یادداشت مدیرمسئول؛

بحران خاورمیانه؛ فرصتی که نباید برای نفت ایران از دست برود

بازار جهانی نفت، بیش از هر بازار دیگری، به تحولات ژئوپلیتیکی واکنش نشان می‌دهد. هرگاه امنیت عرضه به مخاطره بیفتد، ارزش نفت افزایش می‌یابد و فروشندگان از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردار می‌شوند.

بحران خاورمیانه؛ فرصتی که نباید برای نفت ایران از دست برود
صفحه اقتصاد -

گزارش اخیر رویترز مبنی بر کاهش محسوس تخفیف نفت روسیه نیز مؤید همین واقعیت است؛ پالایشگاه‌هایی که تا دیروز نفت روسیه را با تخفیف‌های سنگین خریداری می‌کردند، امروز به دلیل نگرانی از آینده عرضه، حاضرند بهای بیشتری بپردازند. این یعنی بحران، برای برخی کشورها به یک فرصت اقتصادی تبدیل شده است.

اما سؤال اساسی اینجاست؛ سهم ایران از این فرصت چه بوده است؟ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است و در منطقه‌ای قرار دارد که هر تحول آن، مستقیماً بر قیمت جهانی انرژی اثر می‌گذارد.

انتظار طبیعی این است که هر زمان ریسک ژئوپلیتیکی افزایش می‌یابد، درآمدهای نفتی ایران نیز متناسب با آن افزایش پیدا کند. اما آیا چنین اتفاقی رخ داده است؟تردیدی نیست که تحریم‌های نفتی، محدودیت‌های بانکی، بیمه، حمل‌ونقل و فشارهای سیاسی، بخشی از قدرت مانور ایران را محدود کرده است.

اما آیا همه ماجرا به تحریم‌ها بازمی‌گردد؟ آیا مدیریت بازاریابی و فروش نفت نیز از همه ظرفیت‌های موجود برای تبدیل این شرایط به درآمد بیشتر استفاده کرده است؟«صفحه اقتصاد» طی یک سال گذشته بارها و بارها با نگاهی کارشناسانه نسبت به ضعف‌های بازاریابی و فروش نفت هشدار داد.

در این مدت، بیش از ۳۵ پرسش تخصصی درباره نحوه مدیریت فروش نفت، میزان تخفیف‌ها، تنوع بازارهای صادراتی، مدل قراردادها، دیپلماسی انرژی و استفاده از فرصت‌های ژئوپلیتیکی مطرح کرد؛ پرسش‌هایی که انتظار می‌رفت با پاسخ‌های روشن و مستند همراه شوند.

اما آنچه بیش از پاسخ شنیده شد، سکوت بود؛ و آنچه بیش از اصلاح دیده شد، تکرار همان رویه‌های گذشته بود. گویی نقد دلسوزانه نه فرصتی برای اصلاح، بلکه مزاحمتی برای مدیران تلقی می‌شد.امروز که گزارش‌های بین‌المللی از کاهش تخفیف نفت روسیه و افزایش درآمد این کشور در سایه تحولات خاورمیانه حکایت دارد، این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح می‌شود که آیا ایران نیز به همان اندازه از این فرصت بهره برده است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا گزارشی شفاف از دستاوردها ارائه نمی‌شود؟ و اگر پاسخ منفی است، مسئولیت این فرصت‌سوزی بر عهده چه کسانی است؟

واقعیت این است که مدیریت فروش نفت، تنها به معنای بارگیری نفتکش‌ها و فروش چند میلیون بشکه نفت نیست. هر مدیری می‌تواند در شرایط عادی فرآیند صادرات را انجام دهد؛ اما مدیریت حرفه‌ای زمانی معنا پیدا می‌کند که در اوج تحولات ژئوپلیتیکی، با رصد هوشمند بازار، کاهش تخفیف‌ها، افزایش قدرت چانه‌زنی، تنوع‌بخشی به بازارهای هدف، طراحی قراردادهای مؤثر و بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی انرژی، بیشترین ارزش افزوده را برای هر بشکه نفت کشور ایجاد کند.

معیار موفقیت، صرفاً میزان صادرات نیست؛ بلکه حداکثرسازی درآمد ملی از هر بشکه نفتی است که به بازار جهانی عرضه می‌شود.امروز دیگر نمی‌توان همه کاستی‌ها را پشت دیوار تحریم پنهان کرد. تحریم واقعیتی تلخ است، اما مدیریت کارآمد باید بتواند در دل همین محدودیت‌ها، فرصت خلق کند. اگر رقیب تحریم‌شده‌ای مانند روسیه توانسته از بحران‌های منطقه‌ای درآمد بیشتری کسب کند، این سؤال حق افکار عمومی است که چرا ایران با همه ظرفیت‌های انرژی خود، نتوانسته به همان میزان از این فرصت بهره‌مند شود.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، وزارت نفت و مجموعه مدیریت بازاریابی و فروش نفت باید به این پرسش‌ها پاسخ دهند؛ نه به منتقدان، بلکه به مردمی که نفت را سرمایه ملی خود می‌دانند. نقدهای دلسوزانه نباید با سکوت پاسخ داده شوند، زیرا هزینه سکوت مدیران، گاه میلیون‌ها دلار از درآمدی است که می‌توانست نصیب کشور شود.فرصت‌های بازار نفت، مانند خود بحران‌ها، ماندگار نیستند.

هنر مدیریت آن است که پیش از بسته شدن پنجره فرصت، منافع ملی را به حداکثر برساند؛ در غیر این صورت، آنچه باقی می‌ماند، تنها فرصت‌های از دست‌رفته و پرسش‌هایی است که دیر یا زود باید به آنها پاسخ داده شود.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه