ضربهای سخت به شریان پشتیبانی هوایی ارتش آمریکا
سرنگونی یک هواپیمای سوخترسان نظامی تنها سقوط یک پرنده در آسمان نیست؛ این هواپیماها ستون پشتیبانی عملیاتهای هوایی و ضامن برد و ماندگاری جنگندهها هستند و حذف آنها میتواند شبکه عملیاتی و قدرت تهاجمی یک ناوگان هوایی را به طور جدی مختل کند.
در بیستودوم اسفند آسمان منطقه شاهد صحنهای کمسابقه بود؛ لحظهای که یک موشک پدافندی، بدنه غولپیکر یک هواپیمای سوخترسان نظامی را شکافت و آن را از آسمان پایین کشید. با این حادثه تنها یک هواپیما سقوط نکرد؛ بلکه بخشی از شبکه پشتیبانی هوایی که دههها ستون فقرات عملیات هوایی آمریکا به شمار میرفت، با چالشی جدی روبهرو شد.
در میان هواپیماهای نظامی، تانکرهای سوخترسان نقشی حیاتی دارند، آنها در ظاهر جنگنده نیستند، اما در عمل قلب تپنده عملیاتهای هوایی محسوب میشوند، بدون حضور این هواپیماها در آسمان، بسیاری از جنگندهها و بمبافکنها توان رسیدن به اهداف دوردست یا ادامه مأموریتهای طولانی را ندارند، به همین دلیل در ادبیات نظامی از آنها به عنوان «شریان حیاتی» نیروی هوایی یاد میشود.
گزارشها حاکی از آن است که هواپیمای ساقطشده از نوع سوخترسان سنگین بوده؛ پرندهای عظیم که در میان کارشناسان نظامی به عنوان یکی از مهمترین مهرهها در شطرنج آسمان شناخته میشود، این هواپیماها برای دههها ستون اصلی ناوگان سوخترسانی هوایی آمریکا بودهاند و در بسیاری از عملیاتهای نظامی از جنگ خلیج فارس گرفته تا مأموریتهای مدرنتر نقش کلیدی ایفا کردهاند.
ویژگی اصلی چنین هواپیماهایی توانایی انتقال حجم بسیار بالای سوخت در آسمان است، برخی از این تانکرها قادرند دهها تن سوخت را حمل کرده و در حین پرواز به جنگندهها منتقل کنند، ظرفیت سوخت آنها میتواند به حدود ۹۰ تن برسد و سامانههای پیشرفته سوخترسانی امکان انتقال سوخت با سرعتی در حدود دو هزار کیلوگرم در دقیقه را فراهم میکند. همین قابلیت است که اجازه میدهد جنگندهها برای مدت طولانیتری در آسمان باقی بمانند و مأموریتهای دوربرد انجام دهند، اما نقش این هواپیماها تنها به سوخترسانی محدود نمیشود، بسیاری از تانکرهای مدرن به سامانههای ارتباطی و تبادل داده مجهز هستند و میتوانند به عنوان گرههای ارتباطی در شبکه عملیاتی عمل کنند. در واقع این هواپیماها در برخی مأموریتها نقشی شبیه یک «روتر پرنده» ایفا میکنند و اطلاعات راداری و دادههای تاکتیکی را میان جنگندهها و واحدهای مختلف به اشتراک میگذارند.

در عملیاتهای پیچیده هوایی، چنین قابلیتهایی اهمیت حیاتی دارند، جنگندههای پیشرفتهای همچون اف‑۳۵ برای دستیابی به حداکثر کارایی به شبکهای از تبادل داده و هماهنگی لحظهای نیاز دارند. وجود یک پلتفرم هوایی که بتواند این ارتباطات را حفظ کند، بخشی مهم از معماری جنگ شبکهمحور محسوب میشود، از همین رو، از دست رفتن یک هواپیمای سوخترسان تنها به معنای حذف یک پرنده از ناوگان نیست؛ بلکه میتواند تأثیر زنجیرهای بر عملکرد کل شبکه عملیاتی داشته باشد. در نبود چنین پلتفرمی، برد عملیاتی جنگندهها کاهش مییابد، زمان حضور آنها در منطقه مأموریت محدود میشود و هماهنگی میان واحدهای هوایی با دشواری بیشتری انجام میگیرد.
کارشناسان نظامی معتقدند در جنگهای مدرن، هدف قرار دادن زیرساختهای پشتیبانی میتواند تأثیری بسیار بیشتر از انهدام یک جنگنده داشته باشد، به بیان دیگر، اگر جنگندهها به شکارچیان آسمان تشبیه شوند، تانکرهای سوخترسان در حکم ریههایی هستند که امکان ادامه پرواز را برای آنها فراهم میکنند، در چنین چارچوبی، ساقط شدن یک تانکر سوخترسان پیامدهایی فراتر از یک حادثه تاکتیکی دارد. این اتفاق میتواند شعاع عملیاتی مأموریتها را محدود کند و دایره اهداف قابل دسترس را کاهش دهد. در نتیجه برخی اهداف راهبردی که در شرایط عادی در برد عملیات قرار دارند، ممکن است خارج از دسترس قرار بگیرند.
به همین دلیل در دکترین جنگهای نوین، پلتفرمهای پشتیبانی همچون هواپیماهای سوخترسان، هواپیماهای هشدار زودهنگام و مراکز ارتباطی هوابرد به عنوان اهدافی بسیار حساس در نظر گرفته میشوند. هدف قرار دادن این عناصر میتواند شبکه عملیاتی دشمن را تضعیف کرده و توان تهاجمی آن را به شکل قابل توجهی کاهش دهد، حادثه اخیر نیز بار دیگر نشان داد که در نبردهای مدرن، سرنوشت میدان نبرد تنها به قدرت جنگندهها وابسته نیست. گاهی حذف یک حلقه پشتیبانی در آسمان میتواند کل زنجیره عملیات را تحت تأثیر قرار دهد؛ درست همچون زمانی که شریان حیاتی یک ناوگان هوایی در ارتفاعات آسمان از کار میافتد.
نظر شما