هوش مصنوعی و آینده قدرت ملی؛ وقت تصمیمگیری در ایران
در شرایطی که هوش مصنوعی به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت اقتصادی، امنیتی و فناورانه کشورها تبدیل شده است، ابلاغ قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ایران، ضرورت تعیین تکلیف فوری ساختار راهبری این حوزه را برجسته میکند؛ ضرورتی که تحقق آن به تشکیل سازمانی کارآمد، تأمین منابع مالی پایدار و تبدیل سیاستهای اعلامشده به برنامههای اجرایی وابسته است.
صفحه اقتصاد - چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، «قانون ملی توسعه هوش مصنوعی» را برای اجرا به وزارتخانهها، نهادها و دستگاههای اجرایی مرتبط ابلاغ کرد؛ اقدامی که میتواند نقطه شروع تحولی مهم در مسیر توسعه فناوریهای پیشرفته در ایران باشد. با این حال، اهمیت این رویداد صرفاً به ابلاغ یک قانون یا ایجاد ساختاری اداری محدود نمیشود. مسئله اصلی آن است که آیا سیاستهای اعلامشده به برنامهای اجرایی، برخوردار از منابع مالی مشخص و سازوکار مدیریتی کارآمد تبدیل خواهند شد یا خیر.
هوش مصنوعی در سالهای اخیر از یک فناوری نوظهور به یکی از مؤلفههای اثرگذار بر رقابت اقتصادی، قدرت صنعتی، امنیت ملی و کیفیت حکمرانی تبدیل شده است. کشورهایی که بتوانند زیرساختهای لازم برای توسعه و بهرهبرداری از این فناوری را فراهم کنند، از فرصت بیشتری برای افزایش بهرهوری، تقویت صنایع و کاهش وابستگی فناورانه برخوردار خواهند بود. برای ایران نیز که با محدودیت منابع، چالشهای اقتصادی و ضرورت افزایش بهرهوری مواجه است، تعیین تکلیف سریع ساختار راهبری هوش مصنوعی اهمیتی فراتر از یک تصمیم اداری دارد.
هوش مصنوعی؛ مؤلفهای تازه در معادلات قدرت ملی
اهمیت هوش مصنوعی تنها به توسعه نرمافزار، تولید محتوای دیجیتال یا ارائه خدمات آنلاین محدود نیست. این فناوری بهتدریج در حال تغییر شیوه فعالیت صنایع، نظام سلامت، کشاورزی، حملونقل، مدیریت انرژی و ساختارهای دفاعی است. از تحلیل حجم گسترده اطلاعات و شناسایی تهدیدها گرفته تا بهینهسازی زنجیره تأمین، مدیریت منابع و پشتیبانی از تصمیمگیری، دامنه کاربردهای هوش مصنوعی روزبهروز گستردهتر میشود.
در حوزه دفاعی نیز کاربردهای این فناوری در تحلیل اطلاعات، سامانههای شناسایی، لجستیک و پدافند، ابعاد تازهای به رقابت فناورانه کشورها بخشیده است. در بخش غیرنظامی، تشخیص زودهنگام بیماریها، افزایش بهرهوری کشاورزی، پیشبینی مصرف برق، مدیریت ترافیک و بهبود خدمات عمومی تنها بخشی از ظرفیتهای آن به شمار میرود.
از این منظر، توسعه هوش مصنوعی را باید بخشی از راهبرد کلان کشور برای تقویت توان علمی، اقتصادی و فناورانه دانست. همانگونه که دسترسی به انرژی، فناوریهای پیشرفته و زیرساختهای صنعتی در استقلال کشورها نقش دارد، توان توسعه و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی نیز میتواند بر جایگاه آنها در اقتصاد آینده اثر بگذارد.
با این حال، دستیابی به چنین ظرفیتی صرفاً با تأکید بر اهمیت این فناوری محقق نمیشود. سرمایهگذاری مستمر، دسترسی به توان پردازشی، تربیت نیروی انسانی متخصص و فراهمکردن امکان تبدیل دستاوردهای پژوهشی به محصولات کاربردی، پیششرطهای اصلی این مسیر هستند.
فاصله سرمایهگذاری ایران با رقابت جهانی
یکی از چالشهای مهم توسعه هوش مصنوعی در ایران، فاصله میان اهداف اعلامشده و منابعی است که عملاً به این حوزه اختصاص مییابد. برخی گزارشهای رسانهای از اختصاص حدود ۲۰ میلیون دلار به هوش مصنوعی در ایران حکایت دارند؛ رقمی که در مقایسه با سرمایهگذاریهای چندمیلیارددلاری برخی کشورهای منطقه و اقتصادهای بزرگ جهان، محدود به نظر میرسد.
