ما را خواب و خام کردند و فریبمان دادند. ما مشغول مذاکرات شدیم و تصور میکردیم که ممکن است به نتیجهای برسیم و به جنگ کشیده نشویم، در حالی که آنها در همان زمان آمادگیهای خود را فراهم کردند و ضربه خود را زدند.
*این تحلیل را دور از ذهن نمیدانم که تا حدی غفلت، انتظار یا حتی نوعی انصراف از درگیری مستقیم با اسرائیل داشتیم. ما غرق در مذاکره بودیم و تصور میکردیم که قرار است توافقهایی صورت بگیرد.
*اما در عین حال، نمیتوانم بپذیرم که مسئولان درجه اول نظامی و امنیتی ما نیز تا این اندازه تحتتأثیر فضای انتظار برای نتیجه مذاکرات بوده باشند. اساساً هر مدیری، در هر جایگاهی، باید همیشه آمادگی مقابله با همه نوع احتمالات را داشته باشد.
نظر شما