شاهی با تاج مخملی؛ ۱۲ نشانه ضعف و ناکارآمدی رضا پهلوی
رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ایران، در سالهای اخیر بارها به عنوان «گزینه جایگزین» جمهوری اسلامی مطرح شده، اما بررسی عملکرد و رفتار سیاسی او نشان میدهد که این شخصیت بیش از آنکه برنامه و طرحی برای اداره کشور داشته باشد، بر اساس واکنشها و حمایت رسانهها و هواداران پروازی عمل میکند.
در این مطلب مروری بر ۱۲ دلیل قابل مشاهده و آشکار ضعف و ناکارآمدی رضا پهلوی آمده است:
۱. نداشتن برنامه مشخص: به جای ارائه برنامه عملیاتی برای اداره کشور، تنها بیانیه صادر میکند؛ واکنشی بدون برنامه.
۲. دور فرمان دادن: او تاکنون سختیهای واقعی سیاسی را تجربه نکرده و بدون مواجهه با زندان یا فشار، تنها بیانیه منتشر کرده است.
۳. وابستگی به رسانهها: وزن و اعتبار سیاسی رضا پهلوی عمدتاً به پوشش رسانهای وابسته است و بدون رسانه جایگاه او به شدت کاهش مییابد.
۴. ضعف در ساخت بدنه اجتماعی: او هوادار دارد اما اعضای ثابت و وفاداری ندارد؛ بیشتر فالوئر است تا نیروی عملیاتی.
۵. ابهام عامدانه: در موضوعات جدی مانند تحریم، جنگ یا دخالت خارجی، طوری سخن میگوید که هر کس برداشت دلخواه خود را داشته باشد.
۶. تمرکز بر گذشته: به جای ارائه چشمانداز آینده، بیشتر به خاطرات و دستاوردهای پدرش ارجاع میدهد.
۷. ناتوانی در مدیریت اختلافات: در درون جریان خود بارها تنش و درگیری ایجاد شده و فاقد توان ایجاد اتفاق نظر است.
۸. سیاست هیجانی: با جو و احساسات بالا ظاهر میشود و در دوره فرودها به سرعت ناپدید میشود.
۹. خودبرتر بینی: خود را «گزینه طبیعی رهبری» میداند بدون اینکه جایگاه خود را در رقابت واقعی به دست آورده باشد.
۱۰. ایدئولوژی منفی: سیاست او مبتنی بر نفی جمهوری اسلامی است و کمتر برنامهای برای ساخت آینده دارد.
۱۱. زبان دور از مردم: زندگی طولانی در آمریکا باعث شده زبان و ارتباط او با مردم داخل کشور محدود و گاه بیتأثیر باشد.
۱۲. ذهنیت تخیلی هواداران: هواداران او را به شکل منجی آخرالزمانی تصور میکنند، منتظر هستند که یک شبه همه مشکلات حل شود.
یکی از کاربران در شبکههای اجتماعی بهطور طعنهآمیز گفته بود: «رضا پهلوی سیاست را با سریال تاج و تخت اشتباه گرفته است».
نظر شما