برای نمونه، همکاری اعلامشده میان آمازون وبسرویسز و شرکت سعودی HUMAIN در سال ۲۰۲۵ بر سرمایهگذاری بیش از پنج میلیارد دلار در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی، خدمات ابری و آموزش نیروی انسانی متمرکز بود. این نمونه نشان میدهد که برخی کشورهای منطقه، توسعه هوش مصنوعی را نه یک برنامه کوتاهمدت، بلکه بخشی از رقابت بلندمدت اقتصادی و فناورانه خود تعریف کردهاند.
در کره جنوبی نیز سازوکارهای ملی برای هماهنگی سیاستهای هوش مصنوعی و توسعه زیرساختهای مرتبط دنبال شده است. ژاپن هم با پیوند دادن سیاستهای هوش مصنوعی به رقابتپذیری صنعتی و امنیت ملی، تلاش کرده است این فناوری را در سطح راهبردی مدیریت کند.
البته مقایسه کشورها تنها بر اساس رقم سرمایهگذاری، تصویر کاملی از وضعیت آنها ارائه نمیدهد. کیفیت سیاستگذاری، دسترسی به تراشههای پیشرفته، ظرفیت مراکز داده، ارتباط دانشگاه و صنعت، امکان جذب و نگهداشت متخصصان و شرایط دسترسی به بازارهای جهانی نیز در تعیین موقعیت کشورها نقش دارند. با این وجود، تفاوت مقیاس سرمایهگذاریها نشان میدهد که بدون تأمین منابع پایدار و هدفمند، فاصله فناورانه ایران با رقبا میتواند افزایش یابد.
سازمان هوش مصنوعی؛ راهحل پراکندگی یا بوروکراسی تازه؟
تشکیل سازمان ملی هوش مصنوعی زمانی اهمیت پیدا میکند که بتواند به مسئلهای اساسی پاسخ دهد: چه نهادی مسئول هماهنگی سیاستها، اولویتبندی پروژهها و پیگیری اجرای برنامههای ملی در این حوزه خواهد بود؟توسعه هوش مصنوعی به همکاری همزمان وزارتخانههای ارتباطات، علوم، صنعت، اقتصاد و بهداشت، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان و سایر نهادهای مرتبط نیاز دارد. اگر هر دستگاه بر اساس اولویتهای مستقل خود عمل کند و سازوکار مؤثری برای تبادل داده، اشتراک زیرساخت و هماهنگی سرمایهگذاریها وجود نداشته باشد، بخشی از منابع کشور ممکن است صرف پروژههای موازی و کماثر شود.
یک سازمان تخصصی و برخوردار از اختیارات روشن میتواند مسئولیت تدوین نقشه راه ملی، هماهنگی بودجهها، تعیین اولویتهای راهبردی، توسعه زیرساخت پردازشی مشترک، حمایت از پژوهشهای کاربردی و طراحی استانداردهای مرتبط با امنیت و حفاظت از دادهها را بر عهده بگیرد. همچنین چنین نهادی میتواند با ایجاد ارتباط مؤثر میان دولت، دانشگاه و بخش خصوصی، مسیر استفاده از هوش مصنوعی در خدمات عمومی و صنایع را هموار کند.
با این حال، تشکیل سازمان بهخودیخود تضمینکننده موفقیت نیست. اگر نهاد جدید به ساختاری اداری برای صدور مجوز، برگزاری جلسات و تولید اسناد راهبردی تبدیل شود، نهتنها مشکل پراکندگی مسئولیتها را حل نخواهد کرد، بلکه ممکن است با افزودن لایهای تازه از تصمیمگیری، روند نوآوری را نیز کندتر کند.
از این رو، ضرورت تشکیل سازمان باید همزمان با تعیین دقیق مأموریتها، حدود اختیارات، منابع مالی، نحوه پاسخگویی و شاخصهای ارزیابی عملکرد آن مورد توجه قرار گیرد. سازمانی که قرار است توسعه هوش مصنوعی را تسریع کند، باید هماهنگکننده و تسهیلگر باشد، نه مانعی تازه در مسیر فعالیت پژوهشگران و شرکتهای فناور.
تجربه کشورها؛ از نهادسازی تا اجرای راهبرد
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که برای مدیریت توسعه هوش مصنوعی، الگوی واحدی وجود ندارد. عربستان سعودی از طریق سازمان داده و هوش مصنوعی سعودی (SDAIA) راهبردهای خود را در این زمینه دنبال میکند. در برخی کشورهای دیگر نیز کمیتههای عالی، ستادهای ملی و سازوکارهای هماهنگی در سطح دولت برای پیوند دادن سیاستگذاری، زیرساخت و توسعه صنعتی به کار گرفته شدهاند.
