از سفره آمریکایی تا بازار اوراق؛ جنگ ایران کجای تاب‌آوری اقتصادی آمریکا را نشانه گرفته است؟

هشدار ری دالیو درباره کاهش سهم اوراق قرضه آمریکا و حرکت به سمت طلا و بیت‌کوین، در ظاهر یک توصیه برای مدیریت سرمایه است؛ اما در شرایطی که واشنگتن همزمان با هزینه‌های جنگ ایران، افزایش قیمت انرژی، فشار تورمی و بدهی فزاینده روبه‌روست، معنای آن فراتر از یک توصیه سرمایه‌گذاری است. از رکوردشکنی حاشیه سود گازوئیل تا تلاش دولت ترامپ برای کنترل قیمت گوشت چرخ‌کرده، نشانه‌های فشار اقتصادی در حال ظاهر شدن در نقاط مختلف اقتصاد آمریکا هستند؛ فشاری که اکنون بازار بدهی را نیز در کانون توجه قرار داده است.

از سفره آمریکایی تا بازار اوراق؛ جنگ ایران کجای تاب‌آوری اقتصادی آمریکا را نشانه گرفته است؟
صفحه اقتصاد -

وقتی ری دالیو درباره اوراق قرضه آمریکا هشدار می‌دهد، نمی‌توان این اظهارنظر را در حد توصیه‌ای برای جابه‌جایی چند درصد از یک سبد سرمایه‌گذاری نادیده گرفت. دالیو سال‌هاست به‌عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین تحلیلگران چرخه‌های بدهی و تحولات اقتصادهای بزرگ شناخته می‌شود و به همین دلیل، هشدار او درباره یکی از مهم‌ترین دارایی‌های مالی جهان می‌تواند از منظر انتظارات بازار قابل توجه باشد.

دالیو در تازه‌ترین اظهارات خود پیشنهاد کرده است سرمایه‌گذاران وزن اوراق قرضه را کاهش دهند و بخشی از دارایی خود را به طلا و مقداری بیت‌کوین اختصاص دهند. او همچنین نسبت به تشدید بحران بدهی آمریکا در سال‌های پیش رو هشدار داده است.

این سخنان البته به معنای آن نیست که بازار اوراق خزانه آمریکا در آستانه فروپاشی قرار دارد. مسئله مهم‌تر، تغییری است که ممکن است در نگاه سرمایه‌گذاران به ریسک این دارایی ایجاد شود؛ یعنی فاصله گرفتن از این تصور که حجم بالای بدهی آمریکا صرفاً یک مسئله بودجه‌ای است و تبدیل شدن آن به نگرانی درباره توانایی واشنگتن برای مدیریت این بدهی.

وقتی بدهی، خودش هزینه تولید می‌کند

دولت آمریکا برای تأمین کسری بودجه و بازپرداخت تعهدات خود به انتشار اوراق نیاز دارد. اگر در یک مقطع تقاضا برای این اوراق کاهش پیدا کند، دولت برای جذب سرمایه باید بازدهی بیشتری پیشنهاد دهد.

اینجاست که یک زنجیره نگران‌کننده می‌تواند شکل بگیرد: عرضه بیشتر اوراق، بازده بالاتر، هزینه بهره بیشتر، کسری بودجه سنگین‌تر و در نهایت نیاز بیشتر به استقراض.

در چنین شرایطی، نگرانی درباره بدهی می‌تواند به نگرانی درباره بازار بدهی تبدیل شود. اگر سرمایه‌گذاران بزرگ نیز به کاهش وزن اوراق روی بیاورند، مسئله دیگر تنها به اعداد بودجه‌ای محدود نخواهد بود و پای «اعتماد بازار» به میان می‌آید.

این فشار می‌تواند به بازار سهام نیز منتقل شود. بازده بالاتر اوراق، هزینه سرمایه شرکت‌ها را افزایش می‌دهد و در عین حال، جذابیت نسبی سهام را کاهش می‌دهد. بنابراین یک شوک در بازار اوراق، در صورت تشدید، می‌تواند به سایر بازارهای مالی نیز سرایت کند.

جنگ؛ فشار از مسیر انرژی

هشدار دالیو در خلأ اتفاق نیفتاده است. اقتصاد آمریکا در ماه‌های اخیر با پیامدهای مختلف جنگ ایران مواجه بوده و بازار انرژی یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال این فشار بوده است.

در این میان، گازوئیل اهمیت ویژه‌ای دارد. گزارش اخیر رویترز از عبور حاشیه سود پالایش گازوئیل در آمریکا از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه و ثبت رکورد ۱۰۲.۲۰ دلار خبر داده است؛ جهشی که کاهش عرضه جهانی فرآورده‌ها، اختلال در صادرات خاورمیانه و روسیه و افزایش تقاضای فصلی کشاورزی در آن نقش داشته‌اند.

گازوئیل برای اقتصاد آمریکا یک کالای معمولی نیست. بخش قابل توجهی از حمل‌ونقل، کشاورزی، معدن، ماشین‌آلات و زنجیره توزیع کالا به آن وابسته است. بنابراین افزایش قیمت آن می‌تواند خیلی سریع‌تر از بازار نفت خام، خود را در هزینه‌های اقتصاد واقعی نشان دهد.

کامیون گران‌تر یعنی حمل‌ونقل گران‌تر؛ سوخت کشاورزی گران‌تر یعنی هزینه تولید بالاتر؛ و هزینه تولید و توزیع بالاتر در نهایت می‌تواند به قیمت کالاها منتقل شود.

