آخرین خبر از احتمال جنگ ایران و آمریکا امروز جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ | جنگ با ایران...
آخرین خبر از احتمال جنگ ایران و آمریکا امروز جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ را در این گزارش بخوانید.
«در جنگهای مدرن میان بازیگران پیشرفته، مسئله اصلی دیگر فقط نوع تسلیحات یا تاکتیکها نیست، بلکه حساب و کتاب است؛ بهطور مشخص نسبت میان مهمات تهاجمی و رهگیرهای دفاعی و عمق ذخایر هر طرف.»
هزینهای که واشنگتن از آن میترسد؛ معادله پیچیده جنگ با ایران
به نقل از ایرنا، مرکز مطالعات الجزیره (Al Jazeera Centre for Studies) که بازوی پژوهشی شبکه الجزیره به شمار میرود و در سال ۲۰۰۶ با هدف ارائه تحلیلهای عمیق درباره ژئوپلیتیک، تحولات راهبردی و مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا تأسیس شد، در گزارشی با عنوان «چرا ترامپ برای رفتن به جنگ با ایران تردید دارد؟» نوشت: پس از نقض آشکار حقوق بینالملل که با ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، رخ داد، تنشها در خاورمیانه طی هفتههای اخیر به شکل محسوسی افزایش یافته و گمانهزنیها درباره رویارویی مستقیم میان ایالات متحده و ایران بیشتر شده است.
نکته مهم این است که چرا ایالات متحده هنوز دست به اقدام نظامی علیه ایران نزده است. تردید واشنگتن به دلیل کمبود توان نظامی نیست،چنین برداشتی اساسا درست نیست. مسئله اینجاست که در قبال ایران، قدرت لزوما به نتیجه سریع تبدیل نمیشود و سرعت همان عاملی است که دونالد ترامپ بیش از هر چیز برای آن اهمیت قائل است.
در غرب این تصور رایج است که ایران کشوری ضعیف و بیش از حد درگیر مسائل داخلی و منطقهای است و صرفا ژست مقاومت میگیرد. اما این نگاه بر پیشفرضی نادرست بنا شده است: اینکه جنگ با ایران کوتاه، قابلکنترل و در نهایت به سود آمریکا خواهد بود. چنین برداشتی سادهانگارانه و خطرناک است.
در غرب این تصور رایج است که ایران کشوری ضعیف و بیش از حد درگیر مسائل داخلی و منطقهای است و صرفا ژست مقاومت میگیرد. اما این نگاه بر پیشفرضی نادرست بنا شده است: اینکه جنگ با ایران کوتاه، قابلکنترل و در نهایت به سود آمریکا خواهد بود. چنین برداشتی سادهانگارانه و خطرناک است.ایران سالها برای چنین شرایطی آماده شده است؛ نه برای پیروزی سریع، بلکه برای اینکه هر درگیری را طولانی و پرهزینه کند. راهبرد تهران بر تصرف سرزمین یا نمایش پیروزیهای تاکتیکی استوار نیست، بلکه بر تابآوری و تحمیل هزینه بنا شده است. ایران به دنبال ضربه نهایی و قاطع نیست؛ هدفش کشاندن طرف مقابل به جنگی فرسایشی است که منابع، سرمایه سیاسی و زمان او را تحلیل ببرد، جنگی که حتی قدرتمندترین ارتشها را هم خسته میکند.
به همین دلیل است که آمریکا همچنان با احتیاط عمل میکند و بهویژه ترامپ محتاطانه گام برمیدارد. او اهل ریسک است، اما وارد بازی نمیشود که پایانش نامعلوم باشد. زمانی اقدام میکند که تصور کند دست بالا را دارد و میتواند به نتیجهای سریع برسد. در حالی که ایران نماد نوعی درگیری است با هزینههای بالقوه بسیار بالا، سود محدود، بدون مسیر روشن برای دستیابی به نتیجه قطعی و بدون تضمین یک پیروزی تمیز و کمهزینه.
