خلاصه داستان قسمت ۷ سریال تمام رخ از شبکه سه سیما + عکس
برای دوستداران سریال های ایرانی خلاصه داستان قسمت ۷ سریال تمام رخ را در این مطلب از پایگاه خبری صفحه اقتصاد قرار داده ایم. با ما همراه باشید.
برای دوستداران سریال های ایرانی خلاصه داستان قسمت 7 سریال تمام رخ را در این مطلب از پایگاه خبری صفحه اقتصاد قرار داده ایم. با ما همراه باشید. زمان پخش سریال تمام رخ از شبکه سه سیما نیز مانند دیگر سریال های شبکه سوم در ساعت ۲۰:۴۵ هر شب خواهد بود.
سریال ۳۰ قسمتی « تمام رخ » به نحوی در ادامه سریال قبلی ابوالفضل صفری یعنی «سرجوخه» ساخته شده است و داستان آن در همان فضای گروه های شرط بندی، قمار و پول شویی های کلان اقتصادی می گذرد و گویا صفری می خواهد تا با موضوع تروریسم اقتصادی، سه گانه خود را کامل کند؛ سه گانه ای که پیش تر با احمد معظمی و با موضوع امنیتی ساخته بود.
خلاصه داستان قسمت ۷ سریال تمام رخ
فریبا با پیمان تماس گرفته و به او میگه هر چی سریع تر ناهید و پیدا کن و خیلی عصبی است.
پیمان با محمدحسین تماس گرفته و بعد از تسلیت از او دلجویی می کنه و میگه هر چیزی که خراب کردیم و می خوام درستش کنم، بعد هم برای فردا باهاش قرار می گذارد و تلفن را قطع می کند.
برژیت پای لپ تاپ نشسته و با سرچ کردن در سایت های مختلف دنبال چیزی می گردد که یهویی قطره اشکی از چشمش جاری میشه.
فریبا با آقای میرزایی تماس گرفته و با او به خاطر این که زیر یه سری اسناد را امضا کرده جر و بحث می کنه، فرناز قصد داره طلاهای ناهید را برداره که فریبا میگه دختره به میرزایی گفته اگر کوچک ترین چیزی از خونه کم بشه ازمون شکایت می کنه، فرناز هم کلافه باشه ای میگه و میره خونه تا سری به مهرداد بزند.
پیمان به دیدن ننه صنم رفته و سراغ ناهید را از او می گیرد، پیمان از او می خواد که به ناهید بگه سریع بیاد تا با هم برن که او میگه بلاخره میاد، ولی فعلا تو یه چای قند پهلو بخور…
ننه صنم به سراغ ناهید میره که پیمان هم چای رو روی زمین می ریزه و به دور دست ها خیره میشه، ناهید به سمتش میره و پیمان میگه حالا که همه چیز شیبانی برای توعه بیا برگرد که ناهید میگه من فقط حقم از این زندگی و گرفتم ولی برعکس تو من دنبال پول شیبانی نبودم، فقط می خواستم کل پولی که از خانوادم دزدیده بود و ازش بگیرم.
پیمان بهش میگه من دارم تا چند وقت دیگه با دخترم برای همیشه از ایران میرم که ناهید میگه پس قبلش به زنت بگو برام نقشه نکشه، تقاص شما رو هم خدا ازتون می گیره و با گریه می رود.
محمدحسین با ناهید تماس گرفته و به او میگه هر جا هستی، خودتو برسون خونت، منم دارم میام دنبالت و ناهید به سرعت به راه می افتد.
ترکیه
برژیت با مستر دمیر به سر قرار رفته و دوباره آقایی ازشون عکس می گیره و برای همکاران پلیسش در ایران می فرستد و مشخص میشه که آقای دمیر هم در شرکت داروسازی در ترکیه کار می کند.
بعد از آن برژیت به سر قرار با مکس میره و میگه از خودمو کاری که دارم انجام میدم بدم میاد، فقط بهم بگو لئو زنده است یا نه و شروع به گریه کردن می کند.
مکس هم برای این که آرومش کنه عکسی از لئو بهش نشون میده و میگه ۱۰ ها نفر از آدم های من دارن برای آزادی لئو و افرادش تلاش می کنند.
مهرداد در خانه در حال صحبت با تلفنش است که فرناز کلید می اندازد و به داخل می رود.
فرناز از او می پرسه با پول های بابام چیکار کردی و همه چیز را حق خودش می داند ولی مهرداد هیچ چیزی را گردن نمی گیرد و میگه هر چی بهت رسید برای تو و می رود.
ترکیه
مکس داخل ماشین است و کمی بعد پیاده میشه و سوار بر تاکسی میره، آقایی هم از دور او را زیر نظر دارد و دنبالش می کند.
مکس با خانم محجبه ای به نام الی در کافه قرار دارد و درباره مهاجرت به آمریکا و انجام عملیاتی حرف می زنند و قرار است الی با یک آقازاده ازدواج کند.
آن آقا هم چنان آن ها را دنبال می کند و در تعقیبشان است.
ناهید به خانه رفته که بچه های شیبانی دوره اش می کنند، ناهید هیچ حرفی نمی زنه و درست همون لحظه محمدحسین هم از راه می رسه که فریبا، ناهید را هول میده و او روی زمین پرت میشه.
مسعود در خانه به ویسی که برژیت برای پیمان فرستاده گوش می کند و به رابطه پنهانی آن ها پی می برد.
ناهید دستش شکسته، ماموری فرهاد را به عنوان مجرم با خودش به کلانتری می برد، ناهید روی تخت نشسته و حرف های بچه های شیبانی توی سرش مرور می شود، فرناز سعی می کنه با روی خوش با ناهید برخورد کنه ولی ناهید بی تفاوت به با محمدحسین میره.
مسعود در آزمایشگاه با پیمان حرف می زنه و بحث خرید خونه را به میان می کشد و دو پهلو حرف می زنه و میگه می خوام اندازه گلیمم و بزرگ تر کنم.
پلیس ها درباره رابطه مستر دمیر با برژیت و کار هایشان با هم گپ می زنند.
نظر شما