احمد جانجان در گفتوگو با «صفحه اقتصاد» مطرح کرد:
ایران برای تبدیلشدن به شریک تجاری انرژی منطقه باید اعتماد اقتصادی ایجاد کند
ایران با برخورداری از منابع گسترده انرژی و موقعیت جغرافیایی راهبردی، ظرفیت حضور پررنگتر در بازار کشورهای همسایه و توسعه تجارت منطقهای را دارد. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت تنها به صادرات نفت و گاز محدود نمیشود و موضوعاتی مانند توسعه زیرساختهای انتقال، سوآپ، ذخیرهسازی، ترانزیت و بهبود محیط کسبوکار نیز در این مسیر اهمیت دارند.
صفحه اقتصاد - احمد جانجان، تحلیلگر اقتصاد سیاسی و مشاور بازارهای مالی، در گفتوگو با «صفحه اقتصاد» با بررسی فرصتهای تجارت انرژی، توسعه استانهای نفتخیز و نقش کریدورهای منطقهای، معتقد است:
ایران برای افزایش سهم خود از بازارهای همسایه باید از یک مسیر جغرافیایی بالقوه به شریکی تجاری و قابل اعتماد تبدیل شود.
او همچنین بر ضرورت تمرکززدایی اقتصادی، تقویت اختیارات استانها و تبدیل درآمدهای انرژی به سرمایهگذاری مولد تأکید میکند.
سهم ایران از تجارت منطقهای انرژی؛ فراتر از صادرات نفت و گاز
جانجان درباره ظرفیت ایران برای افزایش سهم در بازار انرژی کشورهای همسایه معتقد است:
موقعیت جغرافیایی و منابع انرژی کشور، فرصتهای قابل توجهی ایجاد کردهاند، اما این مزیتها بهتنهایی برای افزایش سهم بازار کافی نیستند.
او افزود:
ایران از نظر موقعیت جغرافیایی و دسترسی به منابع انرژی، ظرفیت قابل توجهی برای حضور در بازارهای منطقه دارد. اما واقعیت این است که موقعیت جغرافیایی بهتنهایی سهم بازار ایجاد نمیکند. ما برای افزایش سهم خود در تجارت انرژی، ابتدا باید بتوانیم به تعهداتمان پایبند بمانیم.
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی با اشاره به محدودیتهای داخلی در تأمین انرژی ادامه داد:
کشوری که در دوره اوج مصرف داخلی با محدودیت گاز یا برق مواجه میشود، برای توسعه صادرات پایدار نیازمند سرمایهگذاری در ظرفیت تولید، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف است.
وی افزود:
عراق و ترکیه از جمله بازارهای مهم برای توسعه تجارت گاز ایران هستند بنابراین در حوزه برق نیز میتوان از تفاوت الگوی مصرف و تولید کشورهای منطقه برای گسترش مبادلات استفاده کرد. در حوزه نفت و فرآوردههای نفتی نیز ظرفیتهایی مانند سوآپ، ترانزیت و خدمات ذخیرهسازی وجود دارد.
جانجان تاکید کرد:
اما نکته مهم این است که تجارت انرژی باید بر اساس منافع اقتصادی و قراردادهای قابل اتکا شکل بگیرد، نه صرفاً روابط سیاسی. اگر قیمت رقابتی، زیرساخت مناسب و امکان تسویه مالی مطمئن نداشته باشیم، نزدیکی جغرافیایی به بازارهای مصرف هم مزیت تعیینکنندهای نخواهد بود.
او در ادامه گفت:
به نظرم ایران باید به جای تمرکز صرف بر افزایش حجم صادرات، به دنبال افزایش سهم خود از کل زنجیره تجارت انرژی منطقه باشد؛ از تولید و انتقال گرفته تا ذخیرهسازی، سوآپ و خدمات تجاری.
درآمد نفتی لزوما به توسعه مناطق نفتخیز منجر نمیشود
یکی دیگر از محورهای این گفتوگو، ارتباط میان صادرات انرژی و توسعه اقتصادی استانهای نفتخیز و مناطق مرزی بود.
جانجان در این زمینه معتقد است:
استخراج منابع طبیعی بهتنهایی نمیتواند توسعه اقتصادی و رفاه ساکنان مناطق میزبان را تضمین کند.
او گفت:
صادرات انرژی ظرفیت بالایی برای توسعه مناطق نفتخیز دارد، اما اینکه این ظرفیت تا چه اندازه به رفاه مردم محلی تبدیل شود، به نحوه مدیریت درآمدها و ساختار اقتصادی کشور بستگی دارد.
به گفته او، ما در ایران استانهایی داریم که سهم بزرگی در تولید نفت، گاز و محصولات پتروشیمی دارند، اما از نظر زیرساخت، اشتغال و کیفیت خدمات عمومی همچنان با مشکلات جدی مواجهاند. این مسئله نشان میدهد که صرف استخراج منابع طبیعی به معنای توسعه اقتصادی نیست.»
این کارشناس با اشاره به تمرکز درآمدهای نفتی در ساختار بودجه افزود:
وقتی درآمدهای نفتی عمدتاً وارد ساختار متمرکز بودجه میشوند و تصمیمگیری درباره نحوه هزینهکرد آنها نیز در مرکز انجام میشود، لزوماً پیوند مناسبی میان فعالیت اقتصادی منطقه و منافع مردم همان منطقه شکل نمیگیرد.
او همچنین به هزینههایی که فعالیت صنایع انرژی برای مناطق میزبان ایجاد میکنند اشاره کرد و گفت:
از طرف دیگر، صنایع نفت و گاز هزینههایی هم به مناطق میزبان تحمیل میکنند؛ از فشار بر زیرساختهای شهری و حملونقل گرفته تا پیامدهای محیطزیستی. بنابراین منطقی است که سازوکاری شفاف برای جبران این هزینهها و سرمایهگذاری در توسعه محلی وجود داشته باشد.
جانجان معتقد است:
اختصاص سهم بیشتری از درآمد نفت به استانها، بهتنهایی راهکار توسعه نیست. بنابراین اگر این منابع دوباره صرف هزینههای جاری، پروژههای غیرمولد و گسترش ساختار اداری شوند، اتفاق خاصی نمیافتد.
او تاکید کرد:
درآمد انرژی باید به توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، بهبود محیط کسبوکار و ایجاد فرصت برای فعالیت بخش خصوصی تبدیل شود. در واقع، مسئله اصلی این نیست که چه مقدار نفت از یک استان استخراج میشود؛ مسئله این است که چه میزان ارزش افزوده، اشتغال پایدار و سرمایهگذاری مولد در همان منطقه شکل میگیرد.
تمرکززدایی اقتصادی؛ فرصتی برای شکلگیری قطبهای منطقهای
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی، تمرکززدایی اقتصادی را یکی از ضرورتهای توسعه متوازن کشور دانست، اما تأکید کرد که این موضوع نباید صرفاً به جابهجایی اختیارات اداری محدود شود.
جانجان در اینباره گفت:
به نظر من، تمرکززدایی اقتصادی یکی از ضرورتهای توسعه متوازن در ایران است. البته منظوراین نیست که صرفاً بخشی از اختیارات اداری را از وزارتخانهها گرفته و به استانداریها داد. مسئله این است که تصمیمات اقتصادی تا حد امکان باید در جایی گرفته شوند که اطلاعات دقیقتری درباره شرایط، ظرفیتها و محدودیتهای محلی وجود دارد.
او با اشاره به تفاوت ظرفیتهای اقتصادی استانها ادامه داد:
برای مثال، مزیتهای اقتصادی خوزستان با هرمزگان، بوشهر یا آذربایجان شرقی یکسان نیست. طبیعی است که الگوی سرمایهگذاری و توسعه صنعتی این مناطق هم نباید مشابه یکدیگر باشد. وقتی سیاستگذاری بیش از حد متمرکز باشد، این تفاوتها بهدرستی در تصمیمات اقتصادی منعکس نمیشوند.
به گفته جانجان، استانها باید در حوزههایی مانند تسهیل سرمایهگذاری، توسعه زیرساختهای محلی، صدور مجوزها و تعیین اولویتهای اقتصادی اختیار بیشتری داشته باشند. با این حال، او رقابت و پاسخگویی را شرط موفقیت تمرکززدایی میداند.
او تأکید کرد:
اگر قرار باشد همان ساختار انحصاری و رانتی موجود را از تهران به استانها منتقل کنیم، فقط محل شکلگیری رانت را تغییر دادهایم. چراکه تمرکززدایی زمانی موفق است که استانها برای جذب سرمایه، بهبود خدمات، کاهش موانع کسبوکار و افزایش بهرهوری با یکدیگر رقابت کنند.
کریدورها و ترانزیت؛ موقعیت جغرافیایی بدون اعتماد تجاری کافی نیست
جانجان در پاسخ به اینکه استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران برای توسعه تجارت و انتقال انرژی منطقه چقدر نقش دارد، گفت:
کشور از نظر جغرافیایی میتواند میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، دریای عمان و بازارهای غرب آسیا نقش ارتباطی مهمی داشته باشد؛ اما این ظرفیت تنها در صورت فراهمشدن شرایط اقتصادی و تجاری مناسب به مزیت واقعی تبدیل میشود.
او توضیح داد:
ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار گرفته که میتواند میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، دریای عمان و بازارهای غرب آسیا نقش ارتباطی مهمی ایفا کند. اما اینکه ما روی نقشه در موقعیت مناسبی قرار داریم، به این معنا نیست که فعالان اقتصادی منطقه الزماً مسیر ایران را انتخاب خواهند کرد.
این کارشناس با اشاره به معیارهای انتخاب مسیرهای تجاری، افزود:
در تجارت بینالملل، مسیر مناسب مسیری است که هزینه کمتر، زمان قابل پیشبینیتر و ریسک پایینتری داشته باشد. اگر عبور کالا یا انرژی از یک کشور با تأخیرهای اداری، مقررات متغیر، هزینههای نامشخص یا مشکلات تسویه مالی همراه باشد، صاحبان کالا ممکن است مسیر طولانیتر اما مطمئنتری را انتخاب کنند.
جانجان تأکید کرد:
توسعه کریدورها تنها با ساخت زیرساختهای فیزیکی محقق نمیشود. بنابراین توسعه کریدورها فقط به ساخت راهآهن، بندر یا خط لوله محدود نمیشود. ما به اصلاح فرآیندهای گمرکی، ثبات تعرفهها، کاهش موانع اداری، توسعه خدمات بیمه و تأمین مالی و قراردادهای تجاری معتبر نیاز داریم.
او در ادامه به ظرفیتهای تجارت انرژی اشاره کرد وبیان داشت:
در حوزه انرژی هم باید ظرفیتهای سوآپ نفت و گاز، تجارت فرآوردهها، انتقال برق و خدمات ذخیرهسازی را جدی بگیریم. البته هر پروژهای باید توجیه اقتصادی مشخص داشته باشد. صرف اینکه یک مسیر از نظر ژئوپلیتیکی جذاب است، دلیل کافی برای سرمایهگذاری در آن نیست.
به گفته این تحلیلگر، «مهمترین مسئله این است که ایران از یک مسیر جغرافیایی بالقوه، به یک شریک تجاری قابل اعتماد تبدیل شود.»
توسعه منطقهای با تبدیل درآمد انرژی به ارزش افزوده
مجموع دیدگاههای جانجان نشان میدهد که برخورداری از منابع نفت و گاز و موقعیت جغرافیایی مناسب، بهتنهایی تضمینکننده توسعه اقتصادی نیست.
از نگاه او، افزایش سهم ایران در تجارت انرژی منطقه، توسعه استانهای نفتخیز و بهرهگیری از کریدورهای ترانزیتی به ثبات مقررات، اعتماد تجاری، تمرکززدایی پاسخگو و هدایت درآمدهای انرژی به سمت سرمایهگذاری مولد وابسته است. در این چارچوب، هدف اصلی باید تبدیل ظرفیتهای طبیعی و جغرافیایی کشور به اشتغال پایدار، ارزش افزوده و رفاه اقتصادی باشد.