اقتصاد جاده مخصوص یا اقتصاد خاص!
تجربه اقتصاد جمهوری اسلامی ایران
تنها و تنها باید سهامدار یکی از دو شرکت ایران خودرو و سایپا دو خفته خانه ابدی جاده مخصوص باشید تا عمق فاجعه را دریابید.
این دو شرکت بیش از یک دهه در حال زیان دادن هستند اما از جاده مخصوص که رد میشوید میبینید همچنان چرخشان میچرخد و همیشه کارگران را میبینید که با شور و شوق در حال آمد و شد به این دو کارخانهاند، اما مشکل این است که هر چه بیشتر تولید میکنند تنها زیان انباشته شرکت را افزایش میدهند که فاکتور آن به حساب سهامداران زده میشود. بر سر مدیریت این دو کارخانه -نه ببخشید خدمت و ادای تکلیف!- هم همیشه دعواست.
اگر شما ده سال پیش سهام یکی از دو شرکت را در بورس خریده باشید تا امروز شاید پنجاه درصد هم افزایش قیمت را شاهد نباشید در حالی که اگر خودرو میخریدید قیمت آن خودرو حداقل پنجاه برابر افزایش یافته است. یعنی اگر معادل قیمت یک پراید ده سال پیش سهام خریده باشید اکنون ۲۰ میلیون تومان شما سی میلیون شده است اما قیمت روز پراید حدود یک میلیارد تومان است.
هرچه هم حساب کتاب کنید که پس چرا این دو شرکت هنوز بسته نشدند جوابی پیدا نمیکنید. حساب این دو شرکت اصلا حساب سود و زیان و صرفه و صلاح نیست. حسابی فراتر از اینهاست.
اقتصاد جاده مخصوص نماد اقتصاد در جمهوری اسلامی است. حضرات اساسا اقتصاد را علم شکم و نیازهای اسافل اعضا شمردهاند که راهزن عروج انسان به آسمان است. زیانهای اقتصادی ناشی از حمایت از نظامها و احزاب و گروههای نیابتی در هیچ دفتری ثبت نمیشود. زیان صدها پروژه صنعتی و اقتصادی در سوریه که به پایان رسید یا نیمه کاره رها شده است در هیچ جا ثبت نشده و قابل جبران نیست. زیانهای ناشی از تحریمهایی که سعید جلیلی برای ایران خرید در جایی ثبت نشده است و از این دست زیانها فراوانند. اما در این چهار پنج دهه، زیانها تنها عزم جمهوری اسلامی را بر ادامه مسیر جزمتر کرده است. مدیران جمهوری اسلامی هم به رغم ثبت این همه زیانها همانند مدیران ایران خودرو و سایپا از تولید این همه زیان خشنود و خرسندند و زندگیشان روبه راه است و خدا را شکر میکنند که سفرهشان رنگین است و زیانی اگر هست به سهامداران و شهروندان میرسد.
جاده اقتصاد جمهوری اسلامی هم مانند جاده سیاست خارجیاش، جاده مخصوص است. دنگ شیائوپینگ زمانی که پی برد نزاع تمدنی با آمریکا چین را به نابودی میکشاند، جاده را عوض کرد و به طرف اتوبان پیچید اما جمهوری اسلامی هرگز نخواست از جاده مخصوص استکبارستیزی خود بیرون آید. زیان هزینه ادامه مسیر در این جاده مخصوص جان هزاران تن از مقامات نظامی و سیاسی و شهروندان و زیرساختهای ایران است که بازسازی همین زیرساختها سالها زمان و صدها میلیارد دلار هزینه میطلبد و خسارتهای انسانی هرگز جبران نخواهد شد.
آیا زمان آن نرسیده است که به ادامه مسیر در این جاده مخصوص یا خاص پایان داده شود؟!
نظر شما