گوشت چرخ‌کرده؛ صورت‌حساب جنگ روی سفره

در سوی دیگر این زنجیره، مصرف‌کننده آمریکایی قرار دارد.

ترامپ در روزهای اخیر برای کاهش فشار قیمت گوشت چرخ‌کرده، موضوع واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت با تعرفه پایین‌تر برای یک دوره ۹۰ روزه را مطرح کرده است. فارغ از میزان تأثیرگذاری این تصمیم، ورود دولت به بازار برای کنترل قیمت یک کالای مصرفی نشان می‌دهد هزینه زندگی و تورم مواد غذایی به مسئله‌ای جدی تبدیل شده است.

اینجا «گوشت چرخ‌کرده» تنها یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه شاخصی از فشار هزینه زندگی بر خانوار آمریکایی است.

از طرف دیگر، «گازوئیل» نیز هزینه‌ای است که شاید مصرف‌کننده آن را به‌طور مستقیم در سبد خرید نبیند، اما اثر آن را در قیمت حمل‌ونقل، مواد غذایی و کالاهای مختلف پرداخت می‌کند.

به همین دلیل، این دو موضوع در ظاهر متفاوت، در واقع به یک مسئله مشترک متصل هستند: افزایش هزینه‌های اقتصاد واقعی.

تاب‌آوری آمریکا زیر فشار چندگانه

قدرت اقتصادی آمریکا تنها با تولید ناخالص داخلی یا توان نظامی این کشور سنجیده نمی‌شود. توان تحمل همزمان هزینه جنگ، انرژی گران، تورم، کسری بودجه، بدهی سنگین و نرخ بهره بالا نیز بخشی از تاب‌آوری اقتصادی است.

جنگ ایران در این میان می‌تواند فشارها را از چند مسیر همزمان تشدید کند. افزایش هزینه انرژی می‌تواند تورم را بالا نگه دارد؛ تورم می‌تواند کاهش نرخ بهره را دشوارتر کند؛ نرخ‌های بهره بالا هزینه تأمین مالی را افزایش دهد و هزینه بهره دولت نیز فشار بیشتری بر بودجه وارد کند.

در چنین شرایطی، بازار اوراق به نقطه‌ای حساس تبدیل می‌شود؛ زیرا هرگونه افزایش پایدار در بازده اوراق، هم برای دولت و هم برای بخش خصوصی هزینه‌زا خواهد بود.

هشدار اصلی دالیو کجاست؟

از این منظر، اهمیت اظهارنظر ری دالیو در پیش‌بینی سقوط اوراق آمریکا نیست؛ بلکه در طرح یک پرسش بنیادی‌تر است: آیا سرمایه‌گذاران همچنان با همان میزان اطمینان گذشته حاضرند اوراق آمریکا را نگهداری کنند؟

بازار اوراق آمریکا همچنان یکی از ستون‌های اصلی نظام مالی جهان است و نمی‌توان با یک اظهارنظر، سناریوی بحران را قطعی دانست. اما کاهش اعتماد، اگر از سطح هشدارهای پراکنده به تغییر رفتار سرمایه‌گذاران بزرگ برسد، می‌تواند معادله را تغییر دهد.

در آن صورت، دولت آمریکا نه‌تنها با مسئله حجم بدهی، بلکه با هزینه تأمین مالی این بدهی نیز مواجه خواهد شد.

و این همان نقطه‌ای است که بدهی می‌تواند از یک مسئله مالی به یک مسئله اعتماد تبدیل شود.

آزمونی که از میدان جنگ فراتر رفته است

شش ماه پس از آغاز جنگ، فشار بر انرژی، مواد غذایی و بازارهای مالی نشان می‌دهد هزینه‌های این درگیری را نمی‌توان تنها با رقم بودجه نظامی اندازه‌گیری کرد.

ممکن است واشنگتن بتواند برای مدتی با ابزارهایی مانند واردات، کاهش تعرفه یا سیاست‌های حمایتی، فشار قیمت یک کالای خاص را کنترل کند؛ اما مقابله همزمان با انرژی گران، تورم، کسری بودجه، بدهی و نرخ‌های بهره بالا بسیار پیچیده‌تر است.

به همین دلیل، هشدار دالیو را باید در کنار سایر نشانه‌ها خواند؛ از رکورد حاشیه سود پالایش گازوئیل گرفته تا تلاش دولت برای کنترل قیمت گوشت و فشار فزاینده بر بازار اوراق.

در نهایت، جنگی که قرار بود بخشی از توان و تاب‌آوری ایران را محک بزند، اکنون خود به یکی از آزمون‌های اقتصادی آمریکا تبدیل شده است.

ترامپ ممکن است برای گوشت چرخ‌کرده راه‌حل کوتاه‌مدت پیدا کند، اما برای بدهی، نرخ بهره و اعتماد به اوراق خزانه نمی‌توان به‌سادگی نسخه کوتاه‌مدت نوشت.

مسئله امروز آمریکا فقط این نیست که چقدر بدهکار است؛ مسئله این است که بازار تا چه زمانی حاضر است با همین سطح از اعتماد، این بدهی را نگهداری کند.

اگر این اعتماد تضعیف شود، هزینه جنگ دیگر فقط در میدان نظامی یا پمپ‌بنزین دیده نخواهد شد؛ ممکن است صورت‌حساب آن به بازار اوراق و در نهایت به کل اقتصاد آمریکا منتقل شود.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه

پری رول https://panel.adexo.ir/api/v1/main/serve?wid=4ddb29c7-8d12-4bfc-91fc-4a6b40b44ed1