در جنگهای مدرن میان بازیگران پیشرفته، مسئله اصلی دیگر فقط نوع تسلیحات یا تاکتیکها نیست، بلکه حساب و کتاب است؛ بهطور مشخص نسبت میان مهمات تهاجمی و رهگیرهای دفاعی و عمق ذخایر هر طرف.
تحلیلگران معمولا بر درصد رهگیری تمرکز میکنند: چه تعداد از موشکهای ایرانی ساقط شده یا سامانههای دفاعی اسرائیل و آمریکا تا چه اندازه کارآمد بودهاند. اما مسئله اصلی عملکرد روز نخست نیست، بلکه این است که این روند تا چه مدت قابل دوام است.
رهگیرهای دفاع موشکی بالستیک بسیار گران هستند و تولید آنها زمانبر است. در مقابل، موشکهای تهاجمی بهویژه نمونههای ساخت ایران، ارزانتر بوده و تولید انبوه آنها سادهتر است. ضمن آنکه یک رهگیر همیشه موفق به انهدام یک موشک نمیشود و معمولا برای هر هدف، دو رهگیر شلیک میشود تا احتمال خطا کاهش یابد. روشن است که چنین روندی در درازمدت برای مدافع مشکلساز خواهد بود.
ایران بهخوبی از این واقعیت آگاه است. هدفش نابودی سریع سامانههای دفاعی نیست، بلکه فرسوده کردن آنهاست. حتی اگر تنها درصد کمی از موشکها عبور کنند اما بتوانند خسارت اقتصادی وارد کرده، حریم هوایی را مختل یا فشار روانی و سیاسی ایجاد کنند، دیگر مهم نیست که ۸۰ یا ۹۰ درصد رهگیری شده باشند. با گذشت زمان و کاهش ذخایر دفاعی، احتمال نفوذ افزایش مییابد.
در جنگ ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نیز چنین الگویی دیده شد. رهگیرهای پیکان-۲ و پیکان-۳ اسرائیل بهطور گسترده استفاده شدند و آمریکا با استقرار سامانههای تاد (THAAD)، مصرف رهگیرهای MIM-۴۰۱ Talon و همچنین استفاده از SM-۳ از ناوشکنهای خود وارد عمل شد. از نظر تاکتیکی، دفاع موفق بود؛ اما از نظر راهبردی، هزینهای تحمیل کرد که تکرار آن برای آمریکا ساده نیست.
عمق ذخایر در هر درگیری تعیینکننده است. جایگزینی رهگیرهای پیشرفته سالها زمان میبرد و حتی در خوشبینانهترین حالت، بازسازی ذخایر تاد آمریکا به سطح پیش از ژوئن ۲۰۲۵ تا حوالی سال ۲۰۲۷ طول خواهد کشید. این در حالی است که چین همچنان در حال تقویت توان نظامی خود است و همین رهگیرها برای بازدارندگی در غرب اقیانوس آرام اهمیت حیاتی دارند.
هر رهگیری که در اسرائیل مصرف میشود، در جای دیگری قابل استفاده نیست. اعزام سامانههای دفاعی به خاورمیانه همواره با هزینه فرصت همراه است. آمریکا امروز با محدودیت منابع در چند جبهه مواجه است و نمیتواند بدون ملاحظه سایر رقبا اقدام کند.
در مقابل، ایران تنها باید اطمینان حاصل کند که زرادخانه تهاجمیاش از ذخایر دفاعی مستقر در برابر آن بیشتر باقی بماند و در این زمینه مزیت دارد.
توان نظامی ایران اغلب بهصورت جداگانه بررسی میشود و همین امر موجب سوءبرداشت میشود. در حالی که این سامانهها بهگونهای طراحی شدهاند که همچون یک مجموعه هماهنگ عمل کنند؛ هر بخش نقش مشخصی در چارچوب جغرافیایی و نظامی خاص ایران دارد.
موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهای تهاجمی ایران مکمل یکدیگرند. هدف آنها اشباع و فرسودن دفاع دشمن از طریق فشار پیوسته است. این ترکیب امکان افزایش تدریجی فشار را فراهم میکند تا درصد بیشتری از حملات به هدف برسد.
این مجموعه شامل موشکهای بالستیک در بردهای مختلف، موشکهای کروز مانند خانواده پاوه و پهپادهای ملخی تهاجمی نظیر شاهد-۱۳۶ است. حتی پهپادهایی که ساقط میشوند نیز هزینه ایجاد میکنند؛ زیرا موجب مصرف مهمات دفاعی و درگیر شدن گشتهای هوایی میشوند.
یمن در راهبرد منطقهای ایران جایگاهی ویژه دارد. فاصله آن با اسرائیل برای حملات قاطع زیاد است و برخی این نقش را صرفا نمادین میدانند. اما کارکرد اصلی انصارالله حمله مستقیم نیست، بلکه ایجاد فشار دریایی و اقتصادی است.
تنگه بابالمندب گذرگاهی حیاتی برای تجارت جهانی است. بیشتر مهمات ضدکشتی در اختیار انصارالله برای برد مناسب طراحی شدهاند و سرجنگی نسبتا کوچکی دارند. هدف نابودی کامل ناوها نیست، بلکه مشغول نگه داشتن آنها و تحمیل هزینه است.
همین حضور، نیروهای دریایی را مجبور به مأموریتهای اسکورت میکند. هر ناوشکن اعزامشده به دریای سرخ، از جبههای دیگر کاسته میشود. در عین حال، افزایش ریسک موجب بالا رفتن حق بیمه و هزینه حملونقل شده و برخی شرکتها مسیر خود را تغییر میدهند.
این تصور که ایران یا ضربهای قاطع وارد میکند یا هیچ اقدامی نمیکند، یک اشتباه رایج است. در حالی که الگوی محتملتر، حملات محدود و مستمر روزانه همراه با موجهای مقطعی شدیدتر است. سامانههای دفاعی برای درگیریهای کوتاه طراحی شدهاند نه برای هفتهها آمادهباش مداوم. فرسودگی تجهیزات و خدمه اجتنابناپذیر است. حتی اگر نرخ رهگیری بالا بماند، آمادگی کاهش مییابد. این موضوع درباره نیروی هوایی نیز صدق میکند. هر هواپیمایی که مأمور دفاع است، برای حمله در دسترس نیست. از نگاه ایران، همین هم موفقیت محسوب میشود.
اگر تصور پیروزی سریع کنار گذاشته شود، چشمانداز باقیمانده جنگی طولانی و فرسایشی است که برنده روشنی ندارد. در چنین شرایطی، دیپلماسی واقعبینانهترین گزینه است. خاورمیانه همین حالا نیز با بحرانهای متعدد روبهروست و هرگونه تشدید درگیری میتواند برای همه طرفها پرهزینه و مخرب باشد.
دونالد ترامپ تمایل دارد پیروزی سریع به دست آورد اما حتی اگر پیروزی ممکن باشد، هزینه آن سنگین خواهد بود و دستیابی به نتیجهای قاطع در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد. از همین رو، احتمال اقدامهای محدود و نمادین، نمایش قدرت بدون ورود به جنگی گسترده، بیش از یک درگیری تمامعیار است؛ اقدامی که میتواند با فشار اقتصادی و سیاسی تدریجی همراه شود.
توضیح: انتشار این مطلب به معنای تایید محتوای آن نیست بلکه با هدف آشنایی مخاطب با نقطه نظرهای منتشر شده در رسانههای بینالمللی درباره وضعیت جاری میان ایران و ایالات متحده منتشر شده است.
نظر شما