واکنش بورس های جهانی به شوک نفتی شدید در آمریکا
بورس های جهانی با شوک نفتی شدید در آمریکا، شاخص داو جونز را در یک روز بیش از ۱۰۰۰ واحد سقوط کرد و شاخص S&P ۵۰۰ و نزدک هم به ترتیب ۱.۳ و ۱.۶ درصد ریزش کردند.
واکنش بورس های جهانی به شوک نفتی شدید در آمریکا، شاخص داو جونز را در یک روز بیش از ۱۰۰۰ واحد ریخت و شاخص S&P ۵۰۰ و نزدک هم به ترتیب ۱.۳ و ۱.۶ درصد سقوط کردند.
نوسان قیمت نفت در هفته منتهی به ۱۸ اسفند، صرفاً یک شوک قیمتی ساده نبود، بلکه ترکیبی بود از ریسک ژئوپلیتیک و اختلال فیزیکی در عرضه. اوایل هفته، قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت با عبور از ۹۰ دلار، بزرگترین رشد هفتگی تاریخش را ثبت کرد. بعد، با بسته شدن تنگه هرمز و کاهش ۹۰ درصدی تردد نفتکشها، قیمت نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و تا ۱۲۰ دلار هم پیشروی داشت. تحلیلگران شرکت برنشتاین هشدار دادند که اگر تنگه هرمز از نظر فیزیکی مسدود بماند، جهان با کسری خالص ۱۴ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز مواجه میشود کمبودهای که هیچ منبع جایگزینی توان پر کردنش را ندارد.
واکنش بورسهای جهانی به این شوک نفتی خیلی سریع و شدید بود. در آمریکا، داو جونز تو یه روز بیش از ۱۰۰۰ واحد ریخت و شاخص S&P ۵۰۰ و نزدک هم به ترتیب ۱.۳ و ۱.۶ درصد سقوط کردند. دلیلش ترس از رکود تورمی، افزایش هزینه انرژی و تضعیف اشتغال بود. در اروپا هم اوضاع بهتر نبود؛ DAX آلمان ۳.۶ درصد، CAC-۴۰ فرانسه ۲.۹ درصد و FTSE ۱۰۰ بریتانیا ۲.۶ درصد پایین امدند
وابستگی به LNG قطر و ذخایر گاز پایین، اروپا را خیلی آسیبپذیر کرده بود. در آسیا، نیکی ژاپن ۵.۲ درصد و کاسپی کره جنوبی ۶ درصد سقوط کردند. وابستگی مطلق به واردات انرژی و کاهش قدرت رقابت صنایع صادراتمحور، عامل اصلی این سقوط بود.
دلایل سقوط بورس های بین المللی
برای اینکه عمق این سقوط را بهتر بفهمیم، باید به سه عامل کلیدی توجه کنیم؛ اول، بازگشت کابوس رکود تورمی است. افزایش قیمت نفت در شرایطی رخ داد که اقتصاد جهانی هنوز از شوکهای قبلی کاملاً بهبود پیدا نکرده بود. جروم پاول و بقیه روسای بانکهای مرکزی قبلاً هشدار داده بودند که یک شوک نفتی میتواند مسیر کاهش تورم را معکوس کند. گزارش اشتغال فوریه در آمریکا که از کاهش ۹۲ هزار شغل حکایت داشت، عملاً زنگ خطر را به صدا درآورد. ترکیب تورم بالا و رشد پایین، دقیقاً همان چیزی است که والاستریت از آن میترسد.
دوم، مرور تاریخ به ما نشان میدهد که واکنش بازارها به شوک نفتی همیشه یکسان نیست. در بحران ۱۹۷۳ یا همان جنگ یوم کیپور، قیمت نفت ۴ برابر شد و S&P ۵۰۰ ظرف دو سال ۴۲ درصد سقوط کرد. دلیل آن این بود که ذخایر راهبردی وجود نداشت و غرب کاملاً به نفت عرب وابسته بود. ولی در بحران ۱۹۷۹ و انقلاب ایران، قیمت نفت ۳ برابر شد، اما S&P ۵۰۰ چهل درصد رشد کرد! دلیلش قیمت پایین سهام در شروع بحران و سیاستهای انقباضی پل ولکر برای مهار تورم بود که اعتماد بازار را جلب کرد. در بحران ۱۹۹۰ و جنگ خلیج فارس هم قیمت نفت ۳ برابر شد، S&P ۵۰۰ سقوط کرد ولی بعد از شروع جنگ نظامی، ظرف ۴۰ روز ۲۰ درصد رشد کرد. دلیلش مداخله IEA با آزادسازی ذخایر استراتژیک و انتظار برای پایان سریع جنگ بود. نتیجهگیری تاریخی این است که آن چیزی که بیشتر از قیمت نفت اهمیت دارد، مدت زمان تداوم شوک و آمادگی ساختاری اقتصادهاست.
سوم، تفاوت بحران ۲۰۲۶ با بحرانهای قبلی است، شوک کنونی تفاوتهای اساسی با بحرانهای گذشته دارد. اولاً اروپا دیگر مثل ۲۰۲۲ به روسیه وابسته نیست و حالا وابستگی اصلی آن به LNG قطر شده که مسیرش از تنگه هرمز میگذرد. دوماً نقش چین عوض شده، چین با ذخایر راهبردی ۲۰۰ روزه، تا حدی در برابر شوک مقاومت دارد، ولی کاهش دسترسی به نفت ارزان ایران، هزینه تولید را در این کشور بالا برده است. سوماً ظرفیت مازاد اوپک حدود ۴ میلیون بشکه است که میتواند تا حدی کمبود را جبران کند.
