یادداشتی از دکتر حمیدرضا فرتوک‌زاده؛

تفاهم و صف آرایی ؟!/ درباره حداقل کارهایی که نباید بکنیم...

حمید رضا فرتوک زاده در یادداشت خود نوشت: مهم تر از متنی که مبادله می شود، آرایشی است که باید در دو حوزه اصلی جنگ و اقتصاد در نسبت با آن داشته باشیم .

تفاهم و صف آرایی ؟!/ درباره حداقل کارهایی که نباید بکنیم...
صفحه اقتصاد -

در حوزه جنگ مهم ترین مسأله ما نیش چاقوی معتبری است که پیوسته باید به دشمن نشان داده شود. همان نیزه ای که در دهان کروکودیل گذاشته ایم و آرواره هایش را از نفس انداخته ایم که به دنبال این تفاهم نامه آمده است.گاهی فراموش می کنیم که عامل اصلی این امنیت همان نیزه است.همانند بنده خدایی که با هواپیما رفته بود مشهد و گفته بود اگر می دانستم یک ساعت راه است با ماشین می آمدم!
برای معتبر نگاه داشتن نیش چاقو یا نیزه ای که در دهان کروکودیل گذاشته ایم باید روی نقطه مزیت خودمان ایستادگی کنیم یعنی خلیج فارس
در ازای نقض آتش‌بس در لبنان،بی تردید باید یک اقدام موثر در خلیج فارس انجام شود. بعد از جنگ رمضان حتی خیلی از دوستان دیرباور هم به تجربه دریافتند که پاسخ اصلی و بازدارنده ایران به شرارت های اسرائیل صرفا در خلیج فارس امکان پذیر خواهد بود و البته این منافاتی با پاسخ تنبیهی به خاک اسرائیل ندارد.ولی فراموش نکنیم که حمله مستقیم ایران به اسرائیل بیشتر جنبه نمادین دارد و بازدارندگی اصلی در همین جاست.ای کمان و تیرها پرداخته.صید نزدیک و تو دور انداخته.
حالا هم که اسرائیل علی رئوس الاشهاد آتش بس را در لبنان لگدکوب کرده است ، پاسخ ما باید در خلیج فارس باشد. این کار در درجه اول برای امنیت ملی ایران ضرورت دارد و البته حزب الله لبنان هم از آن منتفع خواهد شد. به جرات می توان گفت که مهم ترین میراث راهبردی رهبر شهید در آخرین بیانات شان، تاکید بر ماهیت منطقه ای جنگ است و این تنها راه زنده ماندن ایران مستقل در ژئوپلیتیک ملتهب خلیج فارس است.توجه شود:«تنها و تنها راه زنده ماندن ایران »
از این صغری کبری چه نتیجه‌ای می توان گرفت؟  اگر امکان پاسخ های تهاجمی را نداریم ،حداقل کاری که می توانیم بکنیم تاخیر در بازگشایی تنگه هرمز است.یا بهتر بگویم ،حداقل کاری که می توانیم نکنیم،شتاب زدگی در بازگشایی تنگه هرمز است!
در حوزه اقتصاد مسأله اصلی تاب آوری و مصون سازی و گذار به وضعیت closed loop است که از طریق بسته های ایلافی میسر می‌شود.
در سکوت ایجاد شده در صحنه جنگ ناشی از یادداشت تفاهم با آمریکا عجالتا یک پنجره فرصت کوتاه مدت داریم که قرارداد های عمیق تر با چین و روسیه و اقتصادهای مکمل ببندیم تا بسته های ایلافی به جریان بیفتند.
به جای جاروجنجال و پختن خیال های خام در پرونده توافق با آمریکا ،باید دنبال استفاده از این توافق برای عمق بخشی به همکاری با چینی ها و اقتصادهای مکمل باشیم
چه کنیم که خطای پسابرجام تکرار نشود؟برجام فرصتی مستعجل بود پیش روی  اقتصاد ایران که می توانست به عمق بخشی به رابطه با چین و اقتصادهای مکمل منجر شود.یعنی با کارت برجام می توانستیم از مسیرهای غیردلاری امتیاز های بیشتری بگیریم نه اینکه به امید واهی بازشدن راه غرب،راه شرق را کور کنیم.
متاسفانه این فرصت طلایی در گیس کشی میان جناح های سیاسی قربانی شد.از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ می توانستیم زنجیره های ارزش مشترک غیردلاری با چینی ها بسازیم ولی افسوس که سرنا را از سر گشادش دمیدیم و فرصت را به تهدید تبدیل کردیم و برجام حجابی شد میان ما و چینی ها

الان هم بعید نیست که در همان تله بیفتیم.تله نشستن بر در ارباب بی مروت غرب و فرصت سوزی در نسبت با چینی ها و روس ها و...
حداقل کاری که الان باید بکنیم این است که از امکانات لاشه نیمه جان همین توافق نیم بند استفاده کنیم برای ورود به بازار کشورهای ثالث مثل آسیای مرکزی و قفقاز و شبه قاره هند و آفریقا با پشتوانه بانک های چینی و روسی با منطق closed loopشاید بهتر باشد که بگوییم که حداقل کاری که در حوزه اقتصاد نباید بکنیم،کور کردن مسیرهای غیردلاری به امید گشایش مسیر های دلاری است
به نظر می رسد که دو جنگ خونین در فاصله کمتر از یک سال حداقلی از بلوغ در حکمرانی اقتصاد ایران را حاصل کرده باشد.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه