خلاصه داستان قسمت ۱۲۳ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲۳ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر می باشید. با ما همراه باشید
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲۳ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر می باشید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امید و ناامیدیها، جنگها و تلاشهای کارکنان صنعت سینما را به تصویر میکشد. سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.
قسمت ۱۲۳ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر
بکیر هر خبری که توی آژانس میشنوه و متوجه میشه را سریعاً در حساب فیکش در توییتر پخش میکنه از آنجایی که او همش سرش تو گوشیه پریده بهش مشکوک میشه و حدس هایی میزنه که او داره یه کارهایی می کنه. امراه و گولن متوجه شدند که باریش با جیدا قرارداد بسته و از این حرکتش ناراحت شدند و نمیدانند که باید این واقعیت را به دجله بگن یا نه وقتی از کراج میپرسند او بهشون میگه فعلا هیچی به دجله نگید تا باریش خودش تمام واقعیت را بگه اینجوری بهتره. کراج با عصبانیت پیش جیدا میره و بهش میگه تو به چه حقی داری همچین بلاهایی سر دجله میاری؟ چرا رفتی با باریش قرارداد بستی؟ جیدا با کمال خونسردی جوابش را میده و این باعث میشه که کراج بیشتر عصبانی بشه.
کراج بهش میگه تو قطعاً شکست میخوری تو یه روزی ورشکست میشی کسی که با ناراحت کردن و دل شکستن بقیه پیروز میشه و میره بالا قطعاً یه روز شکست میخوره. جیدا بهش میگه اگه تو داری این حرفو میزنی پس نشون میده که اصلا منو نشناختی و منو نمیشناسی که راجع به من اینجوری میگی. کرام میگه باشه روی منو سیاه کن تو اصلاً به دجله نگو که من با باریش قرارداد بستم بزار خود باریش حقیقتو به دجله بگه اون موقعست که من قبول میکنم که تو رو نشناختم و از آنجا با عصبانیت میره. سپس به باریش زنگ میزنه و او را هم سرزنش میکنه به خاطر این کارش و میگه تو چطور تونستی همچین کاری کنی وقتی میدونستی که دجله اگه بفهمه ناراحت میشه باریش که نمیتونه حقیقت را بگه فقط میگه درستش این بود، کراج با عصبانیت بهش میگه درستش این بود؟
باشه تو همه مارو فروختی و تلفن را به رویش قطع میکنه. جیدا با تمام بازیگر های دجله قرار گذاشته و تمام آنها را به سمت خودش کشانده کراج از این وضعیت حسابی عصبانیه و تصمیم گرفته تا با گورکم هم صحبت کنه و اونو هم به سمت خودش بکشونه از آنجایی که گورکم در اتحادیه بازیگر هاست کراج به شدت استرس میگیره و به چینار میگه که اگه موفق بشه گورکم را هم به سمت خودش بکشونه کارمون تمومه و سوپر اگو ورشکست میشه. او عضو اتحادیه بازیگرهاست و پشت سر آن تمام بازیگر ها سراغ جیدا میرن نه سراغ ما. به خاطر همین چینار با گورکم قرار میذاره تا درباره قرارداد باهاش صحبت کنه وقتی به آنجا میره گورکم با هیجان و ذوق از قراردادی که جیدا بهش پیشنهاد داده به چینار میگه و سپس میگه که فکر نکنم بازیگری اصلا باشه که به همچین قراردادی نه بگه.
دجله صبحانه مفصلی آماده کرده و با خوشحالی به باریش میگه تا پیشش بیاد و با همدیگه صبحانه بخورند اما او به خاطر کاری که کرده حسابی خجالت زده هستش و نمیتونه حتی تو صورت دجله نگاه کنه به خاطر همین بهانهای میاره و بهش میگه که من نمیتونم بیام. باریش پیش برادرش آیدین میره و بهش میگه ببین چیکار کردی به خاطر کاری که تو کردی من دارم خجالت میکشم، نمیتونم حتی تو روی دوست دختر خودم نگاه کنم. آیدین دلداریش میده و میگه از این نظر هم نگاه کن که تو این کار را برای برادرت انجام دادی همه چیزو برو به دجله بگو و بهش بگو که مقصر من بودم و تو مجبور بودی به این کار. باریش پیش دجله میره تا تمام ماجرا را برایش تعریف کن اما وقتی به آنجا میره و می خواد سر صحبت را باز کنه.
همان موقع سینان بهش زنگ میزنه و بهش میگه که تهیهکننده هم پیدا کردیم. روبهرو شدن با تو خیلی شانس واسمون آورد و دجله حسابی خوشحال میشه و بهش میگه بیا همین الان خونه من اینجا با هم دیگه درباره انتخاب بازیگرها صحبت کنیم. باریش وقتی ذوق و خوشحالی دجله را میبینه نمیتونه حرفش رو بزنه و میزاره برای موقعیتی دیگه. دجله بازیگر نقش شصت ساله سریال را یاسمین و برای نقش اول سریال که پسر جوانی هست نجات را انتخاب میکند اما از آنجایی که هر دوی آنها بازیگرهای جیدا هستند به مشکل میخورند که دجله به سینان میگه نگران این موضوع نباش من این موضوع را با پریده در میان میزارم اون کمکمون میکنه هر کاری که از دستش بر بیاد برامون انجام میده خیالت راحت.
کراج و چینار حسابی کلافه شدن و نمیدونن باید چیکار کنن آنها کنجکاو میشن تا قراردادی که جیدا برای بازیگر ها تنظیم کردند را ببینند و بفهمم که اون چیه که همه بازیگر ها را داره به سمت خودش میکشونه به خاطر همین به گولن و امراه میگن تا با نقشه ای قرارداد را گیر بیارن. آنها موقعی که جیدا در آژانس نیست با هم تصمیم میگیرند که گولن طغرل را سرگرم کنه و در آن مدت زمان امراه به اتاق جیدا بره و از قرارداد عکس بگیره آنها سپس عکس را به چینار و کراج نشان میدهند. آنها از ماده هایی که تنظیم کرده حسابی شوکه زده میشن و به همدیگه میگن واقعا بازیگرها حق دارند که از همچنین قراردادی نگذرند.
سپس کراج میگه هیچ راه دیگه ای نداریم جز اینکه گورکم را هر جور که شده به سمت خودمون بیاریم کاری از دستمون بر نمیاد. مرال به آژانس رفته تا وسایلش را از آنجا برداره که جیدا با دیدن او بهش طعنه و کنایه میزنه تا هرچه زودتر از آنجا بره و آژانس را ترک کنه همان موقع پریده از راه میرسه و به جیدا میگه مرال لازم نیست جایی بره من دستیار ندارم می خوام مرال دستیارم باشه.
او خوشحال میشه و با پریده همراه میشه و جیدا از دیدن آنها پوزخندی میزنه و مسیرش را ادامه می دهد. بکیر با فهمیدن موضوع دجله که مدیر بازیگرهای فیلم اسکله سینان شده خبری در این باره در توییترش میزاره و برای اینکه خبر همه جا بپیچه و فالوئرهایش بالا بره توییتر را برای اجه هم میفرسته. اجه با دیدن این خبر جا میخوره و سریع اونو توی توئیتر خودش هم میزاره که باعث میشه امراه و گولن متوجه توییتر پیج فیک بکیر بشن اما آنها فکر نمی کنند که این پیج بکیر باشه پیش خودشان فکر می کنند که جاسوس آژانس کسی نیست جز طغرل….
نظر شما