میرسهیل نیک‌زاد کلورزی در گفت وگو با صفحه اقتصاد؛

رمزارزها در آستانه یک تغییر بزرگ/ سناریوها، جایگزین پیش‌بینی قیمت شدند

بازار رمزارزها در حال عبور از الگوهای سنتی قیمت‌گذاری است؛ جایی که هاوینگ و نمودارهای تاریخی دیگر به‌تنهایی پاسخگوی رفتار بیت‌کوین نیستند. ورود سرمایه نهادی، تغییرات نقدینگی جهانی، شرایط اقتصاد کلان و گسترش توکن‌سازی دارایی‌های واقعی، ساختار بازار را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. در این میان، به جای تکیه بر پیش‌بینی یک عدد مشخص برای قیمت بیت‌کوین، تحلیل سناریوها و بررسی اثر متقابل متغیرهای اقتصادی و فناورانه اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

رمزارزها در آستانه یک تغییر بزرگ/ سناریوها، جایگزین پیش‌بینی قیمت شدند
صفحه اقتصاد -

میرسهیل نیک‌زاد کلورزی، بیتکوینر، هم‌بنیان‌گذار و عضو هیئت‌مدیره انجمن بلاکچین ایران در این گفت‌وگو درباره چشم‌انداز بازار رمزارزها، ریسک‌های پیش‌روی روند صعودی، محدودیت‌های پیش‌بینی قیمت و تأثیر ورود دارایی‌های واقعی به زیرساخت بلاکچین صحبت می‌کند.

اساساً در بازار رمزارزها می‌توان از «پیش‌بینی قیمت» صحبت کرد یا بهتر است به جای عدد قطعی، درباره سناریوهای احتمالی حرف بزنیم؟

اگر منظور از پیش‌بینی، اعلام یک عدد قطعی برای قیمت آینده باشد، پاسخ من منفی است. قیمت در بازارهای مالی خروجی مستقیم یک متغیر نیست. نرخ بهره، نقدینگی، شرایط اقتصاد کلان، سیاست، فناوری و رفتار سرمایه‌گذاران همزمان بر قیمت اثر می‌گذارند.

در بازار رمزارزها تعداد و شدت این متغیرها بیشتر است. بنابراین ترجیح می‌دهم به جای اینکه بگویم بیت‌کوین سه ماه دیگر دقیقاً چه قیمتی خواهد داشت، نیروهایی را بررسی کنیم که امروز بازار را تغییر می‌دهند و ببینیم هرکدام چه سناریوهایی ایجاد می‌کنند.

اگر بخواهیم فقط یک عامل را به عنوان بزرگ‌ترین تهدید برای روند صعودی رمزارزها انتخاب کنیم، آن عامل چیست؟

اگر بخواهم یک عامل را انتخاب کنم، باید به نقدینگی و شرایط اقتصاد کلان اشاره کنم. بازار رمزارزها از نقدینگی جهانی جدا نیست. تغییر نرخ بهره، سیاست‌های پولی، وضعیت اقتصاد جهانی و میزان ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران می‌تواند جهت جریان سرمایه را تغییر دهد.

حتی اگر یک پروژه از نظر فناوری یا کاربرد بنیادی شرایط مناسبی داشته باشد، نمی‌توان اثر خروج نقدینگی از بازارهای پرریسک را نادیده گرفت.

آیا بیت‌کوین در چرخه فعلی همچنان از الگوی تاریخی هاوینگ پیروی می‌کند یا ورود سرمایه نهادی این الگو را تغییر داده است؟

هاوینگ همچنان یک متغیر مهم در اقتصاد بیت‌کوین است، اما نمی‌توان آن را به تنهایی برای توضیح چرخه بازار کافی دانست. با ورود سرمایه نهادی، ETFها، صندوق‌های بزرگ و بازیگران مالی سنتی، ساختار تقاضا تغییر کرده است.

بنابراین ممکن است برخی الگوهای تاریخی همچنان قابل مشاهده باشند، اما نباید انتظار داشته باشیم چرخه فعلی دقیقاً با چرخه‌های قبلی تکرار شود. بازار بزرگ‌تر شده و بازیگران آن نیز تغییر کرده‌اند.

بالاترین قیمت تاریخی بعدی بیت‌کوین را بر اساس چه سناریویی می‌توان بررسی کرد؟

به جای تعیین یک عدد قطعی، باید چند سناریو داشته باشیم. در سناریوی صعودی، استمرار ورود سرمایه نهادی، رشد نقدینگی، پذیرش بیشتر بیت‌کوین و توسعه زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال می‌تواند زمینه‌ساز ثبت سقف‌های جدید باشد.

اما این سناریو زمانی اعتبار خود را از دست می‌دهد که جریان سرمایه معکوس شود، شرایط اقتصاد کلان به‌شدت علیه دارایی‌های پرریسک تغییر کند یا بحران جدی در اعتماد به زیرساخت‌های بازار ایجاد شود.

آیا قیمت‌های هدف بسیار بالا برای بیت‌کوین پشتوانه مدل‌های اقتصادی دارند؟

هیچ عددی را نمی‌توان با قطعیت از پیش تعیین کرد. برخی مدل‌های اقتصادی می‌توانند بر اساس عرضه، تقاضا، نقدینگی و پذیرش شبکه سناریوهایی ارائه کنند، اما مدل با واقعیت یکی نیست.

هرچه افق زمانی بلندتر باشد، عدم‌قطعیت هم بیشتر می‌شود. بنابراین وقتی یک قیمت مشخص به عنوان «هدف قطعی» اعلام می‌شود، باید با احتیاط بیشتری با آن برخورد کرد.

اگر بخواهید وضعیت بازار را در قالب سه سناریوی صعودی، خنثی و نزولی ببینید، مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده کدام‌اند؟

من به جای انتخاب یک وضعیت قطعی، سناریوی مشروط را ترجیح می‌دهم. اگر جریان نقدینگی، پذیرش نهادی و توسعه زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال ادامه پیدا کند، سناریوی صعودی قدرت بیشتری خواهد داشت.

اما سه عامل را باید همزمان زیر نظر داشت: نقدینگی جهانی، رفتار سرمایه نهادی و شرایط اقتصاد کلان. هیچ‌کدام به تنهایی تعیین‌کننده نیستند.

چه نشانه‌ای می‌تواند هشدار دهد بازار در آستانه یک ریزش شدید قرار دارد، حتی اگر قیمت همچنان صعودی باشد؟

واگرایی میان قیمت و جریان واقعی سرمایه می‌تواند یک هشدار باشد. اگر قیمت بالا برود اما نقدینگی جدید وارد بازار نشود، حجم معاملات کیفیت لازم را نداشته باشد یا رشد قیمت بیشتر ناشی از اهرم و سفته‌بازی باشد، باید محتاط شد.

بازاری که صرفاً با افزایش اهرم رشد می‌کند، نسبت به یک شوک کوچک هم می‌تواند واکنش شدیدی نشان دهد.

آیا رشد شدید بیت‌کوین بدون رشد متناسب حجم معاملات و ورود نقدینگی جدید می‌تواند پایدار باشد؟

پایداری چنین رشدی محل تردید است. البته حجم معاملات به تنهایی معیار کاملی نیست، اما وقتی افزایش قیمت با جریان سرمایه واقعی، افزایش مشارکت سرمایه‌گذاران و رشد تقاضای پایدار همراه نباشد، باید احتمال اصلاح را جدی گرفت.

بزرگ‌ترین اشتباه سرمایه‌گذاران خرد در استفاده از تحلیل‌های پیش‌بینی قیمت چیست؟

اینکه پیش‌بینی را با واقعیت اشتباه بگیرند. هیچ تحلیلی تضمین نمی‌کند قیمت به یک عدد مشخص برسد.

سرمایه‌گذار باید بداند بر اساس چه فرضی وارد بازار شده، چه میزان ریسک را می‌پذیرد و اگر فرض اولیه‌اش اشتباه بود، چه تصمیمی خواهد گرفت. مشکل از جایی شروع می‌شود که یک سناریو به باور قطعی تبدیل می‌شود.

یکی از تحولاتی که می‌تواند ساختار بازار را تغییر دهد، Tokenization یا توکن‌سازی دارایی‌های واقعی است. آیا این موضوع صرفاً یک موج تکنولوژیک است یا باید آن را یک تحول اقتصادی دانست؟

به نظر من Tokenization امروز بیشتر از اینکه یک اتفاق تکنولوژیک باشد، یک اتفاق اقتصادی است.

بخش دشوار تکنولوژیک این مسیر تا حد زیادی طی شده است. امروز می‌دانیم چگونه یک دارایی یا حق اقتصادی را روی زیرساخت بلاکچین تعریف، منتقل و معامله کنیم. مسئله جدید، ورود این ابزار به اقتصاد واقعی است.

طلا، انرژی، مسکن، اوراق و اعتبار از قبل نقش اقتصادی داشته‌اند. Tokenization این نقش‌ها را اختراع نمی‌کند؛ بلکه ابزارهای جدیدی برای مالکیت، تأمین مالی، انتقال و نقدشوندگی در اختیار آنها قرار می‌دهد.

در مورد مسکن، آیا Tokenization فقط به معنای خردکردن مالکیت یک ملک است؟

خیر. اگر یک ملک را به هزار سهم دیجیتال تقسیم کنیم، هزار نفر را صاحب خانه نکرده‌ایم. چیزی که تغییر کرده این است که چه حقی را قابل انتقال و نقدشونده کرده‌ایم و چه کسانی امکان ورود به آن بازار را پیدا کرده‌اند.

ممکن است فردی که قبلاً امکان مشارکت در یک دارایی بزرگ را نداشت، بتواند بخشی از منفعت اقتصادی آن را خریداری کند. سازنده نیز ممکن است بخشی از تأمین مالی پروژه را از مسیر دیگری انجام دهد و سرمایه‌گذار بتواند موقعیت خود را ساده‌تر واگذار کند.

