از سرگردانی پول تا مهار تورم؛ روایت ابزارهای نوین مالی برای نجات نقدینگی از بازارهای غیرمولد
ابزارهای نوین مالی مانند عملیات بازار باز و اوراق دولتی، سیاستگذاران اقتصادی را قادر ساختهاند تا بدون توسل به روشهای تورمزای استقراض از بانک مرکزی، نقدینگی سرگردان را از بازارهای ارز، طلا و سفتهبازی خارج کرده و به سوی پروژههای مولد صنعتی و زیربنایی هدایت کنند؛ مسیری که در صورت همراهی با انضباط مالی و اعتمادسازی، میتواند هم فشار تورمی را کاهش دهد و هم سرمایهای پایدار برای رشد اقتصاد ایجاد کند.
ابزارهای نوین مالی مثل عملیات بازار باز، مسیر تازهای برای هدایت نقدینگی به تولید و مهار تورم هستند.
هدایت نقدینگی سرگردان به سمت فعالیتهای مولد، یکی از مهمترین چالشهای سیاستگذاران اقتصادی در سالهای اخیر بوده است. در شرایطی که بخشی از منابع مالی کشور به سمت بازارهای غیرمولد نظیر ارز، طلا و سفتهبازی حرکت میکند، استفاده از ابزارهای نوین مالی، توسعه بازار اوراق ...میتواند مسیر جدیدی برای مدیریت نقدینگی، کنترل فشارهای تورمی و تأمین مالی زیرساختهای اقتصادی ایجاد کند.
نقدینگی سرگردان؛ چالشی برای ثبات اقتصاد کلان
یکی از مهمترین آثار افزایش حجم نقدینگی در اقتصاد، ورود منابع مالی به بازارهایی است که ارزش افزوده واقعی برای اقتصاد ایجاد نمیکنند. در شرایطی که ابزارهای مناسب برای جذب سرمایههای خرد و کلان وجود نداشته باشد، بخشی از این نقدینگی به سمت بازارهای ارز، طلا، مسکن و سایر داراییهای سرمایهای حرکت کرده و علاوه بر افزایش نوسانات قیمتی، زمینه تشدید انتظارات تورمی را فراهم میکند.
از منظر اقتصاد کلان، سیاستگذار باید تلاش کند به جای محدود کردن جریان پول، مسیر حرکت آن را اصلاح کند. طراحی ابزارهای نوین مالی با بازدهی مناسب، شفافیت بالا و امکان مشارکت گسترده سرمایهگذاران میتواند نقدینگی موجود را از بازارهای غیرمولد خارج کرده و به سمت پروژههای زیربنایی، سرمایهگذاریهای بلندمدت و فعالیتهای اقتصادی مولد هدایت کند.
یکی از مسیرهای قابل استفاده برای هدایت منابع مالی، توسعه بازار بدهی و استفاده هدفمند از اوراق دولتی است. جذب نقدینگی از طریق اوراق مالی، در صورتی که منابع حاصل به پروژههای زیرساختی و توسعهای اختصاص یابد، میتواند همزمان دو هدف مهم اقتصادی را محقق کند؛ از یک سو فشار تقاضا در بازارهای دارایی کاهش یافته و از سوی دیگر دولت بدون اتکا به روشهای تورمزا مانند استقراض مستقیم از بانک مرکزی، امکان تأمین مالی طرحهای عمرانی و زیربنایی را پیدا میکند.
البته موفقیت این رویکرد نیازمند رعایت اصولی همچون تعیین نرخ سود متناسب با شرایط اقتصادی، زمانبندی مناسب عرضه اوراق، مدیریت سررسید بدهیها و مهمتر از همه حفظ اعتماد سرمایهگذاران است. در غیر این صورت، افزایش حجم بدهی دولت میتواند در سالهای آینده خود به یک چالش اقتصادی تبدیل شود.
در کنار ابزارهای مالی دولت، عملیات بازار باز نیز به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای سیاست پولی بانک مرکزی میتواند نقش تعیینکنندهای در مدیریت نقدینگی ایفا کند. بانک مرکزی از طریق خرید و فروش اوراق دولتی در بازار، امکان تنظیم میزان نقدینگی در شبکه بانکی و هدایت نرخهای سود کوتاهمدت را به دست میآورد.
گسترش استفاده از این ابزار در کنار توسعه بازار اوراق، میتواند به ایجاد یک سازوکار مدرن برای مدیریت جریان پول منجر شود؛ سازوکاری که به جای استفاده از روشهای دستوری، از مکانیزمهای بازار برای کنترل نقدینگی بهره میگیرد.
گذار از مهار نقدینگی به مدیریت هوشمند منابع مالی
تجربه بسیاری از اقتصادها نشان میدهد کنترل نقدینگی صرفاً با محدود کردن رشد پول امکانپذیر نیست، بلکه کیفیت تخصیص منابع اهمیت بیشتری دارد. در اقتصاد ایران نیز توسعه ابزارهای نوین مالی، تعمیق بازار بدهی و استفاده فعال از عملیات بازار باز میتواند زمینهساز تبدیل نقدینگی سرگردان به سرمایهای برای توسعه زیرساختها و رشد پایدار اقتصادی باشد؛ مشروط بر آنکه این سیاستها در چارچوب انضباط مالی دولت و استقلال سیاست پولی دنبال شود.
نظر شما