وجه مشترک این تجربهها، صرفاً ایجاد یک سازمان مستقل نیست؛ بلکه تلاش برای برقراری ارتباط میان اهداف ملی، منابع مالی، ظرفیت علمی، نیازهای صنعتی و الزامات امنیتی است. به همین دلیل، ایران نیز باید بهجای الگوبرداری شکلی از ساختارهای خارجی، مدلی متناسب با شرایط اقتصادی، ظرفیتهای علمی و محدودیتهای فناورانه خود طراحی کند.
در این میان، تعیین نسبت سازمان ملی هوش مصنوعی با وزارتخانهها، مراکز پژوهشی و بخش خصوصی اهمیت ویژهای دارد. تمرکز بیش از حد تصمیمگیری در یک نهاد میتواند ابتکار عمل را محدود کند؛ در مقابل، نبود مرجع هماهنگکننده نیز احتمال پراکندگی منابع و تداخل مأموریتها را افزایش میدهد. ایجاد تعادل میان هماهنگی ملی و استقلال عملیاتی بازیگران این حوزه، یکی از مهمترین الزامات طراحی ساختار جدید است.
آینده بازار کار؛ ضرورت سیاستگذاری همزمان
توسعه هوش مصنوعی علاوه بر فرصتهای اقتصادی، پرسشهای مهمی درباره آینده مشاغل، نظام آموزشی و مهارتهای مورد نیاز بازار کار ایجاد کرده است. اظهارنظرهای چهرههایی مانند ایلان ماسک درباره کاهش ساعات کار در آینده یا گسترش نقش هوش مصنوعی، بازتابی از تحولات احتمالی این حوزه است؛ اما پیشبینیهایی مانند حذف کامل حرفههایی نظیر پزشکی را نمیتوان واقعیتی قطعی تلقی کرد.
محتملتر آن است که بسیاری از مشاغل، بهجای حذف کامل، دستخوش تغییر شوند. در پزشکی، برای مثال، هوش مصنوعی میتواند به تحلیل تصاویر، پردازش پروندهها و شناسایی الگوهای بیماری کمک کند؛ اما مسئولیت حرفهای، تصمیمگیری نهایی و ارتباط انسانی همچنان اهمیت دارند.
از این رو، سیاست توسعه هوش مصنوعی باید با برنامهریزی برای آموزش مهارتهای جدید، بازآموزی نیروی کار، بهروزرسانی نظام آموزشی و حمایت از شاغلانی که با تغییرات ساختاری مواجه میشوند، همراه باشد. در غیر این صورت، بهرهمندی از منافع این فناوری ممکن است با نابرابری بیشتر در دسترسی به فرصتهای شغلی و اقتصادی همراه شود.
ابلاغ قانون، آغاز مسیر اجراست
قانون ملی توسعه هوش مصنوعی و سازمانی که قرار است اجرای آن را راهبری کند، مستقیماً با آینده صنعت، امنیت، استقلال فناورانه و کیفیت زندگی مردم ارتباط دارد. به همین دلیل، این موضوع به تصمیمگیری منسجم در سطوح بالای مدیریتی و همکاری واقعی میان دولت، دانشگاه و بخش خصوصی نیازمند است.
اکنون مسئله اصلی آن است که ابلاغ قانون با چه سرعتی به برنامهای عملیاتی تبدیل میشود. تعیین منابع مالی شفاف، مشخصکردن اهداف زمانبندیشده،
توسعه زیرساختهای محاسباتی، حمایت از شرکتهای داخلی، تربیت نیروی انسانی و ایجاد سازوکارپاسخگویی، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند فاصله میان سیاستگذاری و اجرا را کاهش دهند.
تشکیل فوری سازمان هوش مصنوعی، در صورتی که با مأموریت روشن، بودجه متناسب و اختیارات اجرایی کافی همراه باشد، میتواند به ساماندهی ظرفیتهای پراکنده و تسریع اجرای قانون کمک کند. در مقابل، تأخیر در تعیین تکلیف ساختار راهبری یا ایجاد نهادی فاقد منابع و اختیار کافی، خطر تداوم پراکندگی و هدررفت فرصتها را افزایش میدهد.
رقابت هوش مصنوعی تنها رقابت بر سر تولید ابزارهای جدید نیست؛ رقابتی برای افزایش بهرهوری، تقویت توان صنعتی، تربیت نیروی متخصص و تثبیت جایگاه کشورها در اقتصاد آینده است. ایران برای آنکه در این مسیر صرفاً مصرفکننده فناوریهای تولیدشده در دیگر کشورها نباشد، به سیاستی پایدار و ساختاری پاسخگو نیاز دارد که بتواند اهداف اعلامشده را به نتایج ملموس تبدیل کند. ابلاغ قانون، نقطه آغاز این مسیر است؛ سنجش واقعی موفقیت آن نیز نه با تعداد مصوبات و ساختارهای اداری، بلکه با دستاوردهای عملی و اثر آن بر توان فناورانه کشور امکانپذیر خواهد بود.