حالا اگر درگیریها ادامه پیدا کند و تنش در خاورمیانه بماند، چند تا سناریو میشود برای آن متصور شد. سناریوی اول که همچنان سناریوی پایه خیلی از بانکهای بزرگ مثل گلدمن ساکس و یوبیاس هم هست، جنگ محدود و کوتاهمدت تا ۴ هفته است. در این حالت، قیمت نفت بین ۹۰ تا ۱۰۰ دلار تثبیت میشود و بعد کاهش پیدا میکند. بورسها بعد از یک دوره نوسان کوتاه، به شرایط بنیادی برمیگردند و گلدمن ساکس پیشبینی میکند که تا آخر سال ۲۰۲۶ حدود ۱۰ درصد رشد کنند. در این سناریو، اروپا و ژاپن بیشترین ضربه را میخورند ولی آمریکا به خاطر تولید داخلی نفت، زودتر بازیابی میشود.
سناریو نقش دولتها
سناریوی دوم، یعنی جنگ میانمدت با اختلال مستمر در تنگه هرمز برای ۱ تا ۳ ماه است. در این حالت، تنگه هرمز برای چند ماه مسدود میماند و کشتیهای تجاری مجبور میشوند مسیرهای جایگزین و گرانتر را انتخاب کنند. قیمت نفت به ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار میرود و بورسها سقوط عمیق و طولانیمدت را تجربه میکنند هرچند در زمانی که قیمت نفت ۱۲۰ دلار شد کشورهای عضو جی ۷ با آزادسازی ذخیره ۴۰۰ میلیون بشکه نفت بازار را کنترل و قیمت نفت به ۸۷ دلار رسید.
شاخصهای اروپایی و آسیایی ۲۰ تا ۳۰ درصد اصلاح میشوند. تورم منطقه یورو ۰.۵ تا ۱ درصد افزایش پیدا میکند و بانک مرکزی اروپا مجبور میشود کاهش نرخ بهره را متوقف کند. در این سناریو، روسیه به عنوان بزرگترین برنده، تقاضای بیشتری از سوی هند و چین دریافت میکند و حتی احتمال کاهش تحریمها هم مطرح است. در مقابل، هند، ژاپن، کره جنوبی و ایتالیا بیشترین آسیب را میبینند.
سناریوی سوم که نادر اما فاجعهبار است، جنگ فراگیر با تخریب تأسیسات نفت که بیش از ۶ ماه طول بکشد. اگر درگیری به تأسیسات نفتی عربستان یا امارات گسترش پیدا کند و زیرساختهای تولید نفت برای مدت طولانی از مدار خارج بشوند، قیمت نفت به ۲۰۰ دلار و بالاتر میرسد. در این حالت، بورسهای جهانی ۳۰ تا ۵۰ درصد سقوط میکنند و یک رکود عمیق اقتصادی شبیه ۲۰۰۸ یا حتی بدتر را شاهد خواهیم بود. بانکهای مرکزی هم بین مهار تورم و نجات رشد گیر میافتند و احتمالاً تورم را فدای رکود میکنند.
برنده اصلی روسیه است که هم از افزایش قیمت نفت سود میبرد و هم از افزایش تقاضا برای نفت تحریمشدهاش از سوی هند و چین. صندوقهای ثروت ملی خلیج فارس در بلندمدت با افزایش درآمدهای نفتی، توان سرمایهگذاریشان بیشتر می شود، ولی در کوتاهمدت اختلال در صادرات و افزایش هزینههای بیمه، سودشان را کم میکند. سهام شرکتهای نفتی و انرژی، بهویژه در آمریکا و نروژ، نسبت به بقیه بازار عملکرد بهتری دارند.
هند در صف اول آسیبدیدگان قرار دارد. ذخایر راهبردی پایین و وابستگی ۸۰ درصدی به نفت وارداتی، این کشور را فوقالعاده شکننده کردهاست. ژاپن و کره جنوبی هم با سهگانه شوم وابستگی مطلق به واردات انرژی، سقوط بورس و کاهش ارزش ین دست و پنجه نرم میکنند. اروپا با ذخایر گاز ۳۰ درصدی و وابستگی به LNG قطر، در آستانه یه بحران انرژی جدید قرار گرفتهاست. چین هم با اینکه ذخایر راهبردی دارد، ولی افزایش هزینه تولید و کاهش دسترسی به نفت ارزان ایران، تورم را به صنعتش تزریق میکند.
بر اساس تحلیل موسسات معتبری مثل گلدمن ساکس و یوبیاس، در شرایط کنونی چند تا توصیه برای سرمایهگذارها میشود داشت. اول، پناهگاه امن مثل افزایش اندک طلا تا ۵ درصد از سبد و اوراق قرضه دولتی برای مقابله با نوسانات، دوم، تنوعبخشی و سرمایهگذاری در سهام شرکتهای باکیفیت و مقاوم که در برابر تورم دوام بیشتری دارند، سوم پوشش ریسک با استفاده از استراتژیهای محافظتی مثل اختیار فروش برای کاهش ریسک سبد سهام، بهویژه در اروپا و چهارم، اجتناب از تصمیمات هیجانی است تصمیمات ناگهانی برای خروج از بازار در بحرانهای ژئوپلیتیک، در تاریخ استراتژی پرسودی نبوده است.
نظر شما