زمین همان زمین است و ساختمان همان ساختمان؛ اما تعداد بازیگران، شیوه ورود و خروج سرمایه، تأمین مالی و میزان نقدشوندگی تغییر کرده است. اینها تحولات اقتصادی‌اند.

برای تحلیل چنین تحولاتی، صرف سناریونویسی کافی است؟

اینجا بهتر است یک قدم جلوتر برویم و از Cross-Impact Analysis یا تحلیل اثرات متقابل استفاده کنیم.

نباید فقط بگوییم یک فناوری وارد بازار می‌شود و سه سناریوی خوب، متوسط و بد برای آن بنویسیم. باید بررسی کنیم ورود آن فناوری چه متغیرهای دیگری را تغییر می‌دهد و تغییر آن متغیرها چه اثری دوباره بر کل سیستم می‌گذارد.

Tokenization مثال خوبی است. توکن‌سازی یک دارایی می‌تواند نقدشوندگی ایجاد کند؛ اما باید پرسید افزایش نقدشوندگی چه اتفاق اقتصادی دیگری را فعال می‌کند. پاسخ برای مسکن با انرژی یا طلا متفاوت است.

 با ورود دارایی‌های واقعی به زیرساخت بلاکچین، آیا رفتار قیمتی رمزارزها هم تغییر خواهد کرد؟

قطعاً می‌تواند تغییر کند، اما این تغییر الزاماً به معنای افزایش فوری قیمت بیت‌کوین نیست.

اگر حجم بزرگی از دارایی‌های واقعی وارد زیرساخت‌های مبتنی بر بلاکچین شود، اندازه اقتصادی این فضا دیگر فقط با ارزش بیت‌کوین و اتریوم و سایر رمزارزها سنجیده نمی‌شود. بخشی از ارزش مسکن، طلا، انرژی، اوراق، اعتبار و سایر دارایی‌ها هم می‌تواند وارد همین زیرساخت شود.

این اتفاق در بلندمدت ظرفیت رشد کل اقتصاد مبتنی بر بلاکچین را افزایش می‌دهد، اما سرمایه می‌تواند میان طبقات مختلف دارایی جابه‌جا شود. بنابراین Tokenization را صرفاً یک سیگنال صعودی قیمت نمی‌دانم؛ آن را تغییری در ساختار بازار می‌بینم.

در چنین شرایطی سرمایه‌گذار باید چگونه تصمیم بگیرد و چه تفاوتی میان سرمایه‌گذاری و صرفاً تریدکردن وجود دارد؟

باید میان درآمد مولد و درآمد ناشی از افزایش قیمت دارایی تفاوت جدی قائل شویم.

ممکن است بیت‌کوین یا اتریوم را در نقطه مناسبی خریداری کنیم و بازده قابل‌توجهی بگیریم. این یک استراتژی سرمایه‌گذاری است. اما دارایی‌ای که صرفاً نگهداری می‌شود، عمدتاً از تغییر قیمت برای ما بازده ایجاد می‌کند.

در مقابل، سرمایه‌گذاری روی یک زیرساخت، کسب‌وکار، خدمت یا دارایی مولد می‌تواند در طول عمر خود محصول یا خدمت تولید کند و جریان درآمد بسازد.

به همین دلیل فکر می‌کنم در سبد سرمایه‌گذاری آینده، در کنار سهمی از بازار جهانی رمزارزها و مدیریت ریسک قیمتی آن، باید سهم جدی‌تری برای دارایی‌ها و فعالیت‌های مولد مبتنی بر این فناوری در نظر بگیریم.

بنابراین فرصت اصلی این تحول را نباید فقط در افزایش قیمت رمزارزها جست‌وجو کرد؟

دقیقاً. قیمت مهم است و ریسک قیمت را نباید دست‌کم گرفت. بازار رمزارزها همچنان می‌تواند افت‌وخیزهای بسیار جدی داشته باشد.

اما فرصت بزرگ‌تر جایی است که فناوری به فعالیت اقتصادی مولد تبدیل می‌شود.

اگر بتوانیم زیرساخت خودمان را داشته باشیم، دارایی‌ها و مزیت‌های واقعی خودمان را روی آن بیاوریم و آنها را به بازارهای منطقه‌ای و جهانی متصل کنیم، دیگر فقط منتظر نیستیم یک دارایی که خریده‌ایم گران‌تر شود. سرمایه شروع می‌کند به کارکردن، خدمت‌ساختن و درآمد ایجادکردن.

شاید مهم‌ترین تغییر نگاه همین باشد: بخشی از تمرکزمان را از انباشت دارایی با امید افزایش قیمت، به سمت ساختن دارایی و خدماتی ببریم که خودشان ارزش و درآمد تولید می‌کنند.

در نهایت، تکنولوژی روش و فوت‌وفنی است که برای انجام کار انتخاب می‌کنیم؛ اما اقتصاد بخشی از منطقی است که درباره انتخاب همان کار یا همان تکنولوژی به آن نیاز داریم. هر دو به اندازه خود مهم و حیاتی‌اند.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه

پری رول https://panel.adexo.ir/api/v1/main/serve?wid=4ddb29c7-8d12-4bfc-91fc-4a6b40b44ed1